تاریخ انتشار : جمعه ۲۷ مهر ۱۳۹۷ ساعت ۰۸:۰۰

, مترجم : مهرناز زاوه

 

 

تعداد کتاب‌های منتشر شده نویسندگان ناشر-مولف در سال ۲۰۱۷ در ایالات متحده از مرز یک میلیون گذشت.

افزایش ۲۸ درصدی کتاب‌های ناشر-مولف در امریکا در سال ۲۰۱۷

 

به گزارش خبرگزاری کتاب ایران (آتی بوک) به نقل از پابلیشرزویکلی – بر اساس گزارش سالانه باوکر از تعداد شابک‌هایی که به نویسندگان ناشر-مولف اختصاص یافته، تعداد کتاب‌های ناشر-مولف در ایالات متحده برای اولین بار در سال ۲۰۱۷ به یک میلیون نسخه رسید. تعداد کل شابک‌های منتشر شده سال گذشته ۲۸٪ نسبت به سال ۲۰۱۶ افزایش داشته و به ۱،۰۰۹،۱۸۸ رسیده است.

این پیشرفت کاملا مربوط به کتاب‌های چاپی بوده و تعداد کتاب‌های الکترونیک نویسندگان ناشر-مولف ۱۳٪ نسبت به سال ۲۰۱۶ کاهش داشته است. باوکر اشاره کرد که این کاهش سومین سال متوالی است که اتفاق می‌افتد و احتمالا بیشتر به دلیل استفاده نویسندگان از پلتفرم ناشر-مولف کی.دی.پی آمازون است تا کاهش کلی تعداد کتاب‌های الکترونیک ناشر-مولف که سال گذشته منتشر شده است. زیرا آمازون تعداد عناوین سالانه کی.دی.پی را افشا نمی‌کند.

با این حال باوکر تعداد کتاب‌های چاپ شده توسط بخش کریت‌اسپیس آمازون را ضبط می‌کند و رقم‌ها نشان از افزایش ۵۰ درصدی عناوین منتشر شده در سال ۲۰۱۷ دارد و تعداد کتاب‌های ناشر-مولف این کمپانی به حدود ۷۵۲ هزار رسیده است.

 

 

 

 

 

نشست نقد و بررسی کتاب «بی‌خانمانی و سیاست‌گذاری اجتماعی» برگزار شد

آیا رفتار با بی‌خانمان‌ها صدقه سر دولت لیبرالیستی است؟

 

تاریخ انتشار : جمعه ۲۷ مهر ۱۳۹۷ ساعت ۰۹:۰۰

 

 

مسعودیان با بیان اینکه سیاست اجتماعی ما در برابر بی خانمان‌ها اشتباه است! گفت: بی خانمانی اجتماعی در هندوستان، انگلستان و… متفاوت است پس سیاست‌های اجتماعی هم متفاوت است. بنابراین ما نمی توانیم کتاب «بی‌خانمانی و سیاست‌گذاری اجتماعی» را نسخه خوبی برای ایران بدانیم.

سیاست اجتماعی ما در برابر بی خانمان‌ها اشتباه است!

 

به گزارش خبرگزاری کتاب ایران (آتی بوک) گروه شهر و زندگی روزمره انجمن مطالعات فرهنگی با همکاری معاونت امور اجتماعی و فرهنگی شهرداری تهران، انتشارات علمی فرهنگی و موسسه مطالعات و تحقیقات اجتماعی دانشگاه تهران هشتمین نشست حلقه مطالعاتی نقد و بررسی متون شهری را با نقد و بررسی کتاب «بی‌خانمانی و سیاست‌گذاری اجتماعی» نوشته روجر باروز، نیکلاس پلیس و دبورا کویلگارس و سخنرانی محسن مسعودیان برگزار کرد.

مسعودیان در این نشست توضیحاتی را درباره سیاست‌گذاری اجتماعی ارائه کرد و گفت: این سیاست سه هدف عمده و متمرکز از قبیل کاهش نابرابری، افزایش سطح رفاه و بهبود حقوق شهروندی را دنبال می‌کند. این یک رشته در مقاطع تحصیلات تکمیلی است و در ایران هم تلاش می‌شود راه اندازی شود اما تصویب نشده در حالی که در اروپا و انگلستان این رشته فعال است.

 

وی ادامه داد: انتشارات علمی و فرهنگی ۱۰ کتاب را که به مقوله شهر پرداخته به طبع رسانده که یکی از این کتاب‌ها «بی‌خانمانی و سیاست‌گذاری اجتماعی» است. البته من این کتاب را اثری ندیدم که در حوزه شهر بگنجد و اگر بگویند ۱۰ کتاب در حوزه شهر نام ببریم من این را در آن لیست نمی‌گنجانم. چون این کتاب به تجربه منحصر به انگلستان است.

وی با طرح این سوال که مفهوم شهروندی و حقوق اجتماعی چه چیزی است و وقتی از آن حرف می‌زنیم ناظر به چه چیزی است عنوان کرد: مارشال در اواسط قرن ۲۰، این بحث را با عنوان شهروندی و انواع آن مطرح کرد و به شهروندی سیاسی، مدنی و … پرداخت.

 

مسعودیان با بیان اینکه این کتاب بی خانمانی را  اثبات نمی‌کند افزود: بی‌خانمان یک شهروند است و حقوق اجتماعی دارد ولی این بی خانمان در این اثر به ترحم نگریسته می‌شود. نکته‌ای که در اینجا مطرح است این است که وقتی قانون اجباری فقر در اروپا به تصویب رسید سراها و خانه‌هایی درست شد که فقرا باید در آنجا محبوس می شدند و کار می‌کردند. این فقرا شامل انواع بی خانمان‌ها هم بودند و در آنجا محبوس می‌شدند و باید به اجبار تولید می‌کردند. وقتی هم تولید می‌شد شکوفایی اقتصادی به همراه داشت در حالی که آن کارگر محبوس حقوق معادل کارش را نمی‌گرفت.

به گفته این محقق، با این موضوع، این خطر به وجود می‌آمد که ستاد نئولیبرالیستی با رشد این کارگران قاعده‌ای درست کند که نظام تولید بر همین مبنا بنا شود. پس نخستین نقد به این کتاب این است که مساله حق اجتماعی برای شهروندان در آن روشن نشده و وقتی این معلوم نشود رفتار با بی‌خانمان‌ها گویی صدقه سر دولت لیبرالیستی است.

 

وی با بیان اینکه در شهروندی و سیاست گذاری اجتماعی بیشتر از حق صحبت شده تا تکلیف! گفت: در حالی که در غرب مساله تکلیف اجتماعی به صورت خاص و ملموس مطرح نشده است در اسلام این تکلیف مشخص شده است. پس وقتی ما تکلیف را ندانیم در برابر حق استوار می‌ایستیم و آن را می‌خواهیم. شعار جامعه پایدار این است که دربرابر حق باید تکلیف داشته باشید.

مسعودیان با تشریح فصول این کتاب اظهار کرد: کتاب ۱۶ فصل دارد که در آمد آن به بی خانمانی در گذشته می‌پردازد. سپس به بی خانمانی در انگلستان و شاخصه‌ها آن پرداخته می‌شود. در فصل دوم قوانین مربوط به این حوزه مورد توجه قرار می‌گیرد. انگلستان تنها کشوری بود که برای بی خانمان‌ها و اسکان و سامان آنها برنامه داشت! آنها به صورت قانونی و رسمی مسئولیت بی خانمانی را پذیرفتند و در سال ۱۹۷۷ اولین قانون برای تامین مسکن مطرح شد. پس از آن در سال ۱۹۸۴ مجددا این قانون تکمیل شد و در نهایت افراد بی خانمان تعدادشان زیاد شد و هزینه دولت رفاه بالا رفت و در سال ۱۹۹۶ در قانون مسکن آن را تصحیح کردند!

به گفته این محقق، فصل سوم نظریه پردازی درباره بی خانمانی را بحث می‌کند. فصل‌های دیگر به مولفه‌هایی اشاره دارد که در سنجش بی خانمانی است. این کتاب برای سیاست گذاران اجتماعی ما در حوزه بی خانمانی تجربه خوبی است که آن را از انگلستان کسب کنند هر چند این موضوع تابع شرایط زیستی، اجتماعی و فرهنگی است و بعید می‌دانم بتوانیم آن را در ایران پیاده کنیم.

 

وی با اشاره به تعریف بی خانمانی بیان کرد: تکلیف در برابر بی خانمان‌ها بر عهده دولت است اما مناقشات بر سر بی خانمانی همچنان وجود دارد. در ایران بی خانمان‌ها به معتادها گفته می‌شود! ما افرادی را داریم در ایران که بی خانمان بودند و معتاد شدند یا برعکس! اما به هر حال آمار دقیقی هم وجود ندارد. مساله‌ای که هست این است که دولت در انگلستان وقتی می‌خواهد با بی خانمان‌ها برخورد کند آن را جز نیازهای اساسی آن می‌داند اما در ایران ما رویکردی را داریم که بی‌خانمان را تقبیح و منزوی می‌کند و آن را انگل می‌داند به همین دلیل ما حد و مرز رفتار سیاست اجتماعی را نمی‌توانیم برای بی خانمان تعریف کنیم.

 

مسعودیان گفت: شما کارتن خواب‌ها را ببینید که مواد مصرف می‌کنند، بغل اتوبان می‌خوابند و دردسر ایجاد می کنند بعد دولت به آنها خانه می دهد و این نوعی مجازات برای آنهاست. این در حالی است که در انگلستان خانه دار شدن به مثابه مجازات نیست اما در ایران اینگونه نیست. مسئولیت سامان دهی بی خانمان‌ها با دولت است هر چند در آمریکا ۸۵ درصد این کار را موسسات اجتماعی انجام می‌دهند.

 

وی ادامه داد: وقتی که دولت‌ها نسبت به بی خانمان‌ها در حال چیدمان سیاست اجتماعی هستند نخست نسبت به هزینه‌های آن اقدام می‌کنند. از این سو گفتند بی خانمانی باید تعریف دقیق شود و افراد بی خانمان تفکیک شوند. نقد بعدی به کتاب این است که بی خانمانی در آن تفکیک نشده است و افرادی که صفت بی خانمانی بر آنها حمل شده مشخص نیست از چه طریق دسته بندی می‌شوند! اگر قانون اجباری فقر که نقد شده و در سراسر اروپا مورد نفی بوده و آن مذموم بوده از یک جهت خوب است و آن این است که هر فرد بی خانمان نسبت به خدمات رایگانی که دولت به او می‌دهد تکلیف دارد!

 

وی افزود: غربی ها جالب است کمتر درگیر اعتیاد هستند و بی خانمانی برای آنها به دلیل اعتیاد نیست اما در ایران حتما ما باید این را احصا کنیم چون بی خانمان اگر متهم به جرم باشد علاوه بر اینکه حق رایگان دارد در برابر حاکمیت تکلیفی هم دارد. بنابراین سیاست اجتماعی ما در برابر بی خانمان‌ها اشتباه است!

به گفته مسعودیان، ما اکنون ۱۸ گرمخانه در تهران داریم که بسیار کم است و گفته می‌شود ۱۵ هزار بی خانمان هم داریم که آمار سنگینی است. از این ۱۸ تا فقط یک گرمخانه مخصوص خانمهاست که شرایط خاصی دارد! البته ما این را تشویق می‌کنیم که به هر حال حمایت‌هایی وجود دارد اما مشخص نیست در شهرهای دیگر هم همین کیفیت هست یا خیر. از سوی دیگر افرادی که وارد گرمخانه می‌شوند چه تکلیفی را باید انجام دهند که پاسداشت داشته باشند.

 

وی یادآور شد: باید ابتدا این بی خانمان‌ها تفکیک شوند و بر این مبنا برای آنها تکلیف ایجاد کنیم چون سیاست اجتماعی سیاست انتقام گیری نیست بلکه باید بی خانمان‌ها را توانمند کنیم. اکنون گذاشتن گزینش برای گرمخانه‌ها دسته بندی درستی نیست چون ما فقط آنها را برای بزه بیشتر آماده می‌کنیم و این‌ها در جامعه رها می‌شوند و فرصت مناسبی برای خوابیدن می‌یابند. آیا این فروکاست بی خانمانی است؟! خیر! باید برای اینها نظام مهارت آموزی درست کرده و آنها را وامدار خود کنیم تا دربرابر انجام تکلیف حقوقی را بگیرند.

مسعودیان با اشاره به ریخت شناسی از بی خانمانی عنوان کرد: ریخت شناسی از بی خانمان‌ها در جهان گوناگون است. در ایران طبق آمارها ۸۰ درصد بی خانمان ها معتادین هستند. بی خانمانی اجتماعی در هندوستان، انگلستان و… متفاوت است پس سیاست‌های اجتماعی هم متفاوت است. بنابراین ما نمی توانیم این کتاب را نسخه خوبی برای ایران بدانیم.

 

 

داستان‌هایی مختصر و مفید از برلین

 

به گزارش خبرگزاری کتاب ایران (آتی بوک)، یودیت هرمان از نویسندگان نسل جدید ادبیات آلمان است. این نویسنده معاصر آلمانی نخستین متون ادبی خود را زمانی که در آمریکا بود منتشر کرد و تجربیات روزنامه‌نگاری نیز دارد. هرمان از همان آغاز نوشتن شیفته داستان کوتاه شد و درنهایت خود را بیش از آنکه رمان‌نویس بداند نویسنده‌ داستان‌های کوتاه می‌داند که با سبکی مینی‌مال خلق می‌شوند. ایجاز از ویژگی‌های بارز آثار اوست.

هرمان نخستین مجموعه داستان خود به نام «خانه‌ی تابستانی» را در سال ۱۹۹۸ منتشر می‌کند که با استقبال روبه‌رو می‌شود.  خوشبختانه این نویسنده خوش‌قلم در ایران ناشناخته نمانده و آثاری چون مجموعه «این سوی رودخانه اُدر»، «آلیس» و «خانه تابستانی» و چند داستان کوتاه دیگر به فارسی ترجمه شده است. آخرین اثری که از هرمان به فارسی برگردانده شده،‌ آخرین مجموعه داستان منتشر شده از این نویسنده است که در سال ۱۳۹۷ با ترجمه مترجم همیشگی آثار او محمود حسینی‌زاد از سوی نشر افق راهی بازار کتاب شد.

محمود حسینی‌زاد، مترجم آثار هرمان در ایران درباره سبک و سیاق نویسندگی او در گفت‌وگو با خبرگزاری کتاب ایران (آتی بوک) می‌گوید: « هرمان درباره آدم‌های امروز و روابط‌شان می‌نویسد. داستان‌های اول درباره جوان‌ها بود و با گذشت زمان که سن خودش بالا رفت سن کاراکترهای داستان‌هایش هم بیشتر شد و  این اواخر بیشتر  درباره آدم‌های همسن و سال خودش می‌نویسد. عمده داستان‌های اول هرمان در برلین می‌گذشت چون او برلینی‌الاصل است اما به مرور زمان جهانی‌تر نوشت و اکنون داستانهایش در اقصی نقاط دنیا رخ می‌دهند.»

                          

کتاب «آلیس» در سال ۱۳۸۸ در ایران منتشر شد و هنوز هم یکی از پرطرفدارترین آثاری است که از این نویسنده به فارسی برگردانده شده است. این اقبال را می‌توان به رمان‌پسندی مخاطبان ایرانی نسبت داد. البته به گفته خود نویسنده؛ «این کتاب رمان نیست و پنج داستان است با یک شخصیت مشترک به نام آلیس.» اما پیوستگی غیرمستقیم داستان‌ها به یکدیگر و همچنین تِم مشترک آن‌ها این ذهنیت را در خواننده به وجود می‌آورد که گویی با رمانی کوتاه مواجه است.

این کتاب مجموعه‌ای‌ست شامل پنج داستان که یک شخصیت محوری به نام آلیس دارد و در هر پنج داستان «مرگ» مضمون اصلی است. شخصیت اصلی کتاب زنی میانسال به نام آلیس است و این کتاب درباره ماجراهایی از مرگ دوستان و اقوام آلیس  و روایت افرادی است که در هنگام احتضار، آلیس به دیدن‌شان می‌رود.

این رمان تا کنون شش بار تجدیدچاپ شده است. در بخشی از کتاب «آلیس» می‌خوانیم:

«وقتي كسي كه دوستش داري، كسي كه در زندگي‌ات نقشي داشته، مي‌رود، مي‌ميرد و ديگر نيست، همه‌چيز دگرگون مي‌شود؛ چه بخواهي و چه نخواهي. آن‌چه به جا مي‌ماند، كتاب‌ها هستند و نامه‌ها و عكس‌ها. 

يادها و اندوهي چاره‌ناپذير و گاهي هم در گوشه‌اي، خياباني، كسي را اشتباهي به جاي او كه مرده مي‌گيري و به دنبالش مي‌دوي…»

کتاب «آن سوی رودخانه ادر» اولین کتابی است که از یودیت هرمان به فارسی ترجمه می‌شود. این کتاب  در سال ۱۳۸۶ وارد بازار کتاب ایران شد و مجموعه‌ای است انتخابی  از دو کتاب نخست یودیت هرمان به نام‌های «خانه تابستانی» و «هیچ چیز جز ارواح».

هرمان در اين داستان به زندگي مردماني بي‌خيال و در عين حال آسيب‌پذير، به فرصت‌هاي از دست رفته و تنهايي گاه خود خواسته‌شان مي‌پردازد. نگاه و زبان او خونسرد اما مؤثر است و حسرتي نهفته در آن موج مي‌زند. هرمان در این داستان ها از نشانه‌ها مدد گرفته تا لایه زیرین اثر خود را بسازد و خواننده در این کتاب تنها با داستان و قصه مواجه نیست. بلكه  در مواجهه با چيزي است كه در اثر تقابل‌هاي عناصر تشكيل دهنده داستان آن شكل مي‌گيرد، و  در نتیجه با دو سطح روبه رو می‌شود؛ يكي سطح روساخت و دیگر آنکه با كشف دلالت هاي ضمني و تقابل‌ها در اين سطح  به سطح ژرفساختي داستان می‌رسد.

                         

این کتاب تا به حال سه بار تجدیدچاپ شده است. در بخشی از داستان «مرجان سرخ» می‌خوانیم:

« … اولين و تنها باري كه پيش روان‌شناس رفتم. به قيمت از دست دادن دستبند مرجان سرخ‌رنگم تمام شد و او ده سالي از من بزرگ‌تر بود و به ماهي مرده شباهت داشت، سرد و بي‌صدا. حالش خيلي بد بود.

روي تخت مي‌افتاد و تنها جمله اي كه مي‌گفت… اگر اصلاً حرفي مي‌زد… اين بود: «حتي از خودم هم خوشم نمي‌آد.» اين همان داستاني است كه مي‌خواهم تعريف كنم؟ مطمئن نيستم. واقعاً نيستم.»

پس از این دو کتاب که با استقبال خوبی در بازار کتاب روبه‌رو می‌شود،‌ محمود حسینی‌زاد،‌ مترجم و معرف آثار هرمان در ایران، به سراغ ترجمه رمانی از این نویسنده به نام «اول عاشقی» می‌رود.  این کتاب رمانی است که روانشناسی را با ادبیات پیوند می‌زند. در لایه نخست، خواننده با ماجرایی روبه روست که  خلل و شکافی را در زندگی مشترک یک زن و شوهر روایت می‌کند. رمان «اول عاشقی» از نظرگاه  کاراکتری به نام «استلا» روایت می‌شود. استلا در همه صحنه‌های رمان حضوری پر رنگ دارد.

«استلا» در صفحه نخست کتاب در هواپیما نشسته است و با مردی آشنا می‌شود که دست‌های کثیفی دارد. این مرد که «جیسون» نام دارد دست «استلا» را می‌گیرد و به او دلداری می‌دهد. استلا اندکی آرامش می‌یابد. در ادامه این سفر هوایی، جیسون خوابش می‌برد اما همچنان دستان کوچک استلا را در دست دارد.

یودیت هرمان در واقع در رمان «اول عاشقی» زنی را توصیف کرده که به هر موضوع و ابژه سطحی نگاه می‌کند. هرمان با این رمانش همه نقدها را متوجه استلا می‌داند. این نویسنده زن آلمانی، در تازه‌ترین رمانش استلا را عصبی توصیف می‌کند. 

زبان یودیت هرمان در این رمان زبانی است که دیالوگ در آن نقش تعیین کننده‌ای ایفا می‌کند. در ترجمه محمود حسینی‌زاد دیالوگ‌های داستان در گیومه قرار نگرفته است اما با مهارت مترجم در انتقال لحن و اقتضای کلام نویسنده، دیالوگ‌ها از یکدیگر جدا می‌شوند و مانعی بر سر راه فهم خواننده نیست. در واقع مترجم توانسته است زبان مختص به خود هرمان را در فارسی بازتولید کند.

                 

                 محمود حسینی‌زاد

محمود حسینی‌زاد درباره نثر و زبان هرمان در آثارش می‌گوید: « نثر ملانکولیکی دارد و سعی دارد به آن ملانکولی اهمیتی ندهد و نگاه بیطرفانه‌ای داشته باشد.»

داستان «اول عاشقی» داستان هراس و اندوه نیست. داستان سکوت و روزهای جدایی یک زن و شوهر نیست. داستان روایتی منطقی از یک زندگی به ظاهر ساده است. زندگی به قدری ساده و سرراست است که وجود معضلی به راحتی آن را تکان می‌دهد و همه این‌ها به استلا ربط پیدا می‌کند. استلایی که گویی خود دچار تردیدی درونی است و این تردید تا پایان یافتن رمان و تا آخرین سطر ادامه دارد و استلا در اعماق وجودش نمی‌تواند به این تردید غلبه کند.

این رمان مدت کوتاهی پس از انتشار در سال ۱۳۹۴ به چاپ دوم رسید. در بخشی از «اول عاشقی» می‌خوانیم:

«کاش می‌شد همیشه همدیگر را می‌شناختیم ، تو پیرتر می‌شوی ، ما دیگر چندان وقتی نداریم . نگاهم که می‌کنی ، لبخند خواهی زد، امکان ندارد طور دیگری باشد.»

                       

مجموعه داستان «لتی پارک» آخرین اثری است که از این نویسنده آلمانی به فارسی ترجمه شده است. نسخه اصلی «لتی پارک» در سال ۲۰۱۶ چاپ شده و یودیت هرمان در آن،  به نوشتن داستان‌های خیلی کوتاه و موجز روی آورده است.

هرمان در داستان های این کتاب، به وضعیت فعلی کاراکترهایش توجه کرده تا احساس آن‌ها را به خواننده منتقل کند. در این داستان‌ها، آدم‌ها به درون خود رفته اند و به مسائل شخصی و بیشتر دو راهی‌های عاطفی شان می‌اندیشند که پیش‌تر، جور دیگری درباره آن‌ها فکر می‌کردند.

در این مجموعه ۱۶ داستان به نام‌های «ذغال‌سنگ»، « طلسم»، «سولاریس»، « شعرها»، «لتی پارک»، « شاهدها»، «بادبادک»، « جزیره‌ها»، « گرده درختان صنوبر»، « بعضی یادها»، «مغز»، «نامه»، «رویاها»،« بازگشت»، « برخوردها» و «مادر» آمده است.

                        

هرمان در این داستان‌ها به همان درون‌مایه همیشگی خود یعنی روابط بین انسان‌ها پرداخته است. محمود حسینی‌زاد درباره درون‌مایه این اثر و رویکرد هرمان در «لتی‌پارک» می‌گوید: به نظر من موجزترین داستان‌های یودیت هرمان در مجموعه «لتی پارک» هستند. درونمایه کلی داستان‌های هرمان در این کتاب همان درون‌مایه همیشگی آدم‌ها و روابط‌شان است. هرمان در این کتاب آدم‌هایی را به تصویر می‌کشد که که قادر به ایجاد رابطه نیستند و انسان‌هایی هستند که به نقطه‌ای بحرانی رسیده‌اند و در حال بازنگری زندگی گذشته خود هستند.»

 

در بیشتر داستان‌های این کتاب با کاراکتری روبه رو هستیم که یکی از نزدیکانش ترکش کرده است. اغلب داستان‌ها ماجرای مواجهه کاراکتر اصلی با این هجران است. در ابتدای داستان «جزیره‌ها» می‌خوانیم:

« در این عکس نشسته‌ایم جلوی ساختمانی که یادم نیست کجا بود، خانه‌ی زک که به هر حال نیست. سمت چپی من‌ام، سمت راستی مارتا. به طرز غریبی حالت بدن‌هایمان درست مثل هم است، فقط انگار که توی آینه، برعکس هم، پاها ضربدری و دست چپم روی ساعد راستم، دست مارتا روی ساعد چپش، دلیلش باید این باشد که ما مدت زیادی با هم بودیم.»

یودیت هرمان در این مجموعه در به تصویر کشیدن تنهایی آدم‌ها بسیار موفق عمل کرده است. او این کار را با توصیف جزبه‌جز اشیا انجام می‌دهد. در بخشی از داستان «سولاریس» می‌خوانیم:

«آدا همه جا ردی از زندگی مشترکشان می‌بیند. عکسی-نگاه زمستانی از پنجره  اتاق سوفی به خیابان دلگیر. بلوزی که رویش اسبی کوچک گلدوزی شده آویزان به میله لباس‌ها. سنجاق سری صدفی. پیپ حشیش‌کشی. چاقوییی. آدا دراز می‌کشد روی کانا په ای در اتاقی که جز این کاملا خالی است، آن قدر آرام است که حس می‌کند دارد در هوا محو می‌شود، دارد فراموش می‌کند که کی است.»

محمود حسینی‌زاد درباره تاثیرپذیری یودیت هرمان از دیگر نویسندگان معاصر خود می‌گوید: «هرمان در چندین مصاحبه از جمله در مصاحبه ای که اخیرا با علیرضا غلامی برای مجله تجربه داشت گفته از آمریکایی‌ها تاثیر گرفته و  از نویسندگانی مانند آلیس مونرو به عنوان نویسنده مورد علاقه اش  نام می‌برد.»

 

مجموعه داستان «لتی‌پارک»  آخرین اثر این نویسنده است که در سال ۱۳۹۷ از سوی نشر افق منتشر شد و گفتنی است که مترجم تمامی آثار یودیت هرمان در ایران محمود حسینی‌‌زاد است.

 

مولف کتاب «جامعه ایران در آینه سینما» مطرح کرد

نتیجه دخالت حاکمیت در سینمای اجتماعی ایران، ابتذال است

 

تاریخ انتشار : جمعه ۲۷ مهر ۱۳۹۷ ساعت ۱۰:۰۰

 

 

اعظم راودراد می‌گوید: نتیجه دخالت حاکمیت در سینمای اجتماعی ایران می‌تواند رشد سینمای اجتماعی عامه‌پسندی باشد که به سوی ابتذال می‌رود و بیشتر منعکس‌کننده تفکرات قالبی، کلیشه‌ای و جنسیتی در جامعه است. در اثر این گونه مهندسی فرهنگی لودگی و ابتذال در سینما جای خود را به انجام رسالت‌های اجتماعی خواهد داد و اغلب فیلم‌های ساخته شده برای مخاطبان عام قابل پسند خواهد بود و در نهایت این سینمای اجتماعی ایران است که ضعیف می‌شود.

سینمای اجتماعی ایران سیاه‌نمایی نیست بلکه نوعی آگاهی‌بخشی و هشدار اجتماعی است

 

خبرگزاری کتاب ایران (آتی بوک)ـ  «جامعه ایران در آینه سینما» به کوشش اعظم راودراد، استاد جامعه‌شناسی دانشگاه تهران کوششی است برای نشان دادن رابطه بین فیلم‌های سینمایی ایرانی با جامعه ایران. رویکرد فیلم‌های اجتماعی در ایران در این سال‌ها به طور عمده به مسائلی مانند نفاق در جامعه، مسائل و مشکلات زنان و دختران مانند طلاق، اشتغال، سنت‌های اشتباه جامعه، بی وفایی مردان، مردسالاری، جوانان و آسیب‌های اجتماعی مربوط به آنها و فقر بوده است. در حالی که مسائل اجتماعی فراوانی در جامعه وجود دارد که سینماگران به دلیل محدودیت‌ها یا ناتوانی در تولید خوب از این سوژه‌ها کمتر به آن‌ها توجه کرده‌اند.

دست اندرکاران تهیه این کتاب تلاش کرده‌اند رابطه بین فیلم‌های سینمایی ایران با جامعه کشور را نشان بدهند. کتاب پیش رو، ۳ بخش دارد که به ترتیب عبارت‌اند از: کلیات مطالعات اجتماعی – فرهنگی سینما، تحلیل مقایسه ای وضعیت خانواده در جامعه و تصویر آن در سینمای ایران، تحلیل مقایسه‌ای نقش زن در جامعه و تصویر آن در سینمای ایران. درباره این کتاب با اعظم راودراد گفت‌وگویی انجام داده‌ایم که در ادامه می‌خوانید:

سینمای اجتماعی به چه معنی است و سابقه شکل‌گیری جدی آن در ایران به چه زمانی برمی‌گردد؟

سینمای اجتماعی یک ژانر مشخص نیست چون اجتماعی موضوع است نه یک ژانر که با فرم سرو کار داشته باشد. البته در ایران اغلب فیلم‌ها سمت و سویه اجتماعی دارند و در این حوزه حتی فیلم‌های جنگی، کودک، و … هم بعد اجتماعی پیدا کرده است. سینمای اجتماعی در مقابل ژانرهایی چون وحشت، تخیلی یا حادثه‌ای که اغراق آمیزتر است بیشتر با زندگی روزمره و مردم پیوند دارد و روی طبقات اجتماعی متمرکز می‌شود. برخی از این فیلم‌ها روی طبقه پایین جامعه و برخی دیگر روی طبقات متوسط متمرکز هستند. این در حالی است که سینمای اجتماعی کمتر به زندگی روزمره طبقات بالادستی جامعه می‌پردازد مگر اینکه بیشتر زاویه انتقادی با آن داشته باشد.

به هر حال بیشترین فیلم‌هایی که پس از انقلاب اسلامی در ایران ساخته شده‌اند در این سینما جای می‌گیرند که در این میان برخی نگاه خاص‌تری هم به موضوع اجتماعی دارند و نقد صریح جامعه در آن مطرح است. البته شاید از منظر هنری یا هنرمندان، سینمای اجتماعی، مشتمل بر این وجه خاص باشد اما از نگاه جامعه‌شناسی مانند من سینمای اجتماعی عام‌تر است و هر آنچه که زندگی روزمره بستر آن باشد می‌تواند در این قالب بگنجند.

 

 

سینمای اجتماعی در ایران چقدر متعهد به بازنمایی واقعیت امر اجتماعی بوده است چون برخی معتقدند امروز این سینما، سیاه نمایی می‌کند؟
در هر دوره‌ای از تاریخ سینمای اجتماعی ایران واقع‌گرایی به سمت و سویی سوق پیدا کرده است. به دلیل اینکه اکنون همه گروه‌های اجتماعی و فکری در سینما امکان نمایش ندارند ما نمی‌توانیم به برخی از گروه‌ها در این سینما دسترسی پیدا کنیم. پیش از انقلاب اغلب فیلم‌های اجتماعی در ایران با افسانه و تخیل همراه بود مانند آنچه که در فیلم‌هایی مانند گنج قارون می‌بینیم که رویای شکل‌گیری چیزی را در زندگی روزمره دارد. 
 
سینمای اجتماعی در ایران بازنمایی مشکلاتی است که جامعه با آن دست به گریبان است البته در این میان سینماگران توانسته‌اند برخی مشکلات را به تصویر بکشند اما برخی از محدودیت‌ها موجب می‌شود که حتی مسائل سیاسی هم به صورت صریح بیان نشده و در قالب سینمای اجتماعی ارایه شود. با این وجود بسیاری از هنرمندان برای خود مسئولیت اجتماعی‌ای را تعریف می‌کنند و بر همین اساس نمی‌خواهند که تنها فیلمی را بسازند که مخاطب را سرگرم کرده و یا بخنداند بلکه مبتنی بر رسالت اجتماعی خود به مشکلات می‌اندیشند و آنها را بازنمایی می‌کنند بنابراین این سیاه‌نمایی جامعه ایرانی نیست، برخلاف انگی که اغلب سیاستمداران به این سینما می‌زنند بلکه نوعی آگاهی‌بخشی و هشدار اجتماعی است که ما در فیلم‌ها مشاهده می‌کنیم از سوی دیگر با توجه به اینکه طیف متنوعی از فیلم‌ها وجود ندارد که بتواند ارزش‌ها و فرهنگ جامعه ایرانی را بازنمایی کند طبیعی است که وجود این فیلم‌ها برجسته‌تر می‌شود بنابراین علت اصلی نبود تنوع هست که تعداد این فیلم‌ها را برجسته می‌کند.
 
گفتمان غالب حاکمیتی در ایران همواره می‌کوشد در تصویری که سینمای اجتماعی ایران ارائه می‌دهد دخالت‌هایی داشته باشد و از طریق ممیزی در آن اعمال قدرت کند. نظر شما در این باره چیست؟
من رسالتی از بیرون بر گردن این سینما قائل نیستم اما معتقدم هنرمندان با توجه به تفکرشان می‌توانند رسالتی را برای خودشان قائل شوند بنابراین من با نگاه جامعه‌شناسی و روابطی که بین سینما، هنر و جامعه می‌شناسم برخلاف آن نگاهی که معتقد است سینما چگونه بر جامعه اثر می‌گذارد می‌گویم این جامعه و شرایط آن است که بر سینما اثر گذاشته است. چون سینماگر در خلا زندگی نمی‌کند و با مسائل و مشکلات جامعه ایرانی دست و پنجه نرم می‌کنند و از همین منظر است که آنها را بازنمایی و به تصویر می‌کشد.

پس کاملا ناخودآگاه این ارتباط بین جامعه و سینما برقرار است. اما طبیعی است که هنرمند برای خودش دغدغه‌هایی دارد و براین اساس یک محصول را تولید می‌کند که مبتنی بر ساخت یک اثر با هدف سرگرمی نیست بلکه قرار است هشدارهایی را براساس تجربه زیسته خود نسبت به جامعه داشته باشد. اما همان‌طور که گفتم عدم تنوع باعث می‌شود که این سینما به یک سویی سمت و سوق پیدا کند چون سیاستگذاری اجازه پرداختن آزادانه به موضوعات را به سینماگر نمی‌دهد و به همین دلیل این سینما ممکن است به یک سو غش کند.

 
سرانجام مهندسی فرهنگی در سینمای اجتماعی ایران چه می‌تواند باشد؟

نتیجه دخالت حاکمیت در سینمای اجتماعی ایران می‌تواند رشد سینمای اجتماعی عامه‌پسندی باشد که به سوی ابتذال می‌رود و بیشتر منعکس‌کننده تفکرات غالبی، کلیشه‌ای و جنسیتی در جامعه است. در اثر این گونه مهندسی فرهنگی لودگی و ابتذال در سینما جای خود را به انجام رسالت‌های اجتماعی خواهد داد و اغلب فیلم‌های ساخته شده برای مخاطبان عام قابل پسند خواهد بود و در نهایت این سینمای اجتماعی ایران است که ضعیف می‌شود. از سوی دیگر کسانی که بخواهند در این سینما حرف حساب بزنند به دلیل محدودیت‌ها به سوی بازنمایی اغراق‌گونه نمادها کشیده می‌شوند که نتیجه‌اش عدم فهم مخاطب عام از اینگونه فیلم‌ها و تاثیرگذاری کمتر آن در جامعه ایرانی است.

البته حاکمیت ممکن است با انعکاس مشکلات در سینمای اجتماعی به این دلیل مخالف باشد که آن را به خود می‌گیرد در حالی که باید بدانیم که ایراد از فرهنگ لزوما ایراد از دولت و یا حاکمیت اجتماعی نیست. نقد اجتماعی لزوما نقد حاکمیت نیست و گاه تنها به جامعه و فرهنگ برمی‌گردد بنابراین محدودیت‌های اعمال شده از سوی حاکمیت در این باره گاهی منطقی به نظر نمی‌رسد.

 
سینمای اجتماعی ایران تا چه حد توانسته صدای طردشدگان اجتماعی باشد و آیا این سینما توانسته در این باره دستاوردی داشته باشد؟

اخیراً ما شاهد اکران فیلم مغزهای کوچک زنگ‌زده بودیم که صدای آدم‌های بی صدا در جامعه ایرانی است و رسماً فیلم حاشیه است. چون در اغلب فیلم‌های ایرانی تنها به طبقه پایین که دارای شغل کارگری است و مختصات خاصی از سبک زندگی را دارد پرداخته می‌شود اما این فیلم به طبقه حاشیه‌نشین شهری می‌پردازد که طبقه مسلط جامعه آن را به حساب نمی‌آورد و به نوعی طردشده اجتماعی است. اخیرا اینگونه طبقات در سینمای ما ظهور یافته‌اند. در حالی که پیش از این جایی در فیلم‌ها نداشتند.

علاوه بر این سبک زندگی خاصی همواره در سینمای اجتماعی ایران ترویج شده است و به طور مثال پرداختن به سبک زندگی‌های خاص مانند ازدواج سفید جایی در این سینما ندارد چراکه حاکمیت با این موضوع زاویه دارد. اگر سینما موافق این سبک زندگی باشد گویی نظام اجتماعی را نپذیرفته و اگرهم مخالف آن باشد انگار که می‌خواهد موجب عادی‌سازی این‌گونه سبک زندگی شود. بنابراین اساسا این موضوع مسکوت می‌ماند. اخیرا فیلم «آیینه‌های روبرو» به سبک زندگی دوجنسیتی‌ها در ایران پرداخته است، این در حالی است که پیش از این در سینمای ما سبک زندگی دگرجنس‌ها و دوجنسی‌ها نادیده گرفته می‌شد و اغلب با تمسخر و استهزاء همراه بود.

 
یکی از بخش‌های اصلی این کتاب به بازنمایی تصویر خانواده ایرانی در سینمای اجتماعی می‌پردازد همانگونه که می‌دانید امروزه جامعه‌شناسان ایرانی به دو بخش تقسیم شدند و از زوال یا تغییر خانواده ایرانی سخن می‌گویند این در حالی است که به نظر می‌آید سینمای اجتماعی در ایران به سوی بازنمایی زوال خانواده حرکت کرده است نظر شما در این باره چیست؟

تحقیقات جامعه‌شناسی در جامعه ایران نشان می‌دهد که خانواده ایرانی روبه‌زوال نرفته بلکه مفهوم خانواده تغییر پیدا کرده است اما طبیعی است که سینمای اجتماعی به روی خانواده‌های مساله‌دار متمرکز می‌شود تا مساله‌ای را بیان کند این در حالی است که سایر خانواده‌ها در پس زمینه فیلم‌های اجتماعی زندگی معمولی‌ای دارند بنابراین این سینما نمی‌خواهد بگوید که خانواده ایرانی در حال فروپاشی است بلکه تنها می‌خواهد هشدار دهد!

 
اما عملا موانعی که طبقه مسلط حاکم به روی فیلم‌های اجتماعی اعمال می‌کنند از طریق سانسور این فیلم‌ها یا محدودیت در اکران منجر به پررنگ‌شدن این گفتمان می‌شود.

بله همین‌طور است همانگونه که دیدیم سال گذشته موضع‌گیری نسبت به فیلم‌هایی در جشنواره فجر گفته می‌شد ترویج‌کننده خیانت در جامعه هستند از سوی طبقه حاکمیت گرفته شد در حالی که اساسا نباید در این باره مهندسی فرهنگی صورت بگیرد چون حوزه هنر باید کار خودش را بکند و از سوی دیگر باید این را در نظر گرفت که هنرمند نمی‌خواهد جامعه خود را رو به تباهی ببرد بلکه تنها می‌خواهد از طریق بیان مشکلات اجتماعی راه‌حلی را پیدا کند.

 

تصویر زن در سینمای اجتماعی ایران یکی دیگر از بخش‌های اصلی این کتاب است همان‌گونه که می‌دانید قبل از انقلاب اسلامی زن در سینما نقشی منفعل و سنتی داشت اما سال‌های اخیر تغییراتی را در آن مشاهده می‌کنیم اکنون چقدر این تصویر به زن واقعی ایران شباهت دارد؟

پیش از انقلاب زنان همواره خانه‌دار بودند و نقش اجتماعی ایفا نمی‌کردند اما اکنون در فیلم‌ها اغلب زنان دارای شخصیتی اجتماعی و مشاغل قابل اعتنایی هستند در دهه ۶۰ تصویر زن به دلیل محدودیت‌های حجاب از سینما حذف شد اما اکنون در مقایسه با آن دهه در فیلم‌ها حتی قهرمان زندگی گاهی زن است بنابراین نمی‌توانیم پیشرفت‌ها را در این حوزه نادیده بگیریم. تحقیقاتی که در یکی از رساله‌های کارشناسی ارشد انجام شده بود نشان می‌داد که تصویر زن ایران پس از سال ۷۶ در سینما تغییر بسیاری کرده است.

باید این را در نظر گرفت که در این سینما تا سال‌ها حتی رانندگی زنان هم محدودیت داشت اما امروز این تصویر تحول یافته اما آنچه که من نقطه ضعف سینمای اجتماعی ایران می‌دانم این است که هنوز زن در این سینما قربانی است و نمی‌تواند قهرمان باشد کما اینکه ما در فیلم‌هایی مانند ناهید با وجود تلاش‌های قهرمان زن داستان سردرگمی آن را می‌بینیم همچنین در فیلم‌های دیگری مانند زیر پوست شهر شخصیت نخست زن داستان با اینکه مسئولیت‌های مختلفی دارد اما همچنان قربانی است.

 
آیا در بازنمایی این تصویر در سینمای اجتماعی تعمدی وجود ندارد؟

به هیچ‌وجه من فکر می‌کنم این یک ته‌نشست تاریخی و فرهنگی در جامعه ماست و حتی آنها که می‌خواهند در دفاع از زن فیلم بسازند هم ناخودآگاه به این سو کشیده می‌شود مگر خانم رخشان بنی‌اعتماد ضد زن است؟ او یکی از طرفداران حقوق زن است اما در نهایت در فیلم‌هایش اغلب زنان قربانی هستند تنها در معدود فیلم‌هایی مانند سگ‌کشی زنی را می‌بینیم که پس از قربانی شدن با انتقام گرفتن قهرمان می‌شود. بنابراین این ضعف سینما اجتماعی است که نمی‌تواند تصویر زن را به عنوان یک قهرمان بازنمایی کند.

 
چه چشم‌اندازی برای سینما اجتماعی در ایران به لحاظ کیفی و جذب گیشه پیش‌بینی می‌کنید؟

من معتقدم در آینده با وضعیت کنونی‌ای که پیش می‌رویم این سینما سقوط خواهد کرد چراکه محدودیت‌ها و ممیزی‌های اعمال‌شده در سینمای اجتماعی موجب می‌شود که ساخت فیلم‌های کمدی با سمت و سوی لودگی بیشتر شود و کمتر سینماها فیلم‌های جدی‌ در این حوزه ساخته شود. اگر مخاطب امروز سینما بیشتر به دیدن فیلم‌ها در جشنواره اقبال نشان می‌دهد به دلیل این است که ترس از سانسور یا ندیدن آن فیلم را در طول سال دارد در غیراینصورت و امکان درست اکران فیلم‌های اجتماعی ما وضعیت بهتری داشتیم.

 

 

Hiweb
بوکیار - دانلود کتاب های انگلیسی دانشگاهی و علمی


Future Solar Energy Devices
نمایش در اندازه اصلی

Archimedes said, “Give me a place to stand and I will move the world”. The future

technologies based maybe all on light will let as perhaps say: “Give me the light

and the world will turn”.

This book gives a personal view on materials science, electronics, photonics and

future solar energy devices. Based on the similarities between electronics and

photonics and on the new advancements on solar energy and photonics devices, this

book tries to expose the new trends in science and future research axis.

If we have materials, light, life and intelligence, we can construct a world.

Looking back on the achievements of the last hundred years we remark that on the

basis one material: “sand” or “silicon dioxide” the common efforts of human beings

led to a huge and unimaginable development. All electronics, informatics and

communication networks are based on electronic devices made with silicon which

is extracted from sand and optical fibre networks which are fabricated from silicon

dioxide.

حق تکثیر: SpringerBriefs in Applied Sciences

and Technology

● برای آگاهی یافتن از چگونگی مطالعه این کتاب، ویکی کتابناک را ببینید.

» کتابناکهای مرتبط:
آزمایشگاه مدار و اندازه گیری
معرفی تجهیزات پرکاربرد تابلو برق
مدارهای منطقی دیجیتال

نسخه ها

حجم: ۴ مگابایت

دریافت ها: ۳۲۸

تعداد صفحات: ۱۱۱



درج دیدگاه مختص اعضا است! برای ورود به حساب خود اینجا و برای عضویت اینجا کلیک کنید.



 

یادداشت فریبا حاج‌دایی بر دو کتاب«بازگشت» و «آداب زیارت»

 

تاریخ انتشار : جمعه ۲۷ مهر ۱۳۹۷ ساعت ۱۰:۰۰

 

 

فریبا حاج‌دایی،‌ نویسنده و پژوهشگر یادداشتی بر دو کتاب داستانی و تاریخی نوشته و برای انتشار در اختیار آتی بوک قرار داده است.

«نوستالژی معکوس» یا «یکی رفت/ یکی ماند...»

 

خبرگزاری کتاب ایران (آتی بوک) – فریبا حاج‌دایی: این بار قصد دارم از دو کتاب، یکی نوباوه و دیگری سال‏خورده، بنویسم. نوباوه «بازگشت» نام دارد و اثر دست «گلی ترقی» است و از سوی نشر نیلوفر در تابستان ۹۷ به طبع رسیده است و سالخورده «آداب زیارت» به قلم «دکتر تقی مدرسی» است که پاییز ۶۸ از سوی نشر نیلوفر به چاپ رسیده و سنی از سالش می‏‌گذرد گرچه دل باید جوان باشد که دل  کتاب سالخورده ما چنین است و از آنجایی‏ که حق تقدم با بزرگان است نوشتارم را با آداب زیارت آغاز می‏‌کنم.

آداب زیارت شرح سفر به دل تاریخ است و دیدن آنچه بین ایران و عراق، به عنوان یکی از چند جنگ ایران با میان‏‌رودان(بین‏‌النهرین)، آشور و آکد و سومر، و حاکمی چون آشوربانی‏پال گذشته است. بانی‏پال کسی است که صدام حسین با او همزادپنداری می‏‌کرد. از دوران صدام حسین عکس‏‌های متعددی موجود است که او را در کنار تمثال آشوربانی‏پال نشانده‌‏اند و زیر پای او کوه‌ه‏ایی از کلاه‏خودهای سربازان ایرانی قرار دارد. تاریخ این منطقه خون‏چکان است و البته باید گفت کجای دنیا نیست. جنگ سرچشمه یادگیری‏‌ها و انتقال علم و فن‏آوری‏‌های بشری هم بوده است.

                                  

اگر جنگ‏‌های صلیبی نبود اروپای مسیحی از علم خاور نزدیک(نامی که در آن زمان به خاور میانه اطلاق می‏‌شده) بی‏‌خبر می‏‌ماند و ما هم از آن سامان چیزی نمی‌‏آموختیم. مهرداد، آدم داستانی کتاب آداب زیارت، به قصد یافتن آثار باستانی و زیارت آثار به جا مانده از مانی و آن اعصار از یاد رفته به جبهه می‏‌رود. برای او این جبهه رفتن سفر به گذشته تاریخی و کشف خود است. جنگ اهداف رسمی اعلام شده دارد که به ضرورت، برآیند خواسته‌‏های افراد شرکت‏‌کننده در جنگ نیست و انگیزه‏‌های فردی معمولا در روزنامه‏‌های رسمی دیده نمی‏‌شود. نویسنده رمان آداب زیارت انگیزه‏‌های منحصربه‏‌فرد و یگانه برای شرکت آدم داستانی‌ا‏ش، مهرداد، در جنگ می‏‌آفریند که کنجکاوی تاریخی خود نویسنده را هم ارضا می‏‌کند.

برای «پرفسور هادی بشارت»، دیگر آدم داستانی این کتاب، هیچ چیز مهم‌تر از مطالعه و تحقیق در مورد تاریخ و زبان‌های باستانی نیست. تنها دلخوشی او تربیت و پرورش دانشجوی خصوصی‏‌اش «مهرداد رازی» بوده است که او هم که برای دیدن رودخانه فرات به جبهه رفته و شهید شده است. یادمان باشد دکترتقی مدرسی نویسنده رمان «یکلیا و تنهایی او» است رمانی  که با نوعی نگاه اسطوره‌وار و برداشتی از داستان‌های عهد عتیق و زبانی وام گرفته از کتاب مقدس و با روایتی منظم و منسجم نوشته شده و نام نویسنده‏‌اش را در تاریخ صدساله داستان‌نویسی ایران تا به امروز تثبیت کرده است.

                             

نه در غربت دلم شاد است / نه رویی در وطن دارم/  شاید این شعر چکیده‏‏‌ خوبی از کتاب بازگشت باشد. در بخشی از پیشانی کتاب آمده است «رویا حقیقت است.» و در شروع مقدمه کتاب از قول نویسنده می‏‌خوانیم: «بمانم یا برگردم؟ این سوالی است که ماه‏سیما شایان (آدم داستانی کتاب) از خودش و از من می‏‌کند.» و در سطرهای پایانی مقدمه دوباره از قول نویسنده می‏‌خوانیم: «بدجنسی می‏‌کنم. ماه‏سیما را جلوتر از خودم می‏‌فرستم تا ببینم چه بر سرش می‏‌آید. راضی‏ست یا از بازگشت پشیمان است؟… این ماه‏سیماست که سرنوشت من را تعیین می‏‌کند. … من تماشاگرم. نگاه می‏‌کنم و می‏‌نویسم. و شمای خواننده هم کاری از دست‏تان ساخته نیست.»

گلی ترقی زندگی مدرنیته از نوع ایرانی را روایت می‏‌کند، وضعیت انسان ایرانی که در برزخ دو دنیا قرار دارد. ماه‏سیمایِ پنجاه‌‏وپنج ساله‏‌ کتاب او که زمانی زندگی  قبیله‏‌ای را طرد کرد و رفت تا زندگی مدرن و فردی را در دیاری دیگر با دو پسر و همسرش تجربه کند امروز که همسرش نیست شده و دو پسرش دور از او زندگی می‏‌کنند بار دیگر به یاد قبیله و وطن افتاده و می‏‌آید تا در آغوش وطن گرمای قبیله گم‏شده را حس کند: «کلمه ولو را قاپید. در تمام این مدت دوری یک بار هم به خواص بهشتی این کلمه فکر نکرده بود – کلمه‌‏ای که ریشه در زبان و فرهنگ او داشت و به آسانی قابل ترجمه نبود… یک جور مرخصی از زمان بود، فراغتی موقت، حالتی افیونی که فرنگی‏‌ها، با همه عطش و آرزویشان… آن را نمی‏‌شناختند.» این افکاری است که از ذهن ماه‏سیما در مسیر فرودگاه تا خانه دخترخاله می‏‌گذرد. فرنگیس وارد خانه دخترخاله، به عنوان عضوی از خانواده و قبیله بزرگ‏شان می‏‌شود ولی دیگر نه قبیله آن قبیله است و نه وطن آن وطن: «ما هر روز یه حرفی می‏‌زنیم. خودمون هم نمی‏‌دونیم چی می‏‌گیم یا چی می‏‌خوایم. یه روز امیدواریم، یه روز ناامید. یه روز به فکر مهاجرتیم، یه روز به فکر موندن.»

در یک کلام بگویم کتاب بازگشت گلی ترقی «نوستالژی معکوس» است و برای من یادآور این شعر فولکلور و قدیمی است: «یکی رفت/ یکی ماند/ یکی به حسرت سر جنباند.»

 

 

 

 

این مطلب از وب سایت دانلود آهنگ جدید • آپ موزیک به صورت رپ انتشار گردید است.

دانلود آهنگ طاهر قریشی محبوب زیبا

امشب برای شما آپ موزیکی ها ترانه محبوب زیبا با صدای طاهر قریشی را آماده کرده ایم

Exclusive Song: Taher Ghoreyshi | Mahboube Ziba With Text And Direct Links In UpMusic

fgh 1 دانلود آهنگ طاهر قریشی محبوب زیبا

UpMusicTag دانلود آهنگ طاهر قریشی محبوب زیبا

───┤ ♩♬♫♪♭ ├───

طاهر قریشی محبوب زیبا

دانلود آهنگ طاهر قریشی محبوب زیبا

دانلود کتاب چه چیزی مانع موفقیت تان شده

دانلود کتاب چه چیزی مانع موفقیت تان شده

 

با مطالعه داستان زندگی افراد موفق ؛ خواهید دید که ان ها هم مانند بقیه افراد انسان های معمولی بودند . برادران رایت که تعمیرکار دوچرخه بودند و در مورد پرواز و یا ساخت هواپیما هیچ اطلاعاتی نداشتند ، توماس ادیسون ، به خاطر نتایج ضعیفی که در مدرسه کسب کرده بود وادار شده بود آن جا را ترک کند . انیشتین زمانی که برای پذیرش دکتری به دانشگاه برن درخواست داده بود ؛ درخواستش از طرف دانشگاه رد شده بود .
جک ما ، موسس تجارت الکترونیک علی بابا ، ثروتمندترین ، فرد چین بارها و بارها شکست و جواب رد شنیدن را تجربه کرده است : پس از پایان تحصیلاتش در دانشگاه ؛ برای ۳۰ موقعیت شغلی درخواست داده بود که توسط همگی آن ها ، جواب منفی شنیده و مورد تایید قرار نگرفته بود .

سردبیر روزنامه میسوری به والت دیزنی گفت که ” تو دارای خلاقیت و تصویرگری لازم در کار نیستی ” و به همین خاطر وی را از کار اخراج کرد .

کلونل سندرز صاحب یکی از بزرگترین رستوران های زنجیره ای دنیا ، کی اف سی در سن شصت و پنج سالگی پس از بازنشستگی ، تصمیم گرفت ؛ حاصل فرمول مخصوصش ، که ترکیبی از سبزیجات و طعم دهنده های خاصی بود که با آن مرغ ها را سرخ می کرد که قصد داشت در صورت موافقت شان ، با آن ها همکاری کند . ولی کلونل هزار و نه بار جواب منفی از طرف رستوران دارها شنید ؛ تا این که سرانجام یکی از آنها قبول کرد که از فرمول مخصوص کلونل استفاده کند …

این کتاب به شما می گوید : تقریبا؛ همه افراد موفق موفقیت‌شان را مدیون شکست‌هایی بودند که در طول مسیر، تجربه کردند. بنابرین شکست خوردن، نمی‌تواند مانعی برای کسب موفقیت محسوب شود.

دانلود کتاب چه چیزی مانع موفقیت تان شده ، از لینک زیر :

دانلود کتاب

نويسنده / مترجم : هدایت محمودی
زبان کتاب : فارسی
حجم کتاب : ۸۵۰ کیلوبایت

منبع : www.takbook.com

رمز فایل : www.takbook.com




Hiweb
بوکیار - دانلود کتاب های انگلیسی دانشگاهی و علمی


درر جلالی: شرح فارسی تصریف ملا علی

از پیشگفتار کتاب:

تعیلم و یادگیری زبان قرآن (زبان عربی) در عصر ما ضرورتی انکار ناپذیر است چرا که با یادگیری آن است که می توانیم درر گرانبهای حقایق دین خدا را از دریای معارف قرآنی استخراج نماییم. بی شک این کار نه تنها فرد مسلمان را در جهت رسیدن به اهداف معنوی یاری می کند او را نیز در صحنه های مختلف زندگی مادی بکار آید.

بر این اساس و با توجه به گرایش شدیدی که امروزه در نسل جوان نسبت به یادگیری معارف اسلامی مشاهده می شود و از سوی دیگر با توجه به درخواست عده ای از علاقه مندان به علم صرف از این جانب به منظور آشنایی دانش آموزان و دانشجویان و … بر آن شدم تا کتاب تصریف ملاعلی را به زبان فارسی ترجمه نمایم.

در ترجمه و شرح این کتاب از شروح مختلفی مانند شرح علامه قزلجی، قره داغی، جلی زاده و تفتازانی بهره فراوانی برده ام و تلاش کرده ام مباحث و مطالبی را که در متن کتاب نبود و گنجاندن آن ضرورت داشت، به ترجمه بیافرایم تا طالبان را در زمانها و مکانهای گوناگون بکار آید و کمتر وقت خود را صرف یافتن مطالب غیر ضروری کنند…

● برای آگاهی یافتن از چگونگی مطالعه این کتاب، ویکی کتابناک را ببینید.

» کتابناکهای مرتبط:
ترجمه و شرح تصریف زنجانی
القواعد العربیه فی شرح الفوائد الصمدیه
تشابه های عربی – ترکمنی

نسخه ها

حجم: ۴ مگابایت

دریافت ها: ۱۶۷۲

تعداد صفحات: ۱۶۱



درج دیدگاه مختص اعضا است! برای ورود به حساب خود اینجا و برای عضویت اینجا کلیک کنید.



 

در برنامه‌ شبی با داستان ایرانی

 

تاریخ انتشار : جمعه ۲۷ مهر ۱۳۹۷ ساعت ۱۳:۰۱

 

 

برنامه‌ شبی با داستان ایرانی با نگاهی به کتاب «افتاده بودیم در گردنه‌ی حیران» در جهرم برگزار شد.

کهن‌الگوها و کارکردشان در «افتاده بودیم در گردنه‌ی حیران» بررسی شد

 

 

به گزارش خبرگزاری کتاب ایران(آتی بوک)، برنامه‌ی شبی با داستان ایرانی با نگاهی به کتاب > در جهرم برگزار شد.

در ادامه‌ی سلسله نشست‌های انجمن اهل قلم شهرستان جهرم، پنج‌شنبه این هفته، این انجمن با برنامه‌ی شبی با داستان ایرانی میزبان حسین لعل‌بذری نویسنده‌ی مشهدی  مجموعه داستان <<افتاده بودیم در گردنه‌ی حیران>> بود.

در این مراسم، نویسنده‌هایی چون تیمور آقامحمدی، ساحل رحیمی‌پور و ابوذر قاسمیان و منتقدانی چون سوسن تقوایی و فاطمه تسلیم حضور داشتند. در ابتدا، حسین لعل‌بذری بخش‌هایی از کتاب خود را خواند؛ سپس منتقدها و نویسندگان در دو بخش مجزا به  بیان نظراتشان درباره این اثر پرداختند که مورد استقبال علاقه‌مندان و شرکت‌کنندگان قرار گرفت.

 کهن‌الگوها و کارکردشان در مجموعه داستان، موضوع مرگ و محوریت آن در اکثر داستان‌ها، فقدان عنصری(گاه انسان، گاه صدا و …) در داستان‌ها، روایت‌مندی اثر که به صورتی قدرتمند و اثرگذار باعث جذابیت و کشش داستان‌ها شده، پرداختن به مرگ و زندگی درکنار هم و باهم، پرداختن به اقلیم‌های متفاوت، مسلط بودن به زبان‌، نثر شیوا و خوشخوان اثر و … از جمله بحث‌هایی بود که در این نشست مطرح شد.

قابل ذکر است که انجمن اهل قلم جهرم از فعال‌ترین انجمن‌های داستانی سطح کشور است و تاکنون میزبان بسیاری از نویسندگان سرشناس کشور بوده است.

 

 

برچسب ها

تمامی حقوق مطالب برای آتی بوک محفوظ است و هرگونه کپی برداری بدون ذکر منبع ممنوع می باشد.