آشنایی با احساسات درونی کودکان با نیازهای ویژه

 

خبرگزاری کتاب ایران (آتی بوک)-ملیسا معمار: کتاب «hello universr» از جمله آثار ارین انترادا کلی، نویسنده آمریکایی فیلیپینی داستان‌های نوجوانان است که به تازگی با عنوان «آهااای دنیا» با ترجمه شهلا انتظاریان از سوی انتشارات داستان جمعه منتشر شده است. این کتاب برنده نشان نیوبری ۲۰۱۸ است و به کودکان با نیازهای ویژه می‌پردازد و داستان چهار نوجوان را بیان می‌کند که با چهار شخصیت کاملا متفاوت بدون آنکه در یک مدرسه درس بخوانند، یا گذشته مشترکی داشته باشند در مسیر سرنوشت هم قرار می‌گیرند و درگیر ماجراهایی می‌شوند. به این بهانه با شهلا انتظاریان که سابقه طولانی در ترجمه کتاب‌های کودک و نوجوان دارد و ترجمه ۸۰ اثر از جمله «گل»، «چشم انداز شنبه‌ها»،

«کلی» در «آهااای دنیا» به بچه‌های ناشنوا و کم‌شنوا می‌پردازد و مشکلاتی که این بچه‌ها در محیط زندگی‌شان و همچنین در تعامل با دیگران از جمله اعضای خانواده و سایر بچه‌ها دارند. کمبودهایی که آنها در طول زندگی حس می‌کنند گاهی سبب گوشه‌گیری آنها و فاصله‌ گرفتن‌شان از جامعه نیز می‌شود

«ماجراهای فیندوس» و «پلیس جدید» را در کارنامه‌اش دارد، گفت‌وگویی داشتیم که در ادامه می‌خوانید.
 
چرا کتاب «آهااای دنیا» را برای ترجمه انتخاب کردید؟
این کتاب جایزه نیوبری ۲۰۱۸ را از آن خود کرده و همین مساله انگیزه خوبی بود تا به ترجمه آن علاقه‌مند شوم. زیرا نشان نیوبری نخستین جایزه ادبی کتاب کودکان در دنیا است، جایزه‌ای که هرساله به پدیدآورنده‌ای تعلق می‌گیرد که برجسته‌ترین اثر داستانی را در حوزه ادبیات کودکان آمریکا نوشته باشد و وظیفه انتخاب این اثر نیز برعهده اعضای انجمن خدمات کتابخانه برای کودکان (ALSC) است و حتما کتاب خوبی بوده که این جایزه را کسب کرده است. همچنین در این کتاب روابط صمیمانه شرقی از سوی نویسنده حفظ شده است که برایم جذاب بود.
 
چقدر نویسنده این کتاب را می‌شناسید؟
ارین انتراد کلی، نویسنده داستان‌های نوجوان و نویسنده‌ای فیلیپینی‌ ـ آمریکایی است و این ویژگی او در اثرش نیز کاملا مشهود است. او از مادری فیلیپینی، در لیک چارلز ایالت لوییزانای آمریکا به دنیا آمده و هم‌اکنون هم در پنسیلوانیا زندگی می‌کند و دارای مدرک فوق لیسانس در رشته هنرهای زیبا از کالج رزمونت پنسیلوانیاست و در حال حاضر هم در همان دانشگاه، ادبیات کودک و نوجوان تدریس می‌کند. او کارش را با روزنامه‌نگاری و ویراستاری در نشریات آغاز کرده است و با پرداختن به داستان‌نویسی برای کودکان موفق به دریافت جایزه‌های نویسندگان آمریکایی شرق دور و گلدن کایت شد و این کتاب هم سومین کتاب این نویسنده است که در آن فرهنگ مردمش را به تصویر کشیده است، چون خانواده‌اش از مهاجران فیلیپینی هستند که به آمریکا آمده‌اند.
 
نویسنده در این کتاب تلاش می‌کند مشکلات کودکان با نیازهای ویژه را به تصویر بکشد، چقدر در این کار موفق بوده است؟
بله، «کلی» در «آهااای دنیا» به بچه‌های ناشنوا و کم‌شنوا می‌پردازد و مشکلاتی که این بچه‌ها در محیط زندگی‌شان و همچنین در تعامل با دیگران از جمله اعضای خانواده و سایر بچه‌ها دارند. کمبودهایی که آنها در

نویسنده در این کتاب می‌خواهد بگوید بخشی از شرایطی که ما انسان‌ها در آن زندگی می‌کنیم برای ما مقدر شده و باید پذیرای آن باشیم و بخش دیگری از آن نیز شرایطی است که خودمان می‌توانیم آنها را بسازیم و یا در آنها تغییر ایجاد کنیم

طول زندگی حس می‌کنند گاهی سبب گوشه‌گیری آنها و فاصله‌ گرفتن‌شان از جامعه نیز می‌شود. داستان در این کتاب از زبان چند شخصیت به‌عنوان راوی اول شخص روایت می‌شود و احساسات درونی کودکان با نیازهای ویژه به خوبی بازگو می‌شود.
 
درباره شخصیت اصلی این کتاب بیشتر توضیح دهید.
شخصیت اصلی این کتاب، پسری به نام «ویرجیل سالیناس» از خانواده مهاجر فیلیپینی است که در آمریکا زندگی می‌کند، او فرزند کوچک خانواده است و مشکل ناشنوایی دارد و از طریق سمعک و لب‌خوانی می‌تواند با دیگران ارتباط برقرار کرده و آموزش ببیند. این بچه در مدرسه عادی در کنار سایر کودکان و نوجوانان درس می‌خواند و در این مدرسه با مشکلاتی روبه‌رو می‌شود ازجمله زورگویی یکی از بچه‌های مدرسه که او را تحت فشار قرار می‌دهد. همچنین این کودک بسیار خجالتی است و در برقراری ارتباط با دیگران ضعف دارد. از سویی دختر دیگری نیز در این مدرسه تحصیل می‌کند که او هم کم‌شنواست اما راحت‌تر از ویرجیل می‌تواند با دیگران ارتباط برقرار کند و درک مسائل برایش راحت‌تر است. درواقع در این کتاب ۴ شخصیت از جمله «ویرجیل سالیناس» که خجالتی است و کسی درکش نمی‌کند، «چت بولنز» پسر قلدر مدرسه، «والنسیا سامرست» پسری کم‌شنوا، با هوش و سرسخت و دختری به نام «کوئاری تاناکا» که طالع‌بینی می‌داند و از آینده خبر می‌دهد، وجود دارد که درگیر ماجراهایی می‌شوند.
 
به نظر شما پیام اصلی نویسنده در این کتاب چیست؟
نویسنده در این کتاب می‌خواهد بگوید بخشی از شرایطی که ما انسان‌ها در آن زندگی می‌کنیم برای ما مقدر شده و باید پذیرای آن باشیم و بخش دیگری از آن نیز شرایطی است که خودمان می‌توانیم آنها را بسازیم یا در آنها تغییر ایجاد کنیم.

مطالعه این کتاب علاوه بر کودکان و نوجوانانی که نیازهای ویژه دارند، برای والدین و مربیان آنها هم بسیار سودمند است چراکه بعد روانشناختی در این کتاب قوی است و درونمایه روانشناختی آن می‌تواند مورد استفاده مربیانی قرار بگیرد که با کودکانی ارتباط دارند که دارای نیازهای ویژه هستند

در این داستان کوئاری تاناکا با آگاهی که نسبت به آینده و سرنوشت دارد، تلاش می‌کند به ویرجیل که بسیار خجالتی است کمک کند تا مشکلش در زمینه ارتباط‌ برقرار کردن با دیگران را تعدیل کند.

مطالعه این کتاب را به چه افرادی پیشنهاد می‌کنید؟

مطالعه این کتاب علاوه بر کودکان و نوجوانانی که نیازهای ویژه دارند، برای والدین و مربیان آنها هم بسیار سودمند است چراکه بعد روانشناختی در این کتاب قوی است و درونمایه روانشناختی آن می‌تواند مورد استفاده مربیانی قرار گیرد که با کودکانی ارتباط دارند که دارای نیازهای ویژه هستند. در این کتاب حال و هوای این‌گونه بچه‌ها به خوبی توصیف می‌شود مطالبی آن برای مربیان، والدین و افرادی که با اینگونه بچه‌ها ارتباط دارند بسیار مفید است.

 

 

 
آیا کتاب دیگری هم از این نویسنده مطالعه یا ترجمه کرده‌اید؟
این نخستین کتابی بود که از این نویسنده به دستم رسید. اما بعد از ترجمه آن به مطالعه سایر آثارش نیز علاقه‌مند شدم و کتاب دیگری از او باعنوان «اول تو بازی کن» را نیز ترجمه کردم و برای چاپ به انتشارات داستان جمعه تحویل دادم.
 
آیا ارین انتراد کلی، در این کتاب هم به کودکان با نیازهای ویژه پرداخته است؟
بله در این کتاب باز هم نویسنده به کودکان با نیازهای ویژه اشاره می‌کند، اما این بار نیاز بچه‌ها جسمی نیست، بلکه روحی است. کلی، در این کتاب به دو شخصیت می‌پردازد که یکی از آن‌ها بچه طلاق و دیگری بچه‌ای است که پدرش بیمار است، این دو نیازهای روحی خاصی دارند و نیازمند توجه دیگران هستند.
 
آیا تصمیم دارید، آثار دیگر این نویسنده را ترجمه کنید؟
به‌طور کلی نگاه شرقی‌ای این نویسنده را دوست دارم. او نویسنده‌ای اخلاق‌گراست و به نظر می‌رسد برای نوشتن آثارش تحقیقات روانشناسی و جامعه‌شناسی انجام می‌دهد. براین اساس علاقه‌مندم آثار دیگری نیز از این نویسنده واقع‌گرا ترجمه کنم.
 
انتشارات داستان جمعه، کتاب «آهااای دنیا» را در قالب ۲۶۴ صفحه با شمارگان هزار نسخه و قیمت ۲۵۰ هزار ریال منتشر کرده است.
 

دانلود کتاب اصلاح اندیشه اسلامی

دانلود کتاب اصلاح اندیشه اسلامی

درآمد : موضوع اصلاح فکر اسلامی موضوع چندان جدیدی نیست ، گر چه رسانه های غربی پس از ۱۱ سپتامبر ۲۰۰۱ با هیاهو و حرارت آن را موضوع جدیدی نشان دادند .
یکی از توجیهات دولت ایالات متحده آمریکا برای گسترش جنگ علیه تروریسم از طریق اغال عراق ، نیاز مبرم به اصلاح اقتصادی و نیز فرهنگی کل جهان عرب بود .
این پروژه آمریکایی اصلاح ، شامل آموزش دینی بود و بر اساس آن ، برنامه درسی مدارس از مولفه هایی دینی ، که هر گونه تبعیض دینی ، اخلاقی و جنسیت محور را بازتاب می داد ، پیراسته می شد .

مطابق اصلاح پیشنهادی آمریکا ، آموزش دینی به جای تبلیغ تبعیض می بایست ارزش هایی مانند آزادی ، برابری ، عدالت و رفاه را تقویت می کرد . تحمیل ارزش هایی معین البته موضوع جدیدی نیست . این رویکرد بازتاب خواسته های مشابه قدرت های استعماری سابق در کشورهای مسلمان در قرن های ۱۸ و ۱۹ میلادی است .

در تاریخ جدید اندیشه اسلامی ، رابطه جهان اسلام و غرب امری فراگیر است . در واقع ، سرآغاز رویارویی میان این دو جهان بود که موجب شد نزاع تجدد – یعنی تمام ارزش های متجددانه ای مانند « پیشرفت ، قدرت ، دانش و خِرد » – به جوامع سنتی نفوذ کند و از این رو در هویت های جا افتاده آن جوامع اختلال ایجاد کند .

واکنش ها همواره منفی نبود . واکنش های منفی ، جملگی بر حمله نظامی ، اشغال سرزمین و استثمار منابع طبیعی و انسانی متمرکز بود …

پژوهش حاضر با طرح این پرسش و تلاش برای تحلیل داده ها بر اساس آن ، به اثر منفی سیاست های جاری اشاره دارد …

دانلود کتاب اصلاح اندیشه اسلامی ، از کلید زیر :

دانلود کتاب

نويسنده / مترجم : نصر حامد ابوزید/یاسر میردامادی
زبان کتاب : فارسی
حجم کتاب : ۲٫۶ مگابایت
تعداد صفحه : ۱۵۶

منبع : www.takbook.com

رمز فایل : www.takbook.com




این مطلب از وب سایت دانلود آهنگ جدید • آپ موزیک به صورت رپ انتشار گردید است.

دانلود آهنگ واسم مهم شدی مهمتر از خودم

همین حالا میتونید دانلود کنید و گوش دهید به آهنگ و موزیک جدید یوسف بهراد با نام حرف بزن به صورت رایگان

Exclusive Song:Yousef Behrad – “Harf Bezan” With Text And Direct Links In UpMusic

 

behrad دانلود آهنگ واسم مهم شدی مهمتر از خودم

متن موزیک حرف بزن با صدای یوسف بهراد:

───┤ ♩♬♫♪♭ ├───

واسم مهم شدی مهمتر از خودم ؛ عاشق شدم من که عاشق نمیشدم…

♫♪♭
عقل و دلم امروز تسلیم تقدیر ، این بار عشقه که تصمیم میگیره…

───┤ ♩♬♫♪♭ ├───

آهنگ واسم مهم شدی

دانلود آهنگ واسم مهم شدی مهمتر از خودم

گوته یک فرد نیست یک گفتمان است/ گوته با جسارت به تابو‌ها پرداخت

 

به گزارش خبرگزاری کتاب ایران (آتی بوک) نشست هفتگی شهر کتاب که عصر پنجشنبه(۲۶ مهرماه) برگزار شد به نقد و بررسی کتاب «پنج اثر از گوته» اختصاص داشت و محمود حسینی‌زاد، علی عبداللهی و سعید پیرمرادی در این نشست سخنرانی کردند. کتاب «پنج اثر از گوته» با ترجمه‌ سعید پیرمرادی به تازگی به همت نشر چشمه منتشر شده و در آن دو نمایشنامه‌ شورانگیز و متفکرانه، یک دیالوگ جمعی روشنفکرانه با موضوع زنان و دو افسانه‌ معروف از گوته، شاعر و ادیب نامدار آلمانی برگزیده و ترجمه شده‌اند.
 
رابطه‌ام با گوته حالت شیدایی به خود گرفته است
سعید پیرمرادی، مترجم اثر، در این نشست به ارائه توضیحاتی درباره علاقه و آشنایی‌اش با گوته پرداخت و گفت: رابطه من با گوته حالت شیدایی به خود گرفته است و حدود هشت سال است با گوته زندگی می‌کنم و هرجا سخنی از گوته باشد در آنجا حضور دارم. زمانی‌که آثار گوته را ترجمه می‌کنم سعی می‌کنم به متن وفادار بمانم و به گونه‌ای ترجمه می‌کنم که گویی گوته زنده است و این اثر را می‌بیند.
 
وی که علاوه بر این کتاب، ترجمه آثار دیگری از گوته مانند «تفنن و سرگرمی‌های مهاجران آلمانی»، «اشتیاق» و «خویشاوندهای اختیاری» را در کارنامه‌اش دارد، درباره اینکه چرا و چگونه آثار گوته را برای ترجمه انتخاب کرده است، گفت: به صورت کاملا اتفاقی کتاب‌هایی که ترجمه کرده بودم به دست یکی از استادان دانشگاه هایدلبرگ و مولف کتاب «اشتیاق» رسید. او در این کتاب از زاویه دید روانشناسانه زندگی گوته را بررسی و تحلیل کرده و باورها، رنج‌ها، دردها و خلاقیت گوته را در این تحلیل به خوبی نشان داده بود.
 
این روانشناس در ادامه بیان کرد: من در آن زمان کم و بیش با گوته آشنایی داشتم اما به تدریج این علاقه دیرین در من تبدیل به شوق شد و تصمیم گرفتم بیشتر به گوته بپردازم. چراکه هیچ کدام از شاعران و نویسندگان غربی به اندازه گوته در مطرح کردن ادبیات ایران در جهان نقش نداشته‌اند. گوته با شوق و عشقی که به ادبیات ایران داشت با نگارش «دیوان غربی شرقی» به جهانی شدن ادبیات ایران کمک زیادی کرد و ما باید دِین او را ادا کنیم.
 
گوته با جسارت به تابو‌ها پرداخت
وی افزود: بعد از ترجمه کتاب «اشتیاق» با کارهای گوته بیشتر آشنا شدم و خودم تعدادی از آثار او را برای ترجمه انتخاب کردم. «تفنن و سرگرمی‌های مهاجران آلمانی» نخستین ترجمه من بود. مطالب این کتاب مرا تحت تاثیر قرار داد چون خودم نیمی از عمرم را در مهاجرت بسر بردم. مطالب این کتاب به گونه‌ای است که گویی گوته در عصر کنونی زندگی می‌کند. همچنین دیالوگ ۳۰ صفحه‌ای جذابی در آغاز این کتاب وجود دارد که گوته در آن انقلابیون و ضدانقلابیون را مقابل هم قرار می‌دهد. در این کتاب چند داستان کوتاه و نیمه بلند آورده شده است. گوته جسارت طرح موضوعاتی که در جامعه تبدیل به یک تابو شده است، را دارد.

پیرمرادی در ادامه به کتاب بعدی که از گوته ترجمه کرده اشاره کرد و درباره آن توضیح داد: بعد از آن کتاب «خویشاوندی‌های اختیاری» را که یکی از اساسی‌ترین موضوعات نوع بشر و جدال بین خرد و احساس را به تصویر می‌کشد، ترجمه کردم. این کتاب توانست برای نخستین بار روابط موازی و سیر تشکیل و فرجام آن‌ها را بیان کند و نسبت به سایر ترجمه‌های انجام شده، بیشتر مورد استقبال قرار گرفته است چون دارای موضوعی ملموس و حاد است و گاهی من این کتاب را برای درمان به مراجعه‌کنندگانم معرفی می‌کنم.

 
گوته خالق مفهوم ادبیات جهانی بود

این مترجم آثار آلمانی افزود: بعد از این کتاب تصمیم گرفتم مخاطبان را با سبک‌های نگارش دیگر گوته آشنا کنم. «پنج اثر از گوته» مجموعه‌ای است متنوع که شخصیت و اندیشه‌های گوته را از زوایای گوناگون نشان می‌دهد. دو نمایشنامه «کلاویگو و استلا» را انتخاب کردم. کلاویگو برداشتی روانشناسانه و هستی‌شناسانه از انسان و درگیری‌ها و تضادهایش مطرح می‌کند و شخصیت مردی خواهان ترقی اجتماعی و عاطفی اما گرفتار در کشاکش سهمگین میان پیشرفت اجتماعی و دلبستگی عاطفی را به تصویر می‌کشد، نمایشنامه استلا نیز عشقی بدفرجام میان مردی متاهل و پریشان و معشوقه‌ جوانش را با ظرافتی کم‌نظیر به تصویر می‌کشد.

به گفت پیرمرادی کلاویگو نیز مانند استلا و نمایشنامه‌های دیگر عنوان توبه ادبی گوته را به خود اختصاص داده است و گوته توانسته جفاهایی که در حق معشوقه‌هایش انجام داده در قالب این نمایشنامه‌ها به تصویر بکشد. همچنین پاریس نو و ملوزین نو، دو افسانه‌ شگفت‌انگیز گوته‌اند که قوه‌ تخیل خواننده را به پرواز درمی‌آورند.

 
تالیف بیش از ۸۰ هزار مقاله علمی درباره گوته

وی در ادامه با بیان اینکه گوته خالق مفهوم ادبیات جهانی بود، گفت: نمی‌توانیم به اثری از گوته برسیم که اثری از فرهنگ‌های دیگر در آن نباشد. و تا به حال بیش از ۸۰ هزار مقاله علمی درباره آثار گوته به زبان‌های مختلف انجام شده که بسیار شگفت‌آور است.

 

پیرمرادی همچنین ‌از ترجمه دیگر آثار گوته خبر داد و گفت: تا پایان ماه آینده ترجمه کتاب «دیوان غربی شرقی» را به پایان رسانده و به نشر چشمه تحویل می‌دهم بعد از آن هم به ترجمه دو رمان مربوط به دوران سالمندی گوته که حجم زیادی در حدود دو هزار صفحه فارسی دارند، می‌پردازم.

 
وقتی سراغ گوته می‌روید با یک غول دست و پنجه نرم می‌کنید

محمود حسینی‌زاد، سخنران دیگر این نشست درباره اینکه چگونه یک مترجم جرات می‌کند، به ترجمه آثار گوته بپردازد، گفت: در آلمان، گوته شخصیتی کاملا استثنایی دارد چون شرایط متفاوتی داشته است. او در خانواده اشرافی رشد کرده و تا ۸۵ سالگی زندگی می‌کند و با دربار ارتباط دارد. گوته در آلمان مقام بالایی دارد و در همه شهر می‌توان نامی از گوته شنید. براین اساس وقتی سراغ گوته می‌روید باید بدانید که با یک غول دست و پنجه نرم می‌کنید.

 

این مترجم آثار آلمانی و داستان‌نویس در ادامه به توان سعید پیرمرادی در ترجمه آثار گوته اشاره کرد و گفت: من از سال‌ها پیش، زمانی که پیرمرادی در آلمان زندگی، تحصیل و کار می‌کرد وی را می‌شناسم و می‌دانم که او کاملا با گوته و شخصیت و مقامش در آلمان آشنایی دارد. او بر ترجمه آثار گوته متمرکز شده و به نویسنده دیگری نمی‌پردازد و گوته را از جهات مختلف بررسی می‌کند و خودش را محدود به آثاری همچون «دیوان غربی شرقی» نکرده است و برای ما گوشه‌هایی از گوته را نمایان کرده که خیلی درباره‌اش اطلاعات نداشتیم.

 
گوته مخاطب را بین دو فرهنگ غرب و شرق می‌گذارد

این منتقد ادبی و مولف مجموعه داستان «سیاهی چسبناک شب» گوته را فردی چندوجهی عنوان کرد که به حوزه‌های مختلف پرداخته است و گفت: گوته در اصل نمایشنامه نویس است و پیرمرادی در این کتاب نمایشنامه‌هایی از گوته ترجمه کرده است. گوته مخاطب را بین دو فرهنگ غرب و شرق می‌گذارد و نوعی تصمیم‌گیری در همه آثار گوته به چشم می‌خورد.

 
زبان پیرمرادی هم بوی امروزی دارد هم بوی کلاسیک

مولف مجموعه داستان «آسمان، کیپ ابر» در ادامه به آثار ترجمه شده از سوی پیرمرادی اشاره کرد و گفت: او در آغاز «اشتیاق» را ترجمه کرد و با این کتاب ابتدا شناختی از گوته به مخاطب ارائه داد سپس سراغ کارهای کمتر شناخته شده گوته رفت و داستان‌های کوتاهی از او ترجمه کرد که ما کمتر با آن آشنا بودیم.

 

به اعتقاد مترجم «قاضی و جلادش» کار مهم پیرمرادی، زبانی است که او برای ترجمه این آثار انتخاب کرده و خواندن این کتاب‌ها را برای مخاطبان روان کرده، زبانی که هم بوی امروزی دارد و هم بوی کلاسیک. او جمله‌بندی‌ها را نمی‌شکند ولی با انتخاب واژگان مناسب، حس امروزی بودن را به مخاطب منتقل می‌کند.

 

 

گوته یک فرد نیست یک گفتمان است
علی عبدالهی، شاعر و مترجم آثار آلمانی، نیز در این نشست به فقدان مجموعه منسجم از ترجمه کتاب‌های گوته اشاره کرد و گفت: ما ترجمه‌های پراکنده‌ای از آثار گوته داریم و باید توجه بیشتری در زمینه تولید یک مجموعه منسجم در این زمینه صورت گیرد و تلاش‌های پیرمرادی در این زمینه ارزشمند است. گوته شاعر، درام‌پرداز، افسانه‌پرداز، قصه‌گو، نمایشنامه‌نویس، نظریه‌پرداز، مشاور و دستیار حاکمان، محقق در حوزه علوم طبیعی و فیزیک، سفرنامه‌نویس و فیلسوف است. گوته یک فرد نیست یک گفتمان است؛ مانند حافظ و سعدی و فردوسی و تحلیل او اهمیت زیادی دارد.
 
مترجم «سکوت آینده من است، مجموعه شعرهای عاشقانه اریش فرید» با بیان اینکه وقتی کسی می‌خواهد درباره گوته صحبت کند، نمی‌داند درباره کدام جنبه‌اش حرف بزند، افزود: گوته بازتابنده کامل و روح دوران خودش بود و تبیین‌گر انسان اروپایی، انسان کنجکاو، بررسی کننده تمام ابعاد علوم و واکاونده عوالم درون انسان، انسان ابزارساز و انسان هوشمندی است که می‌تواند خرد ابزاری را به خدمت ساخت نهادهای اجتماعی درآورد و انسان مدنی که ما می‌شناسیم از دل فاوست درمی‌آید و این کار بزرگ گوته است. بااینکه گوته همه این کارها را انجام داده به طرز عجیبی علایق پراکنده‌ای داشته و امروزه برخی اندیشه‌هایش در زمینه‌هایی مانند رنگ‌شناسی چندان مطرح نیست چون علم پیشرفت‌های زیادی داشته است.
 
گوته تلاش زیادی برای معرفی فرهنگی‌های دیگر انجام داد
مترجم «اکنون میان دو هیچ، مجموعه شعرهای نیچه» یادآور شد: گوته تلاش زیادی برای معرفی فرهنگی‌های دیگر انجام داد. این جست‌وجو از آشنایی کامل با فرهنگ یونان باستان و روم باستان شروع شد و با اساطیر و کتاب‌های مقدس و آشنایی با فرهنگ فرانسوی و اسپانیایی و سفرهایی که به ایتالیا داشت ادامه یافت و به سروده‌های رومی که عاشقانه است و نگاه گوته به تاریخ ایتالیا رسید و در سال‌های بعدی عمرش به آشنایی با فرهنگ شرق و حافظ و سعدی رسید و در خلال مطالعه‌های ترجمه‌های موجود توانست حافظ را بشناسد.
 
مترجم «عاشقانه‌های هرمان هسه» شیلر، را شبیه‌ترین شخص به گوته از میان هم زبانانش نامید و گفت: آن‌ها دو دوست جدانشدنی و کاملا متضاد بودند. گوته شاعری خوشبخت بود اما شیلر برعکس او بود و جوانمرگ شد و بعد از مرگش احوالاتش در آثار گوته دیده می‌شود.

به گفته عبداللهی در «پنج اثر از گوته» می‌توانیم گوته درام‌پرداز و گوته افسانه‌پرداز را ‌بینیم.

گفت‌وگوهای ادبی ایران و آلمان

علی‌اصغرمحمدخانی نیز در این نشست ضمن بیان اهمیت گوته و آثارش به دویستمین سال انتشار «دیوان غربی شرقی» گوته در سال ۲۰۱۸ اشاره کرد و گفت: به این مناسبت سال آینده میلادی به گفت‌وگوهای ادبی ایران و آلمان می‌پردازیم که به نوعی گفت‌وگوی شرق و غرب هم محسوب می‌شود.

 

 

تاریخ انتشار : جمعه ۲۷ مهر ۱۳۹۷ ساعت ۰۸:۰۰

, مترجم : مهرناز زاوه

 

 

تعداد کتاب‌های منتشر شده نویسندگان ناشر-مولف در سال ۲۰۱۷ در ایالات متحده از مرز یک میلیون گذشت.

افزایش ۲۸ درصدی کتاب‌های ناشر-مولف در امریکا در سال ۲۰۱۷

 

به گزارش خبرگزاری کتاب ایران (آتی بوک) به نقل از پابلیشرزویکلی – بر اساس گزارش سالانه باوکر از تعداد شابک‌هایی که به نویسندگان ناشر-مولف اختصاص یافته، تعداد کتاب‌های ناشر-مولف در ایالات متحده برای اولین بار در سال ۲۰۱۷ به یک میلیون نسخه رسید. تعداد کل شابک‌های منتشر شده سال گذشته ۲۸٪ نسبت به سال ۲۰۱۶ افزایش داشته و به ۱،۰۰۹،۱۸۸ رسیده است.

این پیشرفت کاملا مربوط به کتاب‌های چاپی بوده و تعداد کتاب‌های الکترونیک نویسندگان ناشر-مولف ۱۳٪ نسبت به سال ۲۰۱۶ کاهش داشته است. باوکر اشاره کرد که این کاهش سومین سال متوالی است که اتفاق می‌افتد و احتمالا بیشتر به دلیل استفاده نویسندگان از پلتفرم ناشر-مولف کی.دی.پی آمازون است تا کاهش کلی تعداد کتاب‌های الکترونیک ناشر-مولف که سال گذشته منتشر شده است. زیرا آمازون تعداد عناوین سالانه کی.دی.پی را افشا نمی‌کند.

با این حال باوکر تعداد کتاب‌های چاپ شده توسط بخش کریت‌اسپیس آمازون را ضبط می‌کند و رقم‌ها نشان از افزایش ۵۰ درصدی عناوین منتشر شده در سال ۲۰۱۷ دارد و تعداد کتاب‌های ناشر-مولف این کمپانی به حدود ۷۵۲ هزار رسیده است.

 

 

 

 

 

نشست نقد و بررسی کتاب «بی‌خانمانی و سیاست‌گذاری اجتماعی» برگزار شد

آیا رفتار با بی‌خانمان‌ها صدقه سر دولت لیبرالیستی است؟

 

تاریخ انتشار : جمعه ۲۷ مهر ۱۳۹۷ ساعت ۰۹:۰۰

 

 

مسعودیان با بیان اینکه سیاست اجتماعی ما در برابر بی خانمان‌ها اشتباه است! گفت: بی خانمانی اجتماعی در هندوستان، انگلستان و… متفاوت است پس سیاست‌های اجتماعی هم متفاوت است. بنابراین ما نمی توانیم کتاب «بی‌خانمانی و سیاست‌گذاری اجتماعی» را نسخه خوبی برای ایران بدانیم.

سیاست اجتماعی ما در برابر بی خانمان‌ها اشتباه است!

 

به گزارش خبرگزاری کتاب ایران (آتی بوک) گروه شهر و زندگی روزمره انجمن مطالعات فرهنگی با همکاری معاونت امور اجتماعی و فرهنگی شهرداری تهران، انتشارات علمی فرهنگی و موسسه مطالعات و تحقیقات اجتماعی دانشگاه تهران هشتمین نشست حلقه مطالعاتی نقد و بررسی متون شهری را با نقد و بررسی کتاب «بی‌خانمانی و سیاست‌گذاری اجتماعی» نوشته روجر باروز، نیکلاس پلیس و دبورا کویلگارس و سخنرانی محسن مسعودیان برگزار کرد.

مسعودیان در این نشست توضیحاتی را درباره سیاست‌گذاری اجتماعی ارائه کرد و گفت: این سیاست سه هدف عمده و متمرکز از قبیل کاهش نابرابری، افزایش سطح رفاه و بهبود حقوق شهروندی را دنبال می‌کند. این یک رشته در مقاطع تحصیلات تکمیلی است و در ایران هم تلاش می‌شود راه اندازی شود اما تصویب نشده در حالی که در اروپا و انگلستان این رشته فعال است.

 

وی ادامه داد: انتشارات علمی و فرهنگی ۱۰ کتاب را که به مقوله شهر پرداخته به طبع رسانده که یکی از این کتاب‌ها «بی‌خانمانی و سیاست‌گذاری اجتماعی» است. البته من این کتاب را اثری ندیدم که در حوزه شهر بگنجد و اگر بگویند ۱۰ کتاب در حوزه شهر نام ببریم من این را در آن لیست نمی‌گنجانم. چون این کتاب به تجربه منحصر به انگلستان است.

وی با طرح این سوال که مفهوم شهروندی و حقوق اجتماعی چه چیزی است و وقتی از آن حرف می‌زنیم ناظر به چه چیزی است عنوان کرد: مارشال در اواسط قرن ۲۰، این بحث را با عنوان شهروندی و انواع آن مطرح کرد و به شهروندی سیاسی، مدنی و … پرداخت.

 

مسعودیان با بیان اینکه این کتاب بی خانمانی را  اثبات نمی‌کند افزود: بی‌خانمان یک شهروند است و حقوق اجتماعی دارد ولی این بی خانمان در این اثر به ترحم نگریسته می‌شود. نکته‌ای که در اینجا مطرح است این است که وقتی قانون اجباری فقر در اروپا به تصویب رسید سراها و خانه‌هایی درست شد که فقرا باید در آنجا محبوس می شدند و کار می‌کردند. این فقرا شامل انواع بی خانمان‌ها هم بودند و در آنجا محبوس می‌شدند و باید به اجبار تولید می‌کردند. وقتی هم تولید می‌شد شکوفایی اقتصادی به همراه داشت در حالی که آن کارگر محبوس حقوق معادل کارش را نمی‌گرفت.

به گفته این محقق، با این موضوع، این خطر به وجود می‌آمد که ستاد نئولیبرالیستی با رشد این کارگران قاعده‌ای درست کند که نظام تولید بر همین مبنا بنا شود. پس نخستین نقد به این کتاب این است که مساله حق اجتماعی برای شهروندان در آن روشن نشده و وقتی این معلوم نشود رفتار با بی‌خانمان‌ها گویی صدقه سر دولت لیبرالیستی است.

 

وی با بیان اینکه در شهروندی و سیاست گذاری اجتماعی بیشتر از حق صحبت شده تا تکلیف! گفت: در حالی که در غرب مساله تکلیف اجتماعی به صورت خاص و ملموس مطرح نشده است در اسلام این تکلیف مشخص شده است. پس وقتی ما تکلیف را ندانیم در برابر حق استوار می‌ایستیم و آن را می‌خواهیم. شعار جامعه پایدار این است که دربرابر حق باید تکلیف داشته باشید.

مسعودیان با تشریح فصول این کتاب اظهار کرد: کتاب ۱۶ فصل دارد که در آمد آن به بی خانمانی در گذشته می‌پردازد. سپس به بی خانمانی در انگلستان و شاخصه‌ها آن پرداخته می‌شود. در فصل دوم قوانین مربوط به این حوزه مورد توجه قرار می‌گیرد. انگلستان تنها کشوری بود که برای بی خانمان‌ها و اسکان و سامان آنها برنامه داشت! آنها به صورت قانونی و رسمی مسئولیت بی خانمانی را پذیرفتند و در سال ۱۹۷۷ اولین قانون برای تامین مسکن مطرح شد. پس از آن در سال ۱۹۸۴ مجددا این قانون تکمیل شد و در نهایت افراد بی خانمان تعدادشان زیاد شد و هزینه دولت رفاه بالا رفت و در سال ۱۹۹۶ در قانون مسکن آن را تصحیح کردند!

به گفته این محقق، فصل سوم نظریه پردازی درباره بی خانمانی را بحث می‌کند. فصل‌های دیگر به مولفه‌هایی اشاره دارد که در سنجش بی خانمانی است. این کتاب برای سیاست گذاران اجتماعی ما در حوزه بی خانمانی تجربه خوبی است که آن را از انگلستان کسب کنند هر چند این موضوع تابع شرایط زیستی، اجتماعی و فرهنگی است و بعید می‌دانم بتوانیم آن را در ایران پیاده کنیم.

 

وی با اشاره به تعریف بی خانمانی بیان کرد: تکلیف در برابر بی خانمان‌ها بر عهده دولت است اما مناقشات بر سر بی خانمانی همچنان وجود دارد. در ایران بی خانمان‌ها به معتادها گفته می‌شود! ما افرادی را داریم در ایران که بی خانمان بودند و معتاد شدند یا برعکس! اما به هر حال آمار دقیقی هم وجود ندارد. مساله‌ای که هست این است که دولت در انگلستان وقتی می‌خواهد با بی خانمان‌ها برخورد کند آن را جز نیازهای اساسی آن می‌داند اما در ایران ما رویکردی را داریم که بی‌خانمان را تقبیح و منزوی می‌کند و آن را انگل می‌داند به همین دلیل ما حد و مرز رفتار سیاست اجتماعی را نمی‌توانیم برای بی خانمان تعریف کنیم.

 

مسعودیان گفت: شما کارتن خواب‌ها را ببینید که مواد مصرف می‌کنند، بغل اتوبان می‌خوابند و دردسر ایجاد می کنند بعد دولت به آنها خانه می دهد و این نوعی مجازات برای آنهاست. این در حالی است که در انگلستان خانه دار شدن به مثابه مجازات نیست اما در ایران اینگونه نیست. مسئولیت سامان دهی بی خانمان‌ها با دولت است هر چند در آمریکا ۸۵ درصد این کار را موسسات اجتماعی انجام می‌دهند.

 

وی ادامه داد: وقتی که دولت‌ها نسبت به بی خانمان‌ها در حال چیدمان سیاست اجتماعی هستند نخست نسبت به هزینه‌های آن اقدام می‌کنند. از این سو گفتند بی خانمانی باید تعریف دقیق شود و افراد بی خانمان تفکیک شوند. نقد بعدی به کتاب این است که بی خانمانی در آن تفکیک نشده است و افرادی که صفت بی خانمانی بر آنها حمل شده مشخص نیست از چه طریق دسته بندی می‌شوند! اگر قانون اجباری فقر که نقد شده و در سراسر اروپا مورد نفی بوده و آن مذموم بوده از یک جهت خوب است و آن این است که هر فرد بی خانمان نسبت به خدمات رایگانی که دولت به او می‌دهد تکلیف دارد!

 

وی افزود: غربی ها جالب است کمتر درگیر اعتیاد هستند و بی خانمانی برای آنها به دلیل اعتیاد نیست اما در ایران حتما ما باید این را احصا کنیم چون بی خانمان اگر متهم به جرم باشد علاوه بر اینکه حق رایگان دارد در برابر حاکمیت تکلیفی هم دارد. بنابراین سیاست اجتماعی ما در برابر بی خانمان‌ها اشتباه است!

به گفته مسعودیان، ما اکنون ۱۸ گرمخانه در تهران داریم که بسیار کم است و گفته می‌شود ۱۵ هزار بی خانمان هم داریم که آمار سنگینی است. از این ۱۸ تا فقط یک گرمخانه مخصوص خانمهاست که شرایط خاصی دارد! البته ما این را تشویق می‌کنیم که به هر حال حمایت‌هایی وجود دارد اما مشخص نیست در شهرهای دیگر هم همین کیفیت هست یا خیر. از سوی دیگر افرادی که وارد گرمخانه می‌شوند چه تکلیفی را باید انجام دهند که پاسداشت داشته باشند.

 

وی یادآور شد: باید ابتدا این بی خانمان‌ها تفکیک شوند و بر این مبنا برای آنها تکلیف ایجاد کنیم چون سیاست اجتماعی سیاست انتقام گیری نیست بلکه باید بی خانمان‌ها را توانمند کنیم. اکنون گذاشتن گزینش برای گرمخانه‌ها دسته بندی درستی نیست چون ما فقط آنها را برای بزه بیشتر آماده می‌کنیم و این‌ها در جامعه رها می‌شوند و فرصت مناسبی برای خوابیدن می‌یابند. آیا این فروکاست بی خانمانی است؟! خیر! باید برای اینها نظام مهارت آموزی درست کرده و آنها را وامدار خود کنیم تا دربرابر انجام تکلیف حقوقی را بگیرند.

مسعودیان با اشاره به ریخت شناسی از بی خانمانی عنوان کرد: ریخت شناسی از بی خانمان‌ها در جهان گوناگون است. در ایران طبق آمارها ۸۰ درصد بی خانمان ها معتادین هستند. بی خانمانی اجتماعی در هندوستان، انگلستان و… متفاوت است پس سیاست‌های اجتماعی هم متفاوت است. بنابراین ما نمی توانیم این کتاب را نسخه خوبی برای ایران بدانیم.

 

 

داستان‌هایی مختصر و مفید از برلین

 

به گزارش خبرگزاری کتاب ایران (آتی بوک)، یودیت هرمان از نویسندگان نسل جدید ادبیات آلمان است. این نویسنده معاصر آلمانی نخستین متون ادبی خود را زمانی که در آمریکا بود منتشر کرد و تجربیات روزنامه‌نگاری نیز دارد. هرمان از همان آغاز نوشتن شیفته داستان کوتاه شد و درنهایت خود را بیش از آنکه رمان‌نویس بداند نویسنده‌ داستان‌های کوتاه می‌داند که با سبکی مینی‌مال خلق می‌شوند. ایجاز از ویژگی‌های بارز آثار اوست.

هرمان نخستین مجموعه داستان خود به نام «خانه‌ی تابستانی» را در سال ۱۹۹۸ منتشر می‌کند که با استقبال روبه‌رو می‌شود.  خوشبختانه این نویسنده خوش‌قلم در ایران ناشناخته نمانده و آثاری چون مجموعه «این سوی رودخانه اُدر»، «آلیس» و «خانه تابستانی» و چند داستان کوتاه دیگر به فارسی ترجمه شده است. آخرین اثری که از هرمان به فارسی برگردانده شده،‌ آخرین مجموعه داستان منتشر شده از این نویسنده است که در سال ۱۳۹۷ با ترجمه مترجم همیشگی آثار او محمود حسینی‌زاد از سوی نشر افق راهی بازار کتاب شد.

محمود حسینی‌زاد، مترجم آثار هرمان در ایران درباره سبک و سیاق نویسندگی او در گفت‌وگو با خبرگزاری کتاب ایران (آتی بوک) می‌گوید: « هرمان درباره آدم‌های امروز و روابط‌شان می‌نویسد. داستان‌های اول درباره جوان‌ها بود و با گذشت زمان که سن خودش بالا رفت سن کاراکترهای داستان‌هایش هم بیشتر شد و  این اواخر بیشتر  درباره آدم‌های همسن و سال خودش می‌نویسد. عمده داستان‌های اول هرمان در برلین می‌گذشت چون او برلینی‌الاصل است اما به مرور زمان جهانی‌تر نوشت و اکنون داستانهایش در اقصی نقاط دنیا رخ می‌دهند.»

                          

کتاب «آلیس» در سال ۱۳۸۸ در ایران منتشر شد و هنوز هم یکی از پرطرفدارترین آثاری است که از این نویسنده به فارسی برگردانده شده است. این اقبال را می‌توان به رمان‌پسندی مخاطبان ایرانی نسبت داد. البته به گفته خود نویسنده؛ «این کتاب رمان نیست و پنج داستان است با یک شخصیت مشترک به نام آلیس.» اما پیوستگی غیرمستقیم داستان‌ها به یکدیگر و همچنین تِم مشترک آن‌ها این ذهنیت را در خواننده به وجود می‌آورد که گویی با رمانی کوتاه مواجه است.

این کتاب مجموعه‌ای‌ست شامل پنج داستان که یک شخصیت محوری به نام آلیس دارد و در هر پنج داستان «مرگ» مضمون اصلی است. شخصیت اصلی کتاب زنی میانسال به نام آلیس است و این کتاب درباره ماجراهایی از مرگ دوستان و اقوام آلیس  و روایت افرادی است که در هنگام احتضار، آلیس به دیدن‌شان می‌رود.

این رمان تا کنون شش بار تجدیدچاپ شده است. در بخشی از کتاب «آلیس» می‌خوانیم:

«وقتي كسي كه دوستش داري، كسي كه در زندگي‌ات نقشي داشته، مي‌رود، مي‌ميرد و ديگر نيست، همه‌چيز دگرگون مي‌شود؛ چه بخواهي و چه نخواهي. آن‌چه به جا مي‌ماند، كتاب‌ها هستند و نامه‌ها و عكس‌ها. 

يادها و اندوهي چاره‌ناپذير و گاهي هم در گوشه‌اي، خياباني، كسي را اشتباهي به جاي او كه مرده مي‌گيري و به دنبالش مي‌دوي…»

کتاب «آن سوی رودخانه ادر» اولین کتابی است که از یودیت هرمان به فارسی ترجمه می‌شود. این کتاب  در سال ۱۳۸۶ وارد بازار کتاب ایران شد و مجموعه‌ای است انتخابی  از دو کتاب نخست یودیت هرمان به نام‌های «خانه تابستانی» و «هیچ چیز جز ارواح».

هرمان در اين داستان به زندگي مردماني بي‌خيال و در عين حال آسيب‌پذير، به فرصت‌هاي از دست رفته و تنهايي گاه خود خواسته‌شان مي‌پردازد. نگاه و زبان او خونسرد اما مؤثر است و حسرتي نهفته در آن موج مي‌زند. هرمان در این داستان ها از نشانه‌ها مدد گرفته تا لایه زیرین اثر خود را بسازد و خواننده در این کتاب تنها با داستان و قصه مواجه نیست. بلكه  در مواجهه با چيزي است كه در اثر تقابل‌هاي عناصر تشكيل دهنده داستان آن شكل مي‌گيرد، و  در نتیجه با دو سطح روبه رو می‌شود؛ يكي سطح روساخت و دیگر آنکه با كشف دلالت هاي ضمني و تقابل‌ها در اين سطح  به سطح ژرفساختي داستان می‌رسد.

                         

این کتاب تا به حال سه بار تجدیدچاپ شده است. در بخشی از داستان «مرجان سرخ» می‌خوانیم:

« … اولين و تنها باري كه پيش روان‌شناس رفتم. به قيمت از دست دادن دستبند مرجان سرخ‌رنگم تمام شد و او ده سالي از من بزرگ‌تر بود و به ماهي مرده شباهت داشت، سرد و بي‌صدا. حالش خيلي بد بود.

روي تخت مي‌افتاد و تنها جمله اي كه مي‌گفت… اگر اصلاً حرفي مي‌زد… اين بود: «حتي از خودم هم خوشم نمي‌آد.» اين همان داستاني است كه مي‌خواهم تعريف كنم؟ مطمئن نيستم. واقعاً نيستم.»

پس از این دو کتاب که با استقبال خوبی در بازار کتاب روبه‌رو می‌شود،‌ محمود حسینی‌زاد،‌ مترجم و معرف آثار هرمان در ایران، به سراغ ترجمه رمانی از این نویسنده به نام «اول عاشقی» می‌رود.  این کتاب رمانی است که روانشناسی را با ادبیات پیوند می‌زند. در لایه نخست، خواننده با ماجرایی روبه روست که  خلل و شکافی را در زندگی مشترک یک زن و شوهر روایت می‌کند. رمان «اول عاشقی» از نظرگاه  کاراکتری به نام «استلا» روایت می‌شود. استلا در همه صحنه‌های رمان حضوری پر رنگ دارد.

«استلا» در صفحه نخست کتاب در هواپیما نشسته است و با مردی آشنا می‌شود که دست‌های کثیفی دارد. این مرد که «جیسون» نام دارد دست «استلا» را می‌گیرد و به او دلداری می‌دهد. استلا اندکی آرامش می‌یابد. در ادامه این سفر هوایی، جیسون خوابش می‌برد اما همچنان دستان کوچک استلا را در دست دارد.

یودیت هرمان در واقع در رمان «اول عاشقی» زنی را توصیف کرده که به هر موضوع و ابژه سطحی نگاه می‌کند. هرمان با این رمانش همه نقدها را متوجه استلا می‌داند. این نویسنده زن آلمانی، در تازه‌ترین رمانش استلا را عصبی توصیف می‌کند. 

زبان یودیت هرمان در این رمان زبانی است که دیالوگ در آن نقش تعیین کننده‌ای ایفا می‌کند. در ترجمه محمود حسینی‌زاد دیالوگ‌های داستان در گیومه قرار نگرفته است اما با مهارت مترجم در انتقال لحن و اقتضای کلام نویسنده، دیالوگ‌ها از یکدیگر جدا می‌شوند و مانعی بر سر راه فهم خواننده نیست. در واقع مترجم توانسته است زبان مختص به خود هرمان را در فارسی بازتولید کند.

                 

                 محمود حسینی‌زاد

محمود حسینی‌زاد درباره نثر و زبان هرمان در آثارش می‌گوید: « نثر ملانکولیکی دارد و سعی دارد به آن ملانکولی اهمیتی ندهد و نگاه بیطرفانه‌ای داشته باشد.»

داستان «اول عاشقی» داستان هراس و اندوه نیست. داستان سکوت و روزهای جدایی یک زن و شوهر نیست. داستان روایتی منطقی از یک زندگی به ظاهر ساده است. زندگی به قدری ساده و سرراست است که وجود معضلی به راحتی آن را تکان می‌دهد و همه این‌ها به استلا ربط پیدا می‌کند. استلایی که گویی خود دچار تردیدی درونی است و این تردید تا پایان یافتن رمان و تا آخرین سطر ادامه دارد و استلا در اعماق وجودش نمی‌تواند به این تردید غلبه کند.

این رمان مدت کوتاهی پس از انتشار در سال ۱۳۹۴ به چاپ دوم رسید. در بخشی از «اول عاشقی» می‌خوانیم:

«کاش می‌شد همیشه همدیگر را می‌شناختیم ، تو پیرتر می‌شوی ، ما دیگر چندان وقتی نداریم . نگاهم که می‌کنی ، لبخند خواهی زد، امکان ندارد طور دیگری باشد.»

                       

مجموعه داستان «لتی پارک» آخرین اثری است که از این نویسنده آلمانی به فارسی ترجمه شده است. نسخه اصلی «لتی پارک» در سال ۲۰۱۶ چاپ شده و یودیت هرمان در آن،  به نوشتن داستان‌های خیلی کوتاه و موجز روی آورده است.

هرمان در داستان های این کتاب، به وضعیت فعلی کاراکترهایش توجه کرده تا احساس آن‌ها را به خواننده منتقل کند. در این داستان‌ها، آدم‌ها به درون خود رفته اند و به مسائل شخصی و بیشتر دو راهی‌های عاطفی شان می‌اندیشند که پیش‌تر، جور دیگری درباره آن‌ها فکر می‌کردند.

در این مجموعه ۱۶ داستان به نام‌های «ذغال‌سنگ»، « طلسم»، «سولاریس»، « شعرها»، «لتی پارک»، « شاهدها»، «بادبادک»، « جزیره‌ها»، « گرده درختان صنوبر»، « بعضی یادها»، «مغز»، «نامه»، «رویاها»،« بازگشت»، « برخوردها» و «مادر» آمده است.

                        

هرمان در این داستان‌ها به همان درون‌مایه همیشگی خود یعنی روابط بین انسان‌ها پرداخته است. محمود حسینی‌زاد درباره درون‌مایه این اثر و رویکرد هرمان در «لتی‌پارک» می‌گوید: به نظر من موجزترین داستان‌های یودیت هرمان در مجموعه «لتی پارک» هستند. درونمایه کلی داستان‌های هرمان در این کتاب همان درون‌مایه همیشگی آدم‌ها و روابط‌شان است. هرمان در این کتاب آدم‌هایی را به تصویر می‌کشد که که قادر به ایجاد رابطه نیستند و انسان‌هایی هستند که به نقطه‌ای بحرانی رسیده‌اند و در حال بازنگری زندگی گذشته خود هستند.»

 

در بیشتر داستان‌های این کتاب با کاراکتری روبه رو هستیم که یکی از نزدیکانش ترکش کرده است. اغلب داستان‌ها ماجرای مواجهه کاراکتر اصلی با این هجران است. در ابتدای داستان «جزیره‌ها» می‌خوانیم:

« در این عکس نشسته‌ایم جلوی ساختمانی که یادم نیست کجا بود، خانه‌ی زک که به هر حال نیست. سمت چپی من‌ام، سمت راستی مارتا. به طرز غریبی حالت بدن‌هایمان درست مثل هم است، فقط انگار که توی آینه، برعکس هم، پاها ضربدری و دست چپم روی ساعد راستم، دست مارتا روی ساعد چپش، دلیلش باید این باشد که ما مدت زیادی با هم بودیم.»

یودیت هرمان در این مجموعه در به تصویر کشیدن تنهایی آدم‌ها بسیار موفق عمل کرده است. او این کار را با توصیف جزبه‌جز اشیا انجام می‌دهد. در بخشی از داستان «سولاریس» می‌خوانیم:

«آدا همه جا ردی از زندگی مشترکشان می‌بیند. عکسی-نگاه زمستانی از پنجره  اتاق سوفی به خیابان دلگیر. بلوزی که رویش اسبی کوچک گلدوزی شده آویزان به میله لباس‌ها. سنجاق سری صدفی. پیپ حشیش‌کشی. چاقوییی. آدا دراز می‌کشد روی کانا په ای در اتاقی که جز این کاملا خالی است، آن قدر آرام است که حس می‌کند دارد در هوا محو می‌شود، دارد فراموش می‌کند که کی است.»

محمود حسینی‌زاد درباره تاثیرپذیری یودیت هرمان از دیگر نویسندگان معاصر خود می‌گوید: «هرمان در چندین مصاحبه از جمله در مصاحبه ای که اخیرا با علیرضا غلامی برای مجله تجربه داشت گفته از آمریکایی‌ها تاثیر گرفته و  از نویسندگانی مانند آلیس مونرو به عنوان نویسنده مورد علاقه اش  نام می‌برد.»

 

مجموعه داستان «لتی‌پارک»  آخرین اثر این نویسنده است که در سال ۱۳۹۷ از سوی نشر افق منتشر شد و گفتنی است که مترجم تمامی آثار یودیت هرمان در ایران محمود حسینی‌‌زاد است.

 

مولف کتاب «جامعه ایران در آینه سینما» مطرح کرد

نتیجه دخالت حاکمیت در سینمای اجتماعی ایران، ابتذال است

 

تاریخ انتشار : جمعه ۲۷ مهر ۱۳۹۷ ساعت ۱۰:۰۰

 

 

اعظم راودراد می‌گوید: نتیجه دخالت حاکمیت در سینمای اجتماعی ایران می‌تواند رشد سینمای اجتماعی عامه‌پسندی باشد که به سوی ابتذال می‌رود و بیشتر منعکس‌کننده تفکرات قالبی، کلیشه‌ای و جنسیتی در جامعه است. در اثر این گونه مهندسی فرهنگی لودگی و ابتذال در سینما جای خود را به انجام رسالت‌های اجتماعی خواهد داد و اغلب فیلم‌های ساخته شده برای مخاطبان عام قابل پسند خواهد بود و در نهایت این سینمای اجتماعی ایران است که ضعیف می‌شود.

سینمای اجتماعی ایران سیاه‌نمایی نیست بلکه نوعی آگاهی‌بخشی و هشدار اجتماعی است

 

خبرگزاری کتاب ایران (آتی بوک)ـ  «جامعه ایران در آینه سینما» به کوشش اعظم راودراد، استاد جامعه‌شناسی دانشگاه تهران کوششی است برای نشان دادن رابطه بین فیلم‌های سینمایی ایرانی با جامعه ایران. رویکرد فیلم‌های اجتماعی در ایران در این سال‌ها به طور عمده به مسائلی مانند نفاق در جامعه، مسائل و مشکلات زنان و دختران مانند طلاق، اشتغال، سنت‌های اشتباه جامعه، بی وفایی مردان، مردسالاری، جوانان و آسیب‌های اجتماعی مربوط به آنها و فقر بوده است. در حالی که مسائل اجتماعی فراوانی در جامعه وجود دارد که سینماگران به دلیل محدودیت‌ها یا ناتوانی در تولید خوب از این سوژه‌ها کمتر به آن‌ها توجه کرده‌اند.

دست اندرکاران تهیه این کتاب تلاش کرده‌اند رابطه بین فیلم‌های سینمایی ایران با جامعه کشور را نشان بدهند. کتاب پیش رو، ۳ بخش دارد که به ترتیب عبارت‌اند از: کلیات مطالعات اجتماعی – فرهنگی سینما، تحلیل مقایسه ای وضعیت خانواده در جامعه و تصویر آن در سینمای ایران، تحلیل مقایسه‌ای نقش زن در جامعه و تصویر آن در سینمای ایران. درباره این کتاب با اعظم راودراد گفت‌وگویی انجام داده‌ایم که در ادامه می‌خوانید:

سینمای اجتماعی به چه معنی است و سابقه شکل‌گیری جدی آن در ایران به چه زمانی برمی‌گردد؟

سینمای اجتماعی یک ژانر مشخص نیست چون اجتماعی موضوع است نه یک ژانر که با فرم سرو کار داشته باشد. البته در ایران اغلب فیلم‌ها سمت و سویه اجتماعی دارند و در این حوزه حتی فیلم‌های جنگی، کودک، و … هم بعد اجتماعی پیدا کرده است. سینمای اجتماعی در مقابل ژانرهایی چون وحشت، تخیلی یا حادثه‌ای که اغراق آمیزتر است بیشتر با زندگی روزمره و مردم پیوند دارد و روی طبقات اجتماعی متمرکز می‌شود. برخی از این فیلم‌ها روی طبقه پایین جامعه و برخی دیگر روی طبقات متوسط متمرکز هستند. این در حالی است که سینمای اجتماعی کمتر به زندگی روزمره طبقات بالادستی جامعه می‌پردازد مگر اینکه بیشتر زاویه انتقادی با آن داشته باشد.

به هر حال بیشترین فیلم‌هایی که پس از انقلاب اسلامی در ایران ساخته شده‌اند در این سینما جای می‌گیرند که در این میان برخی نگاه خاص‌تری هم به موضوع اجتماعی دارند و نقد صریح جامعه در آن مطرح است. البته شاید از منظر هنری یا هنرمندان، سینمای اجتماعی، مشتمل بر این وجه خاص باشد اما از نگاه جامعه‌شناسی مانند من سینمای اجتماعی عام‌تر است و هر آنچه که زندگی روزمره بستر آن باشد می‌تواند در این قالب بگنجند.

 

 

سینمای اجتماعی در ایران چقدر متعهد به بازنمایی واقعیت امر اجتماعی بوده است چون برخی معتقدند امروز این سینما، سیاه نمایی می‌کند؟
در هر دوره‌ای از تاریخ سینمای اجتماعی ایران واقع‌گرایی به سمت و سویی سوق پیدا کرده است. به دلیل اینکه اکنون همه گروه‌های اجتماعی و فکری در سینما امکان نمایش ندارند ما نمی‌توانیم به برخی از گروه‌ها در این سینما دسترسی پیدا کنیم. پیش از انقلاب اغلب فیلم‌های اجتماعی در ایران با افسانه و تخیل همراه بود مانند آنچه که در فیلم‌هایی مانند گنج قارون می‌بینیم که رویای شکل‌گیری چیزی را در زندگی روزمره دارد. 
 
سینمای اجتماعی در ایران بازنمایی مشکلاتی است که جامعه با آن دست به گریبان است البته در این میان سینماگران توانسته‌اند برخی مشکلات را به تصویر بکشند اما برخی از محدودیت‌ها موجب می‌شود که حتی مسائل سیاسی هم به صورت صریح بیان نشده و در قالب سینمای اجتماعی ارایه شود. با این وجود بسیاری از هنرمندان برای خود مسئولیت اجتماعی‌ای را تعریف می‌کنند و بر همین اساس نمی‌خواهند که تنها فیلمی را بسازند که مخاطب را سرگرم کرده و یا بخنداند بلکه مبتنی بر رسالت اجتماعی خود به مشکلات می‌اندیشند و آنها را بازنمایی می‌کنند بنابراین این سیاه‌نمایی جامعه ایرانی نیست، برخلاف انگی که اغلب سیاستمداران به این سینما می‌زنند بلکه نوعی آگاهی‌بخشی و هشدار اجتماعی است که ما در فیلم‌ها مشاهده می‌کنیم از سوی دیگر با توجه به اینکه طیف متنوعی از فیلم‌ها وجود ندارد که بتواند ارزش‌ها و فرهنگ جامعه ایرانی را بازنمایی کند طبیعی است که وجود این فیلم‌ها برجسته‌تر می‌شود بنابراین علت اصلی نبود تنوع هست که تعداد این فیلم‌ها را برجسته می‌کند.
 
گفتمان غالب حاکمیتی در ایران همواره می‌کوشد در تصویری که سینمای اجتماعی ایران ارائه می‌دهد دخالت‌هایی داشته باشد و از طریق ممیزی در آن اعمال قدرت کند. نظر شما در این باره چیست؟
من رسالتی از بیرون بر گردن این سینما قائل نیستم اما معتقدم هنرمندان با توجه به تفکرشان می‌توانند رسالتی را برای خودشان قائل شوند بنابراین من با نگاه جامعه‌شناسی و روابطی که بین سینما، هنر و جامعه می‌شناسم برخلاف آن نگاهی که معتقد است سینما چگونه بر جامعه اثر می‌گذارد می‌گویم این جامعه و شرایط آن است که بر سینما اثر گذاشته است. چون سینماگر در خلا زندگی نمی‌کند و با مسائل و مشکلات جامعه ایرانی دست و پنجه نرم می‌کنند و از همین منظر است که آنها را بازنمایی و به تصویر می‌کشد.

پس کاملا ناخودآگاه این ارتباط بین جامعه و سینما برقرار است. اما طبیعی است که هنرمند برای خودش دغدغه‌هایی دارد و براین اساس یک محصول را تولید می‌کند که مبتنی بر ساخت یک اثر با هدف سرگرمی نیست بلکه قرار است هشدارهایی را براساس تجربه زیسته خود نسبت به جامعه داشته باشد. اما همان‌طور که گفتم عدم تنوع باعث می‌شود که این سینما به یک سویی سمت و سوق پیدا کند چون سیاستگذاری اجازه پرداختن آزادانه به موضوعات را به سینماگر نمی‌دهد و به همین دلیل این سینما ممکن است به یک سو غش کند.

 
سرانجام مهندسی فرهنگی در سینمای اجتماعی ایران چه می‌تواند باشد؟

نتیجه دخالت حاکمیت در سینمای اجتماعی ایران می‌تواند رشد سینمای اجتماعی عامه‌پسندی باشد که به سوی ابتذال می‌رود و بیشتر منعکس‌کننده تفکرات غالبی، کلیشه‌ای و جنسیتی در جامعه است. در اثر این گونه مهندسی فرهنگی لودگی و ابتذال در سینما جای خود را به انجام رسالت‌های اجتماعی خواهد داد و اغلب فیلم‌های ساخته شده برای مخاطبان عام قابل پسند خواهد بود و در نهایت این سینمای اجتماعی ایران است که ضعیف می‌شود. از سوی دیگر کسانی که بخواهند در این سینما حرف حساب بزنند به دلیل محدودیت‌ها به سوی بازنمایی اغراق‌گونه نمادها کشیده می‌شوند که نتیجه‌اش عدم فهم مخاطب عام از اینگونه فیلم‌ها و تاثیرگذاری کمتر آن در جامعه ایرانی است.

البته حاکمیت ممکن است با انعکاس مشکلات در سینمای اجتماعی به این دلیل مخالف باشد که آن را به خود می‌گیرد در حالی که باید بدانیم که ایراد از فرهنگ لزوما ایراد از دولت و یا حاکمیت اجتماعی نیست. نقد اجتماعی لزوما نقد حاکمیت نیست و گاه تنها به جامعه و فرهنگ برمی‌گردد بنابراین محدودیت‌های اعمال شده از سوی حاکمیت در این باره گاهی منطقی به نظر نمی‌رسد.

 
سینمای اجتماعی ایران تا چه حد توانسته صدای طردشدگان اجتماعی باشد و آیا این سینما توانسته در این باره دستاوردی داشته باشد؟

اخیراً ما شاهد اکران فیلم مغزهای کوچک زنگ‌زده بودیم که صدای آدم‌های بی صدا در جامعه ایرانی است و رسماً فیلم حاشیه است. چون در اغلب فیلم‌های ایرانی تنها به طبقه پایین که دارای شغل کارگری است و مختصات خاصی از سبک زندگی را دارد پرداخته می‌شود اما این فیلم به طبقه حاشیه‌نشین شهری می‌پردازد که طبقه مسلط جامعه آن را به حساب نمی‌آورد و به نوعی طردشده اجتماعی است. اخیرا اینگونه طبقات در سینمای ما ظهور یافته‌اند. در حالی که پیش از این جایی در فیلم‌ها نداشتند.

علاوه بر این سبک زندگی خاصی همواره در سینمای اجتماعی ایران ترویج شده است و به طور مثال پرداختن به سبک زندگی‌های خاص مانند ازدواج سفید جایی در این سینما ندارد چراکه حاکمیت با این موضوع زاویه دارد. اگر سینما موافق این سبک زندگی باشد گویی نظام اجتماعی را نپذیرفته و اگرهم مخالف آن باشد انگار که می‌خواهد موجب عادی‌سازی این‌گونه سبک زندگی شود. بنابراین اساسا این موضوع مسکوت می‌ماند. اخیرا فیلم «آیینه‌های روبرو» به سبک زندگی دوجنسیتی‌ها در ایران پرداخته است، این در حالی است که پیش از این در سینمای ما سبک زندگی دگرجنس‌ها و دوجنسی‌ها نادیده گرفته می‌شد و اغلب با تمسخر و استهزاء همراه بود.

 
یکی از بخش‌های اصلی این کتاب به بازنمایی تصویر خانواده ایرانی در سینمای اجتماعی می‌پردازد همانگونه که می‌دانید امروزه جامعه‌شناسان ایرانی به دو بخش تقسیم شدند و از زوال یا تغییر خانواده ایرانی سخن می‌گویند این در حالی است که به نظر می‌آید سینمای اجتماعی در ایران به سوی بازنمایی زوال خانواده حرکت کرده است نظر شما در این باره چیست؟

تحقیقات جامعه‌شناسی در جامعه ایران نشان می‌دهد که خانواده ایرانی روبه‌زوال نرفته بلکه مفهوم خانواده تغییر پیدا کرده است اما طبیعی است که سینمای اجتماعی به روی خانواده‌های مساله‌دار متمرکز می‌شود تا مساله‌ای را بیان کند این در حالی است که سایر خانواده‌ها در پس زمینه فیلم‌های اجتماعی زندگی معمولی‌ای دارند بنابراین این سینما نمی‌خواهد بگوید که خانواده ایرانی در حال فروپاشی است بلکه تنها می‌خواهد هشدار دهد!

 
اما عملا موانعی که طبقه مسلط حاکم به روی فیلم‌های اجتماعی اعمال می‌کنند از طریق سانسور این فیلم‌ها یا محدودیت در اکران منجر به پررنگ‌شدن این گفتمان می‌شود.

بله همین‌طور است همانگونه که دیدیم سال گذشته موضع‌گیری نسبت به فیلم‌هایی در جشنواره فجر گفته می‌شد ترویج‌کننده خیانت در جامعه هستند از سوی طبقه حاکمیت گرفته شد در حالی که اساسا نباید در این باره مهندسی فرهنگی صورت بگیرد چون حوزه هنر باید کار خودش را بکند و از سوی دیگر باید این را در نظر گرفت که هنرمند نمی‌خواهد جامعه خود را رو به تباهی ببرد بلکه تنها می‌خواهد از طریق بیان مشکلات اجتماعی راه‌حلی را پیدا کند.

 

تصویر زن در سینمای اجتماعی ایران یکی دیگر از بخش‌های اصلی این کتاب است همان‌گونه که می‌دانید قبل از انقلاب اسلامی زن در سینما نقشی منفعل و سنتی داشت اما سال‌های اخیر تغییراتی را در آن مشاهده می‌کنیم اکنون چقدر این تصویر به زن واقعی ایران شباهت دارد؟

پیش از انقلاب زنان همواره خانه‌دار بودند و نقش اجتماعی ایفا نمی‌کردند اما اکنون در فیلم‌ها اغلب زنان دارای شخصیتی اجتماعی و مشاغل قابل اعتنایی هستند در دهه ۶۰ تصویر زن به دلیل محدودیت‌های حجاب از سینما حذف شد اما اکنون در مقایسه با آن دهه در فیلم‌ها حتی قهرمان زندگی گاهی زن است بنابراین نمی‌توانیم پیشرفت‌ها را در این حوزه نادیده بگیریم. تحقیقاتی که در یکی از رساله‌های کارشناسی ارشد انجام شده بود نشان می‌داد که تصویر زن ایران پس از سال ۷۶ در سینما تغییر بسیاری کرده است.

باید این را در نظر گرفت که در این سینما تا سال‌ها حتی رانندگی زنان هم محدودیت داشت اما امروز این تصویر تحول یافته اما آنچه که من نقطه ضعف سینمای اجتماعی ایران می‌دانم این است که هنوز زن در این سینما قربانی است و نمی‌تواند قهرمان باشد کما اینکه ما در فیلم‌هایی مانند ناهید با وجود تلاش‌های قهرمان زن داستان سردرگمی آن را می‌بینیم همچنین در فیلم‌های دیگری مانند زیر پوست شهر شخصیت نخست زن داستان با اینکه مسئولیت‌های مختلفی دارد اما همچنان قربانی است.

 
آیا در بازنمایی این تصویر در سینمای اجتماعی تعمدی وجود ندارد؟

به هیچ‌وجه من فکر می‌کنم این یک ته‌نشست تاریخی و فرهنگی در جامعه ماست و حتی آنها که می‌خواهند در دفاع از زن فیلم بسازند هم ناخودآگاه به این سو کشیده می‌شود مگر خانم رخشان بنی‌اعتماد ضد زن است؟ او یکی از طرفداران حقوق زن است اما در نهایت در فیلم‌هایش اغلب زنان قربانی هستند تنها در معدود فیلم‌هایی مانند سگ‌کشی زنی را می‌بینیم که پس از قربانی شدن با انتقام گرفتن قهرمان می‌شود. بنابراین این ضعف سینما اجتماعی است که نمی‌تواند تصویر زن را به عنوان یک قهرمان بازنمایی کند.

 
چه چشم‌اندازی برای سینما اجتماعی در ایران به لحاظ کیفی و جذب گیشه پیش‌بینی می‌کنید؟

من معتقدم در آینده با وضعیت کنونی‌ای که پیش می‌رویم این سینما سقوط خواهد کرد چراکه محدودیت‌ها و ممیزی‌های اعمال‌شده در سینمای اجتماعی موجب می‌شود که ساخت فیلم‌های کمدی با سمت و سوی لودگی بیشتر شود و کمتر سینماها فیلم‌های جدی‌ در این حوزه ساخته شود. اگر مخاطب امروز سینما بیشتر به دیدن فیلم‌ها در جشنواره اقبال نشان می‌دهد به دلیل این است که ترس از سانسور یا ندیدن آن فیلم را در طول سال دارد در غیراینصورت و امکان درست اکران فیلم‌های اجتماعی ما وضعیت بهتری داشتیم.

 

 

Hiweb
بوکیار - دانلود کتاب های انگلیسی دانشگاهی و علمی


Future Solar Energy Devices
نمایش در اندازه اصلی

Archimedes said, “Give me a place to stand and I will move the world”. The future

technologies based maybe all on light will let as perhaps say: “Give me the light

and the world will turn”.

This book gives a personal view on materials science, electronics, photonics and

future solar energy devices. Based on the similarities between electronics and

photonics and on the new advancements on solar energy and photonics devices, this

book tries to expose the new trends in science and future research axis.

If we have materials, light, life and intelligence, we can construct a world.

Looking back on the achievements of the last hundred years we remark that on the

basis one material: “sand” or “silicon dioxide” the common efforts of human beings

led to a huge and unimaginable development. All electronics, informatics and

communication networks are based on electronic devices made with silicon which

is extracted from sand and optical fibre networks which are fabricated from silicon

dioxide.

حق تکثیر: SpringerBriefs in Applied Sciences

and Technology

● برای آگاهی یافتن از چگونگی مطالعه این کتاب، ویکی کتابناک را ببینید.

» کتابناکهای مرتبط:
آزمایشگاه مدار و اندازه گیری
معرفی تجهیزات پرکاربرد تابلو برق
مدارهای منطقی دیجیتال

نسخه ها

حجم: ۴ مگابایت

دریافت ها: ۳۲۸

تعداد صفحات: ۱۱۱



درج دیدگاه مختص اعضا است! برای ورود به حساب خود اینجا و برای عضویت اینجا کلیک کنید.



برچسب ها

تمامی حقوق مطالب برای آتی بوک محفوظ است و هرگونه کپی برداری بدون ذکر منبع ممنوع می باشد.