Hiweb
بوکیار - دانلود کتاب های انگلیسی دانشگاهی و علمی



پایان داستان غم انگیز (دفتر دوم)

نگاهی به زمینه های صدور حکم حکومتی درباره قانون مطبوعات

دفنر دوم این مجموعه که مستقل از دفتر اول تدوین شده است، ابتدا به بررسی اصلاحیه قانون مطبوعات در مجلس پنجم و سپس به طرح پیشنهادی مجلس ششم می پردازد. بخشهایی از این کتاب به تاریخچه احکام حکومتی اختصاص یافته و همچنین در آن مجموعه نظراتی که پس از صدور حکم حکومتی مقام معظم رهبری، از جانب شخصیت ها و گروههای مختلف سیاسی مطرح شد، جمع آوری و نقد شده است.

● برای آگاهی یافتن از چگونگی مطالعه این کتاب، ویکی کتابناک را ببینید.

» کتابناکهای مرتبط:
The Atomic Bombings of Hiroshima and Nagasaki
مارکسیسم در هزاره
سیاست خارجی آمریکا، واقع گرایی لیبرال

نسخه ها

حجم: ۱۱ مگابایت

دریافت ها: ۲۷۷۷

تعداد صفحات: ۴۱۷




درج دیدگاه مختص اعضا است! برای ورود به حساب خود اینجا و برای عضویت اینجا کلیک کنید.



این مطلب از وب سایت دانلود آهنگ جدید • آپ موزیک به صورت رپ انتشار گردید است.

دانلود آهنگ محمدرضا شجریان از عشق

امشب می توانید دانلود کنید و گوش دهید به ترانه از عشق با صدای فوق العاده محمدرضا شجریان

Exclusive Song: MohammadReza Shajryan – “Az Eshgh” With Text And Direct Links In UpMusic

e دانلود آهنگ محمدرضا شجریان از عشق

───┤ ♩♬♫♪♭ ├───

هم اکنون می توانید در رسانه آپ موزیک یکی از بهترین ترانه های استاد شجریان را بنام از عشق دانلود کنید و گوش دهید

UpMusicTag دانلود آهنگ محمدرضا شجریان از عشق

برای سلامتی استاد شجریان دعا کنید

───┤ ♩♬♫♪♭ ├───

محمدرضا شجریان از عشق

دانلود آهنگ محمدرضا شجریان از عشق


قاسم تبریزی

 

قاسم تبریزی

به گزارش خبرگزاری کتاب ایران (آتی بوک)، هفتم تیر هر سال یادآور شهادت، شهید آیت‌الله بهشتی و ۷۲ تن از یارانش در حزب جمهوری اسلامی به‌دست تروریست‌های سازمان مجاهدین خلق ایران است. درباره این رخداد و همچنین درباره شهید بهشتی و سابقه مبارزاتی او چند کتاب منتشر شده‌اند. با این اوصاف اما به نظر می‌رسد که هنوز هم تمام ابعاد شخصیتی شهید بهشتی به طور کامل شناخته نشده است. همچنین بخش‌های مهمی از خاطرات این مبارز مجاهد نیز بویژه خاطرات پس از انقلاب او، هنوز رنگ انتشار به خود ندیده‌اند.

در گفت‌وگو با استاد قاسم تبریزی، تاریخنگار و مدیر كتابخانه تخصصی انقلاب اسلامی كتابخانه مجلس شورای اسلامی به بازخوانی سابقه مبارزاتی شهید آیت‌الله سیدمحمد حسینی بهشتی و تاثیر او بر روند جریان انقلاب پرداختیم. تبریزی در هنگام پیروزی انقلاب خود از اصحاب شهید بهشتی و شهید محمدعلی رجایی بود و خاطرات مهمی نیز از آن دوران دارد که هنوز مکتوب نشده‌اند.

شهید آیت‌الله بهشتی یکی از مهم‌ترین چهره‌ها در پس از انقلاب به‌ویژه در حوزه تدوین و تکوین قانون اساسی و قوانین جزایی است. آیا همه اسناد مربوط به پس از انقلاب ایشان بویژه اسناد مجلس خبرگان و دیوان عالی کشور، منتشر شده‌اند؟

خیر. ممکن است برخی از مسئولان برای انتشار این اسناد ملاحظه مسائل امنیتی را داشته باشند و این ملاحظه قابل قبول است، اما به هر حال  یک حداقلی از اسناد باید منتشر شود. اکنون نزدیک به ۴۰ سال از پیروزی انقلاب و مسائل اوایل انقلاب گذشته است و دیگر اینکه جریان تاریخنگاری امروز به این اسناد و مدارک نیاز دارد و تا حدی دست آنها خالیست و حتی همه اسناد مربوط به سازمان مجاهدین خلق (منافقان) در پس از انقلاب نیز منتشر نشده‌اند.

اسناد مبارزاتی شهید بهشتی در پیش از انقلاب چطور؟ چه حجمی از آنها بررسی و منتشر شده‌اند؟

پیش از هرچیز باید بگویم که شهید آیت‌الله سیدمحمد حسینی بهشتی یکی از شخصیت‌های برجسته فکری و سیاسی معاصر ماست. او از شاگردان مرحوم آیت‌الله سید محمدتقی خوانساری از علما و مراجع مجاهد و همچنین از شاگردان امام خمینی(ره)، علامه سیدمحمدحسین طباطبایی و مرحوم آیت‌الله العظمی سیدحسین بروجردی بود. در دوران تحصیل خود در حوزه و دانشگاه نبوغ خاصی داشت. خانواده پدری و مادرش‌اش از علما و بزرگان اصفهان بودند.

شهید بهشتی متولد دوم آبان ۱۳۰۷ بود و از دهه ۲۰ شاهد حوادث و جریاناتی چون اشغال ایران در جنگ جهانی دوم، سقوط دیکتاتوری رضاشاه،فعالیت حزب توده و بعدها جریان ملی شدن صنعت نفت را دید. مشاهدات او از جریان‌های تاریخ معاصر ایران بسیار مهم است. عوامل پیروزی و شکست در این جریان‌ها را می‌داند و در سخنرانی‌های خود نیز به آنها اشاره می‌کند. در زندگی خصوصی و اجتماعی خود نیز بسیار منضبط بود. دیگر ویژگی‌اش این بود که اعتقاد عجیبی به تشکیلات داشت. او مدافع تشکیلات بود البته با تعریفی که خودش از تشکلات داشت. برای مبارزه هم مبانی تئوریک داشت و هم روش عملی.

نخستین سندی که ما از مبارزات او داریم مربوط به فروردین ۱۳۴۲ است. در دوم فروردین حمله رژیم به مدرسه فیضیه و جنایت‌های پیرامونی رخ داد. ایشان نامه‌ای را به همراه علمای اصفهان به امام خمینی داده و در آن نامه این تجاوز محکوم شده بود. نامه‌ دیگری هم ایشان به آیات عظام سیدشهاب الدین مرعشی نجفی، سیدمحمدرضا گلپایگانی و شریعتمداری داده و به این محکوم کردن این جنایت می‌پردازد. این نخستین سند طبقه بندی شده از مبارزات ایشان است.

شهید بهشتی در آن زمان در اصفهان بود یا در قم؟

رفت و آمدی بین قم، تهران و اصفهان داشت. پس از سال ۳۴ از قم به عنوان دانشجوی رشته الهیات به دانشگاه تهران آمد، اما در همان دوران هم به عنوان یکی از علمای اصفهان شناخته می‌شد. به همین دلیل هم آن نامه‌ها را به عنوان یکی از علمای اصفهان امضا می‌کند. از سال‌ ۳۸ نیز اسنادی موجود است که ثابت می‌کند شهید بهشتی در انجمن اسلامی مهندسان و پزشکان و همچنین انجمن ماهانه «مکتب الصدوق» که مرحوم استاد علی اکبر غفاری تاسیس کرده بود، جلسات سخنرانی ثابت داشت. سخنرانی‌های آن سال‌های شهید بهشتی به لحاظ عمق و دقت علمی، هنوز هم تازه هستند.

پس از نامه‌های شهید بهشتی به امام و دیگر علما، باعث شد تا ساواک روی فعالیت‌های ایشان حساس شود. هرچند که او تلاش می‌کند در سایه باشد و چندان مانند شهید مطهری و آیت‌الله طالقانی به صورت علنی در میان نباشد.با تاسیس هیات‌های موتلفه، امام خمینی، شهید بهشتی، شهید مطهری، مرحوم آیت‌الله هاشمی رفسنجانی و آیت‌الله محی الدین انواری را به عنوان روحانیون و مجتهدان ناظر بر تشکیلات موتلفه معرفی می‌کند. شهید بهشتی در این جمعیت نیز سخنرانی و برنامه‌های مخفی داشت و ساواک هرگز به این سخنرانی‌ها دسترسی پیدا نکرد و آنها تنها توانستند سخنرانی‌های آیت‌الله محی‌الدین انواری را پیدا کند. پس از ترور و قتل منصور در بهمن ۴۳، علما و مبارزان احساس کردند که ممکن است ساواک شهید بهشتی را هم دستگیر کند. این جریان هم‌زمان است با پایان دوره ماموریت مرحوم حجت‌الاسلام محققی لاهیجی که از طرف آیت‌الله بروجردی در مسجد ایرانیان هامبورگ امام جماعت بود. به پیشنهاد آیت‌الله عظمی سیداحمد خوانساری و روحانیون قم، شهید بهشتی به عنوان نماینده روحانیت به آلمان می‌رود.

شهید بهشتی موسس مرکز اسلامی هامبورگ است؟

نخستین کار شهید بهشتی، در آلمان تبدیل مسجد ایرانیان به موسسه اسلامی هامبورگ است. تا سال‌های ۴۳ و ۴۴، دانشجویان مسلمان ایرانی در تشکیلات کنفدراسیون دانشجویان خارج از کشور فعالیت می‌کردند و کنفدراسیون نیز عمدتا دست چپی‌ها و مائوئیست‌ها بود که به عنوان سازمان انقلابی حزب توده و سازمان توفان فعالیت می‌کردند. حرکت دوم شهید بهشتی در آن دوران تاسیس انجمن اسلامی دانشجویان اروپاست که بعدها در عنوان واژه «اتحادیه» هم به آن اضافه شد. تمام دانشجویان مذهبی از کنفدراسیون به طرف انجمن اسلامی می‌آیند و نشریه‌ای هم به عنوان ارگان انجمن به نام «اسلام مکتب مبارز» منتشر می‌کنند.در نشریه بیشتر دکتر سید صادق طباطبایی فعالیت داشت و شهید بهشتی نیز مقالات تئوریک بسیاری در آن نوشت.

دکتر حسن حبیبی هم در انجمن اسلامی فعالیت می‌کرد؟

بله، البته اعضای انجمن اسلامی اکثرا در آلمان بودند و دکتر حبیبی در فرانسه تحصیل و زندگی می‌کرد.اتفاقا در میان اعضای انجمن دکتر حبیبی به عنوان یک انسان زاهد و عارف معروف بود و حتی شهید بهشتی در جلسه‌ای به شوخی می‌گوید که این آقای حبیبی ما اصلا گوشت نمی‌خورد. دو تا جلسه سخنرانی معروف و طولانی در آلمان شهید بهشتی در پیرامون تشکل اسلامی انجام می‌دهد که متنش به صورت کتاب هم در ایران منتشر شد. این متن هنوز هم قابل استفاده و به روز است. در این سخنرانی‌ها شهید بهشتی بیان می‌کند که تشکل اسلامی چیست و چه تفاوت‌هایی با تشکل‌های مارکسیستی و ناسیونالیستی دارد و ما چگونه باید در یک تشکل هویت اسلامی را نشان بدهیم. شهید بهشتی تا سال ۱۳۴۹ در آلمان و اتریش فعال است. در اسناد و سخنرانی‌های او خاطرات این دورانش کمابیش منتشر شده است. او همچنین سخنرانی‌های بسیار دارد و برای گفت‌وگو با کشیشان به کلیساها می‌رود و با مرکز شرق‌شناسی آلمان مباحثه و مراوده دارد. متن برخی از سخنرانی‌هایش در آلمان،  در ایران توسط شهید علی اکبر اژیه که از مریدان و عاشقان شهید بهشتی بود و در جریان حزب هم به شهدات رسید، منتشر شده است. همچنین حجت‌الاسلام سیدهادی خسروشاهی نیز در پیش از انقلاب برخی سخنرانی‌های شهید بهشتی در آلمان را به صورت کتاب چاپ کرد.

شهید بهشتی در سال ۴۹ به ایران باز می‌گردد و ساواک مانع بازگشتش به آلمان می‌شود. او از دوران جوانی به عنوان معلم زبان انگلیسی در آموزش و پرورش فعالیت داشت و در اصل کارمند آموزش و پرورش بود. بنابراین به کار معلمی خود ادامه می‌دهد و بعدها شهید باهنر، حجت‌الاسلام علی گلزاده غفوری و سیدرضا برقعی که در وزارت آموزش و پرورش در کار تالیف و تدوین کتاب درسی بودند، از شهید بهشتی تقاضا می‌کنند تا برای تدوین کتاب‌ها کمکشان کند. شهید بهشتی به شرطی که اسمش در کتاب‌ها نباشد، قبول می‌کند.

پس این قولی که افواه وجود دارد که شهید بهشتی با درخواست و حکم فرخ‌رو پارسا به همکاری با آموزش و پرورش در زمینه تدوین کتاب‌های پرداخت، سندیتی ندارد؟

من هم چنین روایتی را شنیده‌ام، اما درباره آن تاکنون سندی پیدا نشده است. یعنی نه در اسناد ساواک و نه دیگر مراکز، سندی مبنی بر این حکم پیدا ندشه است. بنابراین نه می‌توانیم انکار مطلق کنیم و نه تایید. به همین دلیل هم می‌گویند که مورخ نه حرف اول را می‌زند و نه حرف آخر را، اما به طور کل شهید بهشتی در وزارت آموزش و پرورش و در بخش تدوین کتاب‌های درسی تعلیمات دینی مشارکت داشته است. بعدها هم در پیش و هم در پس از انقلاب این تالیفات با عنوان کتاب «شناخت اسلام» با مشارکت شهید دکتر محمدجواد باهنر و مرجوم گلزاده غفوری منتشر شده که هنوز هم کتاب مهمی است.

شهید بهشتی در بیرون از آموزش و پرورش هم در انجمن اسلامی پزشکان و مهندسان و هم مکتب الرضا و همچنین، انجمن محبان امام حسین سخنرانی می‌کرد. طیف حاضر در مکتب الرضا اکثرا تحصیل‌کرده و محقق بودند. شهید آیت‌الله محمد مفتح و مرحوم صدر بلاغی نیز در اینجا سخنرانی داشتند. همچنین شهید بهشتی در قم مدرسه حقانی را به همراه شهید آیت‌الله قدوسی راه‌اندازی می‌کند. در این مدرسه هم علوم جدید و هم علم دینی و شرعی تدریس می‌شد. اساس آموزش در مدرسه حقانی بر علوم دینی بود، اما شهید بهشتی طلبه‌ها را به تحصیل در علوم جدید هم تشویق می‌کرد. این فعالیت‌های شهید بهشتی از چشم ساواک دور نمانده و پا به پا ایشان را تعقیب می‌کند. یکبار هم او را احضار کرده و درباره فعالیت در آلمان پرس‌وجو می‌کنند که شهید بهشتی در جواب فعالیت‌های خود را صرفا علمی بیان می‌کند. از اسناد ساواک هم سندی باقی مانده که جالب است و شرحش را برای شما می‌گویم. یکبار شخصی به نام باقر نجفی با هدایت ساواک از سازمان رادیو تلویزیون با شهید بهشتی تماس گرفته و درخواست می‌کند که ایشان به تلویزیون آمده و برنامه‌های اسلامی تهیه کند. آیت‌الله بهشتی در جواب می‌گوید که «تو یا ماموری یا احمقی.» باقر نجفی در گزارش خود به ساواک عینا این را نقل می‌کند.

باقر نجفی همان نویسنده برخی کتاب‌ها در موضوع تاریخ اسلام نیست که کتابی هم درباره ارتباط دینداری و شاهنشاهی نوشت؟

بله خودش است. باقر نجفی از خانواده پولداری می‌آمد و پدر همسرش هم انسانی متدین و ثروتمند در خرمشهر بود. آدم با استعدادی بود و وقتی هم به تهران آمد به جلسات علامه محمدتقی جعفری وارد شد و روش تحقیق را از این عالم برجسته فرا گرفت. بعدها نوشتن را آغاز کرد و قم خوبی هم داشت. اسم پسرش را ابوذر گذاشت. در آن دوران که ما در انتشارات بعثت فعالیت داشتیم دو کتاب هم برای انتشارات ما نوشت که یکی از آنها یعنی «بعثت و ایدئولوژی» را مرحوم فخرالدین حجازی به آیت‌الله طالقانی و علامه جعفری ارائه داد و آنها برای این کتاب مقدمه نوشتند. گویا مرحوم دکتر شریعتی هم از باقر نجفی برای سخنرانی در حسینیه ارشاد دعوت کرد که او نپذیرفت و گفت «اگر من را بکوبند، نابود می‌شوم و اگر تو را بکوبند، بزرگ می‌شوی.» به نظرم در سال‌های ۵۲ یا ۵۳ از سوی ساواک مرعوب شد و با آنها همکاری‌هایی کرد. در تلویزیون هم برنامه‌های سخنرانی درباره «ناکثین، مارقین و قاسطین» داشت. کتابی را هم به نام «اسلام و مارکسیسم» گردآوری و تدوین کرد که در اصل دسته‌بندی ردیه‌های علمای اسلامی بر مارکسیسم بود. از نظر دسته‌بندی کتاب خوبی بود، اما توسط انتشارات سازمان رادیو و تلویزیون ملی و به نفع رژیم پهلوی منتشر شد.

نجفی پس از مدتی کتاب «دینداری و شاهنشاهی» را منتشر کرد و در آن گفت که دین و شاهنشاهی مثل نگین و انگشتر هستند و این دیگر سقوط کامل نجفی بود. او در این کتاب عکس‌هایی از شاه را که در مسجد مدرسه سپهسالار به همراه برخی روحانیون مرتبط با دربار گرفته بود، منتشر کرد. کتاب در قطع رحلی و کاغذ اعلا به صورت نفیس چاپ شد. در سال ۵۷ و حوالی انقلاب هم کتابی درباره بهاییت نوشت و آن را به آیت‌الله شریعتمداری تقدیم کرد. بعد از پیروزی انقلاب نجفی با وجودیکه نه دستگیر و نه حتی احضار شده بود، به آلمان پناهنده شد و در آنجا هم چند کتاب منتشر کرد که از میان آنها یک کتاب درباره پیامبر بود و یک عنوان هم درباره قرآن. یک کتابشناسی اسلامی هم در آلمان نوشت که بد نبود. در همین کشور هم بیمار شد و با وجودیکه سن چندانی نداشت، درگذشت. سرگذشت این افراد برای ما عبرت است.

گزارش نجفی به ساواک چه مشکلاتی برای شهید بهشتی ایجاد کرد؟

پس از آن گزارش ساواک شهید بهشتی را دستگیر و به زندان کمیته مشترک ضدخرابکاری برد. بازجویی او در این کمیته مکتوب شد که حدود ۶ صفحه از کتاب «شهید بهشتی به روایت اسناد ساواک» از مجموعه «یاران امام به روایت اسناد ساواک» را تشکیل می‌دهد. در این بازجویی مامور ساواک با ناشی‌گری هرچه تمامتر از درخواست باقر نجفی از شهید بهشتی برای حضور در تلویزیون سخن به میان می‌آورد. شهید بهشتی هم در جواب می‌گوید که من گفتم کارهای علمی دارم و به حضور در تلویزیون نمی‌رسم. این مساله حساسیت ساواک را بیشتر کرد، اما ساواک تا اواخر ۵۵ به اهمیت شخصیت شهید بهشتی پی نبرده بود. در اسناد ساواک اکثرا نوشته شده که او یعنی شهید بهشتی از طرفداران افراطی آیت‌الله خمینی است. سال ۵۵ که تشکیلات جامعه روحانیت مبارز راه‌اندازی می‌شود دیگر ساواک متوجه می‌شود که شهید بهشتی نقش مهمی در مبارزه دارد.

در سال‌های ۵۶ و ۵۷ که روند انقلاب گسترش پیدا می‌کند، نقش شهید بهشتی در راهپیمایی‌ها و جلسات نیز گسترده‌تر می‌شود. آخرین سند مبارزاتی او برای اواخر دی ۵۷ است. ضمنا در زمانی که این شخصیت برجسته در آلمان بود نیز تمام مکاتبات ایشان توسط جاسوسان ساواک ضبط شده و کپی آنها به ایران فرستاده می‌شد. برخی نامه‌هایی که شهید بهشتی از آلمان برای کسانی چون آیت‌الله محمد تقی مصباح یزدی و آیت‌الله محمد مفتح فرستاد، جاسوسان کپی آنها را به ایران فرستاده بودند. حتی چند نامه شهید بهشتی به همسرش نیز توسط ساواک ضبط شد.

با این اوصاف اما نمی‌توان تمامی مبارزات شهید بهشتی را با زبان اسناد گفت. چون عمدتا در همان زمان که ساواک پیچیده شد، مبارزان و انقلابیون هم پیچیده شدند و ساواک نتوانست همه اسناد را به دست آورد. به عنوان مثال وقتی ساواک شروع به شنود تلفن منزل آیت‌الله صدوقی کرد، همه شنودها را پیاده شدند که بعدها تبدیل به دو جلد کتاب شد، اما آیت‌الله صدوقی یک سیم تلفنی هم از خانه همسایه به منزل خودشان برای کارهای مبارزاتی کشیده بودند که ساواک از آن بی‌اطلاع بود و شنود نمی‌شد. درباره شهید بهشتی هم همه اسناد وجود ندارد. یکسری از خاطرات را خود ایشان به صورت پراکنده در سخنرانی‌ها بیان کرده که اگر جمع‌آوری شود، کتابی ۲۰۰ صفحه‌ای خواهد شد.

به نظر شما بهترین کتاب خاطراتی که مخاطب می‌تواند از آن شخصیت آیت‌الله بهشتی را بشناسد، کدام کتاب است؟

کتاب ابتکاری و مناسبی با عنوان «بهشتی از زبان بهشتی» با پژوهش دکتر فرامرز شعاع حسینی در سه جلد جمع‌آوری شده که مناسب است. خاطرات دوستان و هم‌رزمان شهید بهشتی در پیش از انقلاب و حتی زمان تحصیل او هم منتشر شده است. شهید بهشتی با بسیاری از رجال مهم دوران معاصر از جمله رهبر معظم انقلاب آیت‌الله خامنه‌ای، امام موسی صدر، آیت‌الله موسوی اردبیلی، شهید قدوسی و سیدمرتضی جزایری ارتباط دوستانه داشت. البته از این میان آقای جزایری بعدها به بیراهه رفت و دوستی‌اش با شهید بهشتی قطع شد. شاگردان و طلبه‌های مدرسه حقانی مانند آقایان فلاحیان و حسینیان هم بسیار تحت تاثیر شهید بهشتی بودند و باید خاطرات آنها نیز جمع‌آوری شود.

درباره نسب صدری شهید بهشتی هم بجز محسن کمالیان دیگر کسی پژوهش نکرده است…

پژوهش کمالیان هم اختصاص به شهید بهشتی ندارد، بلکه درباره خاندان صدر است که در بخش کوچکی از آن شهید بهشتی هم به عنوان عضوی از خاندان صدر معرفی شده است. درباره آیت‌الله بیدآبادی که از اجداد شهید بهشتی بود، کتابی منتشر شده اما درباره تبار شهید بهشتی من کتابی ندیده‌ام. بهترین کسی که می‌توانست در این باره بنویسد مرحوم آیت‌الله سیدمحمدعلی روضاتی بود هم در علم انساب و هم در علم رجال از جمله صاحب نظران به شمار می‌رفت.

حوزه علمیه اصفهان پس از علمای مشهور مکتب اصفهان، یعنی اندیشمندانی چون میرزا جهانگیرخان قشقایی، به مسیری دیگر افتاد و طریق ضدیت با فلسفه و اخباری‌گری را پیش گرفت که قاعدتا موافق مشرب فکری شهید بهشتی نبود. او چگونه در پیش از دهه ۴۰ بدل به یکی از علمای مشهور اصفهان شد. بن‌مایه‌های نظام فکری او به کجا متصل است؟

حوزه علمیه اصفهان تا زمان مشروطه حوزه معتبر و برجسته‌ای بود و فقط حوزه تهران با آن برابری می‌کرد. شخصیت‌های بزرگی چون میرزا جهانگیرخان قشقایی، ملا محمد کاشی و ملا حبیب کاشانی در این حوزه به تدریس اشتغال داشتند و عموم طلاب با ذوق و اهل فضل در آن زمان نیز برای ادامه تحصیل به حوزه اصفهان مهاجرت می‌کردند. این حوزه بزرگانی چون شهید سیدحسن مدرس، مرحوم آیت‌الله بروجردی و حاج آقا رحیم ارباب را تربیت کرد.

متاسفانه پس از مشروطه این حوزه به افول رفت و در دوره رضا شاه کوبیده شد. در آن دوران دو جریان روشنفکری غربگرا و همچنین رضا خان بر علیه روحانیت بودند و ۲۰ سالی که رضاخان بر مسند قدرت بود، روحانیون و حوزه‌ها در سختی شدید بودند، بابراین رشد و اعتلای فرهنگی ما افول کرد و در آن دوران بیشتر حوزه نجف و مقداری هم حوزه کربلا پرچم را افراشته نگه داشته بودند. شهید بهشتی در اواخر استبداد رضاخانی برای تحصیل به قم وارد می‌شود و همانطور که گفتم نخستین استادی که در شخصیت او تاثیر می‌گذارد، مرحوم آیت‌الله سیدمحمدتقی خوانساری است. آیت‌الله خوانساری از مراجع مجاهد در انقلاب ۱۹۲۰ عراق بود. شهید بهشتی بعدها به حلقه درس امام خمینی وارد شده و مبانی عرفانی، اخلاقی و فلسفی خود را از امام می‌گیرد و بعدها به طور جدی درس علامه طباطبایی در حوزه‌های فلسفه و تفسیر را نیز پی می‌گیرد. در این میان دوستانی چون امام موسی صدر، دکتر، مفتح، شهید مطهری، آیات جوادی آملی و حسن‌زاده آملی و شهید باهنر، پیدا می‌کند. این دوستان در کنار هم، شخصیت یکدیگر را نیز کامل می‌کنند.

با این اوصاف اما شاید شهید بهشتی عصاره و تبلور آموزه‌های اندیشمندان و مبارزان مهمی چون آیت‌الله خوانساری و آیت الله سید ابوالقاسم کاشانی، در فهم و بینش سیاسی، امام خمینی در عرفان، فلسفه و سیاست و علامه طباطبایی در تفسیر و فلسفه باشد. جریان فلسفه و عرفان حوزه علمیه قم در دهه‌های ۲۰ تا ۵۰ مرهون وجود امام و علامه طباطبایی بود. مبانی فلسفی هر دو متفکر صدرایی بود هرچند اختلافاتی در برخی مفاهیم و مسائل مانند طلب، اراده، جبر و اختیار و… داشتند. جالب است که در مبانی اخلاقی و سیر و سلوک همه با واسطه از مبانی ملا حسینقلی همدانی بهره بردند.

ملاحسینقلی همدانی خود شاگرد مرحوم سیدعلی شوشتری بود و مکتب عرفانی او را ادامه داد. یک شاگرد ملاحسینقلی میرزا جوادآقا ملکی تبریزی است که استاد عرفان امام خمینی بود. شاگرد دیگر ملا حسینقلی، سیداحمد کربلایی است که او استادِ آقا سیدعلی قاضی طباطبایی است و آقای قاضی استاد علامه طباطبایی.

 استاد دیگر امام خمینی در عرفان و فلسفه، مرحوم آیت الله میرزا محمدعلی شا‌ه‌آبادی است که باز ایشان نیز به ملا حسینقلی همدانی وصل است. بنابراین سرچشمه و مبانی علامه طباطبایی و امام خمینی یکی است. شاگردان این دو نیز طبیعتا مبانی مشترکی پیدا کردند.

مشکلات و مرزبندی آیت‌الله بهشتی با سازمان مجاهدین خلق ایران (منافقان) از چه زمانی شروع شد؟

سازمان مجاهدین خلق را باید از ابعاد مختلف بررسی کرد که یکی از این ابعاد مبانی تئوریک این سازمان است. شهید بهشتی اعضای اولیه و بنیان‌گذاران سازمان مانند حنیف‌نژاد، بدیع‌زادگان و ناصر صادق را آدم‌های متدینی می‌دانست.، به دلیل آنکه این اشخاص از خانواده‌هایی مذهبی می‌آمدند و در مساجدی چون جلیلی و هدایت فعال بودند. با این اوصاف اما مبانی تفکر آنها مورد قوبل شهید بهشتی نبود. او و شهید مطهری کلاس‌های شناخت برپا می‌کردند که در اصل در رد و نقد کتاب «شناخت» سازمان مجاهدین خلق بود. اختلاف تئوریک شهید مطهری و شهید بهشتی با نهضت آزادی ایران هم بسیار مشهود بود.

من سندی در این باره ندیدم، اما نقل قولی از سال‌های ۵۴ و ۵۵ هست که در آن روایت شده که برخی از اعضای سازمان برای مباحثه به دیدن شهید بهشتی رفته بودند و پس از گفت‌وگو و رد شدن مبانی‌شان توسط شهید بهشتی، بحث ترور و حذف شهید بهشتی در همان دوران را مطرح کرده بودند.

زمانی که جریان تغییر ایدئولوژیک سازمان پیش آمد، اختلاف‌ها گسترده‌تر شد. با آغاز نهضت سازمان تحلیلش این بود که ما پیشتاز مبارزه هستیم و پرچم دست ماست و پیروزی از لوله‌های تفنگ ما بدست می‌آید و دوم اینکه روحانیت ماهیت ارتجاعی دارد و پیچیدگی‌های امپریالیسم را نمی‌فهمد. بنابراین آنها به دنبال نفی مطلق روحانیت بودند. مجاهدین خلق در زندان آزادانه نفی روحانیت را تبلیغ می‌کردند، اما وقتی بیرون آمدند حالت نفاق به خود گرفتند. آنها روحانیت را مرتجع می‌دانستند، اما در نامه‌های خود به امام از ایشان با لفظ قائد اعظم یاد می‌کردند. با این نفاق قصد کنار گذاشتن روحانیت را داشتند. سازمان از دوره‌ای به دنبال براندازی افتاد و مشکل آنها هم فقط با رجایی و بهشتی نبود، با امام و کل انقلاب مشکل داشتند، اما چون تا ۲۲ خرداد ۱۳۶۰ به طور مستقیم نمی‌توانستند شخص امام را هدف قرار دهند، ابتدا اطرافیان امام را کوبیدند. حتی بنی‌صدر هم که در آن زمان خود نفاق داشت، اما در تحلیل جالبی در همان دوران نوشت که دشمن به دنبال از بین یاران و اطرافیان امام است تا پس از آن بتواند به خود امام بپردازد.

شهید بهشتی منتقد دیدگاه مهندس مهدی بازرگان به لحاظ سیاسی و مبانی تئوریک بود، دقت امثال ایشان در مباحث اعتقادی مثال زدنی است چون از یکسو تربیت شده حوزه علمیه و از سوی دیگر مطالعات و تحقیقات سیاسی، فلسفی و تاریخی روز داشتند و لذا مبانی سازمان را در نگرش و تحلیل مارکسیسم رد می‌کردند.

این تحلیل بنی‌صدر در کجا منتشر شده است؟

این تحلیل را ابتدا در روزنامه انقلاب اسلامی خود نوشت و بعدها آن را در جلد اول کتاب «صدمقاله» بازنشر داد. سعید شاهسوند مصاحبه‌ای با نشریه «چشم انداز» لطف‌الله میثمی داشت که در آن نکته ظریفی گفت. او گفت که در سال ۵۸ به رجوی بیان کرده که چرا ما باید با وجود دستور صریح امام خمینی مبنی بر کنار گذاشتن اسلحه و بعد فعالیت سیاسی، اسلحه داشته باشیم؟ رجوی به او می‌گوید که سازمان باید مسلح بماند ما در آینده نیاز داریم. این نشان می‌دهد که آنها از همان دوران قصد براندازی داشتند. مقر این سازمان پس از انقلاب ساختمان بنیاد پهلوی در میان ولیعصر (ساختمان وزارت بازرگانی فعلی) بود. انقلابیون مذهبی با دیدن تحرکات آنها قصد داشتند ساختمان را از سازمان بگیرند. برخی واسطه شدند و امام خمینی پذیرفت به شرطی که سازمان اسلحه خود را بدهد می‌توانند در همان ساختمان فعالیت خود را ادامه دهند، اما رجوی حاضر به خلع سلاح نشد. به عبارتی آنها وقتی مبارزه با حکومت را شروع کردند، نیروهای اطلاعاتی و سپاه هم به مقابله با آنها پرداختند.

سازمان از اواسط سال ۵۸ تخریب چهره‌های مهم انقلاب را آغاز کرد. مثلا در زمانی که شهید رجایی وزیر آموزش و پرورش بود، تجمعاتی با حضور دانش‌آموزان ترتیب داده و به آنها شعار «وزیر ارتجاعی/محمدعلی رجایی» را یاد داده بودند. به فاصله کمی هم تخریب حزب جمهوری اسلامی و کمیته‌های انقلاب را آغاز کردند. وقتی بنی‌صدر هم در سال ۵۹ به ریاست جمهوری رسید، قلم و فکرش همسو با مجاهدین خلق شد و یاران امام را تخریب کرد.

ما نمی‌‌دانیم که بین دفتر بنی‌صدر با منافقین ارتباطی بود یا خیر؟ و روی این مساله باید بیشتر کار ‌شود، اما بنی‌صدر نخستین جرقه مخالفت و کوبیدن یاران انقلاب را در ۱۷ شهریور ۱۳۵۹ روشن کرد. من در آن زمان از اعضای پیگیری شورای انقلاب بودم. ما گزارشی را درست کرده و به همراه ۱۷ هزار نامه مردم از شهرستان‌ها در بیان مشکلاتشان، را به دفتر ریاست جمهوری فرستادیم. بنی‌صدر گزارش و نامه‌ها را به نام خود تمام کرد و گفت که مردم به من نامه نوشته‌اند و تقاضای حل مشکلاتشان را دارند و من می‌خواهم به حل آن مشکلات بپردازم، اما نمی‌گذارند. ما یعنی اعضای پیگیری شورای انقلاب بیانیه دادیم که حرف رئیس جمهور نادرست است و ما حاضریم مناظره تلویزیونی بگذاریم.

به تدریج روزنامه انقلاب اسلامی و روزنامه‌های برخی احزاب و روزنامه مجاهد سازمان مجاهدین به هم نزدیک شدند و اختلافات علنی شد. امام غیر مستقیم تذکر می‌داند و خطر را مطرح می‌کرد اما گویا گوش بنی صدر بدهکار نبود. رجوی نامه به امام نوشت بعدها که می‌خواهیم بیاییم خدمت شما و پیمان ببندیم، امام جواب داد اگر شما اسلحه را زمین بگذارید من خود به دیدن شما می‌آیم. بعدها رجوی در فرانسه مصاحبه کرد که ما می‌خواستیم به جماران برویم و امام را ترور کنیم. بنابراین مشکل آنها صرفا با شهید بهشتی یا شهید رجایی و شهید باهنر نبود، بلکه آنها با روحانیت و امام مشکل داشتند. امروز ضرورت بازخوانی وقایع و جریان‌ها و حوادث دهه ۶۰ بیش از پیش احساس می‌شود و بر مورخان و مراکز تاریخنگاری است تا با تکیه بر اسناد انقلاب اسلامی و منابع موثق، مستند در این زمینه حرکت مناسبی در کارهای دقیق و عمیق تاریخنگاری را آغاز کنند.

این مطلب از وب سایت دانلود آهنگ جدید • آپ موزیک به صورت رپ انتشار گردید است.

دانلود ریمیکس آهنگ حمید هیراد انفرادی

امروز برای شما کاربران ریمیکس ترانه انفرادی با صدای حمید هیراد را آماده کرده ایم

Remix by : Dj Elvan

Exclusive Remix: Hamid Hiraad – Enferadi With Text And Direct Links In UpMusic

ewr دانلود ریمیکس آهنگ حمید هیراد انفرادی

───┤ ♩♬♫♪♭ ├───

ریمیکس بسیار زیبا و دلنشین آهنگ انفرادی با صدای حمید هیراد

ریمیکس توسط دی جی الوان

UpMusicTag دانلود ریمیکس آهنگ حمید هیراد انفرادی

ریمیکس شاد و با حال و خفن با صدای حمید هیراد از آهنگ مانگار این خوانند یعنی انفرادی

───┤ ♩♬♫♪♭ ├───

ریمیکس آهنگ حمید هیراد انفرادی

دانلود ریمیکس آهنگ حمید هیراد انفرادی

این مطلب از وب سایت دانلود آهنگ جدید • آپ موزیک به صورت رپ انتشار گردید است.

دانلود آهنگ علیرضا پویا نخند

موزیک فوق العاده و دلنشین علیرضا پویا بنام نخند با دو کیفیت 320 و 128 همراه با متن

Exclusive Song: Alireza Pouya – Nakhand With Text And Direct Links In UpMusic

dg دانلود آهنگ علیرضا پویا نخند

───┤ ♩♬♫♪♭ ├───

شعر : فرهاد جهانی / آهنگسازی : علیرضا پویا / تنظیم کننده : امیر پدرام

UpMusicTag دانلود آهنگ علیرضا پویا نخند

قسمتی از متن ترانه : 

نخند آخه من به دلم افتاده دلت گیر منه کی دلشو مف داده

Nakhand akhe man be delam oftade delet gire mane ko delesho mof dade

♩♬♫♪♭

میخوام از این حالی که دارمو بهت بگم بدون میخوام همه ی حسمو بهت بدم

Mikham az in hali ke daramo behet begam bedon mikham hameye hesamo behet bedam

───┤ ♩♬♫♪♭ ├───

علیرضا پویا نخند

دانلود آهنگ علیرضا پویا نخند

Hiweb
بوکیار - دانلود کتاب های انگلیسی دانشگاهی و علمی



پایان داستان غم انگیز (دفتر اول)

نگاهی به زمینه های صدور حکم حکومتی درباره قانون مطبوعات
مجموعه حاضر نخستین دفتر مستقل، از دو دفتری است که به بررسی زمینه های صدور حکم حکومتی مقام معظم رهبری درباره قانون مطبوعات می پردازد.
این مجموعه که در ۴ بخش تنظیم شده است، بخش اول و دوم آن سعی دارد تا با ارائه اصل مقالات روزنامه های زنجیره ای، هجوم مطبوعاتی دشمنان نظام اسلامی را در دو مقطع سالهای نخست انقلاب (۵۸ تا ۶۰) و سالهای اخیر (۷۷ تا ۷۹) تطبیق دهد. در بخش سوم کتاب موضع گیری و عملکرد مسئولانی که در پدید آوردن و با توقف این داستان غمبار نقش داشته اند، بررسی شده است که مرور آن گویای کوتاهی برخی از مسئولان کشور در برابر توطئه آشکار دشمن است. همچنین برای اطلاع بیشتر خوانندگان کتاب، در بخش چهارم آن، چهار ضمیمه دربارۀ “مطبوعات در قانون اساسی” و “قوانین مربوط به مطبوعات” قرار داده شده که اطلاعات مفیدی را در اختیار علاقمندان قرار می دهد.

حق تکثیر: کیهان، ۱۳۸۰

● برای آگاهی یافتن از چگونگی مطالعه این کتاب، ویکی کتابناک را ببینید.

» کتابناکهای مرتبط:
سیری در اندیشه سیاسی عرب
سیاست خارجی ایران در دوران هخامنشیان
نقدی بر سرمایه مارکس

نسخه ها

حجم: ۷ مگابایت

دریافت ها: ۲۵۹۹

تعداد صفحات: ۳۶۹




درج دیدگاه مختص اعضا است! برای ورود به حساب خود اینجا و برای عضویت اینجا کلیک کنید.




سنایی آدم‌الشعرای شعر عرفانی است/ برای بیان عرفان راهی جز ادبیات نیست

 

به گزارش خبرگزاری کتاب ایران (آتی بوک)، بیست‌وهشتمین نشست از سلسله درس‌گفتارهایی درباره سنایی با موضوع «سکوت عرفانی از دیدگاه سنایی» با سخنرانی دکتر قربان ولیئی (شاعر و عضو هیات علمی دانشگاه زنجان) عصر روز چهارشنبه (ششم تیرماه) در مرکز فرهنگی شهر کتاب شهید بهشتی برگزار شد.
 
قربان ولیئی سخنرانی خود را با بیان خاطره‌ای درباره سکوت شروع کرد و گفت: بنیادی‌ترین، اصلی‌ترین و اساسی‌ترین راه برای تحول بنیادی شخصیت ساکت شدن ذهن است و کمیاب‌ترین رویداد در عالم از ابتدای بشریت تا اکنون همین سکوت ذهن است و خوش به حال کسی که یک دقیقه سکوت ذهن داشته باشد که جان آدمی را متحول می‌کند. هیچ چیز نیرومندتر از سکوت باطنی، ضمیر و جان در تحول شخصیت آدمی وجود ندارد و مظلوم‌تر از این واژه و ناشناخته‌تر از این روش وجود ندارد و باید گفت که بزرگترین تئورستین جوانی این نظریه بی تعصب مولوی است.
 
سنایی آدم‌الشعرای شعر عرفانی است
وی با بیان اینکه درباره سکوت سخن گفتن خود یک کار پارادوکسیکال و متناقض‌نما است، ادامه داد: حقیقت این است که اگر من آدم توانمندی بودم باید در این جلسه به نیابت از سنایی یک ساعت سکوت می‌کردم. حکیم سنایی آدم‌الشعرای شعر عرفانی است، همچنان که حضرت آدم نخستین انسان است، نخستین کسی که شعر عرفانی را آغاز کرد و پرداخت همین سنایی بزرگوار است و حقیقتا آن تعبیر شفیعی‌کدکنی در مقدمه کتاب «تازیانه‌های سلوک» که گزیده قصیده‌های سنایی است، در غایت دقت است که هر چه که عرفای شاعر بعدی گفتند، در سنایی است؛ یعنی هر چه را که مولوی، عطار و بقیه گفته‌اند به نحوآشکار یا ضمنی در آثار سنایی هست و یکی از موارد همین سکوت است.
 
عضو هیات علمی دانشگاه زنجان در ادامه به ریشه‌یابی وا‌ژه سکوت پرداخت وگفت: معنای قاموسی سکوت زبان فرو بستن و اینکه تارهای صوتی حنجره شما حرکت نکند که بدیهی است اما این معنا را سکوت زبانی یا ظاهری می‌گوییم که پیام عرفا، قبل از آن ها اخلاقیون و قبل‌تر از همه این‌ها پیام انبیا بوده است.
 
از قوی‌ترین شهوت‌های انسانی سخن گفتن است
وی در ادامه با قرائت احادیثی از پیامبر و اشعاری از شاعرانی چون غزالی به گناهان زبان اشاره کرد و افزود: خود فرو بستن همین زبان ظاهری موجب رستگاری فی‌الجمله آدمی می‌شود. عارف این بستن زبان ظاهری را مقدمه‌ای برای بستن زبان ذهن می‌داند. یکی از قوی‌ترین و شاید قوی‌ترین شهوت‌های انسانی سخن گفتن است، به همین دلیل است که زندان انفرادی هنوز سخت‌ترین مجازات است، چون کسی نیست که با او سخن بگوید.
 
مهم‌ترین کارکرد عرفانی سکوت زبانی تفرد است
این شاعر با خواندن ابیاتی از سنایی در تشویق به سکوت زبانی، بیان کرد: یکی از کاردکردهای سکوت زبانی عبارت از این است که شما را تنها می‌کند و زمانی که تنها شدید، راهی به جز رجوع به خویشتن که غایت و هدف عارف است ندارید. بنابراین مهم‌ترین کارکرد عرفانی سکوت زبانی تفرد است، چون با سکوت به تدریج افراد از کنار شما پراکنده می‌شوند. سکوت زبانی و ظاهری بعد از مدتی تمرین منجر به نوع دوم سکوت که سکوت ضمیر نام دارد، می‌شود. یعنی ذهن شما هم دیگر سخن نمی‌گوید.
 
ولیئی در ادامه گفت: چندین کتاب و مقاله برای تقسیم‌بندی سکوت نوشته شده که همه این تقسی‌بندی‌ها غیر منطقی است. خود من یک تقسیم‌بندی برای سکوت انجام داده‌ام که اولا روش من برای یافتن انواع سکوت یک روش ریاضی بوده و ثانیا آنچه درباره سکوت در پیشینه فرهنگ ما وجود داشته را خوانده‌ام و در یک مدل منطقی که آن را از مدارهای منطقی گرفته‌ام، ارائه کردم.
 
عضو هیات علمی دانشگاه زنجان با بیان اینکه ما یک دوگانه زبان و ضمیر یا ذهن داریم، افزود: با این دو منطقا و به حسب عقل چهار حالت برای گویایی و گنگی پیش می‌آید. حالت اول زمانی است که هم زبان و هم ضمیر گویا هستند، در حالت دوم هر دو خاموش هستند، زبان گویا و ضمیر خاموش حالت سوم و عجیب‌ترین نوع آن است و حالت چهارم زمانی است که هم ضمیر گویا و زبان خاموش باشد. مردم بیشتر در حالت زبان گویا و ضمیر گویا هستند و بیشترین حالتی است که اتفاق می‌افتد اما زبا خاموض و ضمیر خاموش حالت عارف است.
 
خداوند از حنجره عارف سخن می‌گوید
وی ضمن توضیح مختصر درباره چهار حالت گویایی و گنگی و خواندن ابیاتی درباره هر کدام، اضافه کرد: خاموش بودن شرط استماع کلام مستمر، جاری و بی‌وقفه خداوند است. صدای خداوند یک آن هم قطع نمی‎‌شود و اگر ساکت و خاموش باشیم، حتما آن را خواهیم شنید. خداوند پیوسته در سخن است ولیذهن گویای ما آن را نمی‌شنود در صورتی که دینداری همین تجربه استماع صدای خداوند است و ان زمان که این سخن استماع شد، خداوند از حنجره عارف سخن خواهد گفت. بنابراین ضمیر عارف باید خاموش باشد. وقتی عارف سخن می‌گوید در واقع خداوند است که از حنجره او حرف می‌زند و عارف گوینده با مخاطبانش از جهت شنیدن سخنانی که به ظاهر خودش می‌گوید، یکسان است. یعنی خودش هم می‌گوید و هم هم‌زمان برای اولین بار می‌شنود که این کیفت اسرارآمیزی است که گرچه در مولوی کامل بیان شده ولی سنایی قبل از آن بذرهای آن را پاشیده و تعبیر بسیار زیبای خاموش‌‌گویا را به کار برده است.
 
سخنران نشست در ادامه به ضرورت پرداختن به خود عرفان در درس‌گفتارهایی درباره سنایی اشاره کرد و افزود: متاسفانه عرفان تعاریف ذوقی زیاد دارد ولی اگر بخواهم خیلی خلاصه بگویم عرفان عبارت از بینش واقعیت وحدانی هستی است. پس عارف کسی است که تجربه عرفانی دارد و تجربه عرفانی، همان تجربه امر واحد است و عرفان عملی یا عمل عرفانی هم تمهیداتی است که برای حصول تجربه عرفانی صورت می‌گیرد.
 
ولیئی در ادامه به تعریف انواع عرفان اشاره کرد و گفت: سکوت عرفانی مهم‌ترین رکن عمل عرفانی است و محور عمل عرفانی همین سکوت زبان و سکوت ذهن است. خود خاموشی ضمیر یک تجربه عرفانی است که در آن امر واحد مشهود باشد. چون شما در خاموشس ضمیر و سکوت باطنی هیچ‌ مفهومی ندارید و این حالت، حالت شهود خداوند است. بنابراین تجربه سکوت ذهنی، اتفاق شگفت‌انگیزی است که همان تجربه شهود خداوند است، چون خداوند شبیه هیچ چیز نیست و رندانه بگویم که اگر به هیچ فکر کنید یعنی به خدا اندیشیده‌اید.
 
برای بیان عرفان راهی جز ادبیات نیست
عضو هیات علمی دانشگاه زنجان با قرائت ابیاتی از سنایی درباره سکوت ضمیر و به هیچ نیندیشیدن، گفت: غایت سلوک عرفانی فنا است و فنا حالت شخصی است که ضمیر او خاموش شده است و در آن حالت هیچ چیز نمی‌فهمد که از نظر علمی و پزشکی نمی‌دانم چه اصطلاحی باید برای آن به کار برد، بنابراین لازم است که تاکید کنم راهی برای بیان عرفان جز ادبیات نیست. فنا اوج بودن است و ذهن در این حالت در اوج آگاهی است.
 
وی در ادامه به چند نکته روش‌شناختی برای کسانی که دغدغه پژوهش در آثار سنایی را دارند، اشاره کرد و افزود: اولا اینکه زمانی می‌خواهید سنایی، حافظ یا هر کس دیگری را بررسی کنید، باید یادمان باشد که این شعر است و کارکرد اصلی شعر تخیل و ایجاد انفعال نفسانی است، یعنی باید بتواند شما را متاثر کند، ما در ایران برای بررسی یک مفهوم در یک متن ادبی، هنوز در آغاز راه هستیم. یعنی اینکه اگر ما بخواهیم دیدگاه اخلاقی یا عرفانی یک شاعر را در مورد یک موضوع به دست آوریم باید سراغ کارهای تعلیمی او برویم، یعنی برای سنایی باید به سراغ حدیقه و قصاید او برویم چون اگر به سراغ غزل‌های او برویم به مشکل و تناقض برمی‌خوریم. چون در ژانر تعلیمی حواس شاعر جمع است و قصد تعلیم دارد ولی در ژانر تغزلی چنین نیست.

Hiweb
بوکیار - دانلود کتاب های انگلیسی دانشگاهی و علمی



افسون ریاضیات: کشف جذابیت های ریاضیات

در این کتاب سعی شده تا مفاهیم گنگ ریاضیات به زبان ساده بیان شده است حتی در این کتاب تلاش شده تا کاربردهای ریاضیات در علوم مختلف و هنر بیان شود.

در واقع نویسنده در این کتاب تلاش کرده تا به سوالاتی در زمینه ریاضیات، اینکه ریاضیات چه کاربردی در زندگی ما دارد، و اینکه خواندن و یاد گرفتن این درس به چه دردی می خورد پاسخ گفته است.

کتاب “«افسون ریاضیات؛ کشف جذابیت‌های ریاضیات” با هدف اشنایی بسیار از دانش آموزان و حتی محصلان با این درس است، بسیاری از افراد از این درس فراری هستند و آن را درسی دشوار و عبث می‌دانند اما نویسنده در این کتاب تلاش کرده تا با بهره گیری از یک روش مفید این درس را به شکلی جذاب و دلنشین به فرد ارائه کند.

اندیشه‌های ریاضی تار و پود تخیل هستند. این اندیشه‌ها در دنیایی غریب وجود دارند و موضوعات آن از منطق محض و خلاقیت پدید می‌آید. یک مربع یا دایره کامل در جهان ریاضیات وجود دارد، در حالی‌که جهان ما تنها نمایش ریاضی از اشیاء را در خود دارد.

«افسون ریاضیات» را می‌توان به دو بخش اصلی تقسیم کرد. در بخش نخست، بعضی از مفاهیم گنگ ریاضی را با زبانی بسیار ساده معرفی و دلایل اعجاب آن‌ها را بیان و در بخش دوم کاربردهایی از ریاضیات در علوم دیگر، هنر و زندگی روزمره را مطرح کرده است.

ریاضیات در زندگی روزمره، جهان جادویی ریاضیات، ریاضیات و هنر، جادوی اعداد، جادوی ریاضیات در طبیعت، تردستی‌های ریاضی در گذشته، ریاضیات نغمه خود را می‌نوازد، انقلاب کامپیوتر، ریاضیات و رازهای زندگی، ریاضیات و معماری، افسون منطق، سرگرمی و بازی و پاسخ‌ها عنوان فصل‌های مختلف کتاب حاضر است.

نویسنده در این کتاب اشاره کرده که آنچه بیان کرده تنها مختصری است و شاید پنجره‌ای باشد که خواننده از آن با استفاده از تحقیق و پژوهش بیشتر دنیای زیبای دیگری را مشاهده کند.

یکی از نقاط برجسته کتاب، طرح پرسش‌های تامل برانگیز و در عین حال ساده است که در زندگی روزمره شاهد آن هستیم ولی کمتر به آن توجه می‌کنیم. به‌طور مثال در بخشی از این اثر به این پرسش پاسخ داده شده است که چرا درهای فاضلاب دایره‌ای است؟! از دیگر نقاط برجسته کتاب، استفاده متعدد از تصاویری است که علاوه بر روشن کردن بسیاری از مفاهیم طرح شده در کتاب بر جذابیت آن نیز افزوده است.

● برای آگاهی یافتن از چگونگی مطالعه این کتاب، ویکی کتابناک را ببینید.

» کتابناکهای مرتبط:
آشنایی با المپیاد ریاضی
معماهای الگوریتمی – جلد اول
ریاضی عمومی ۱

نسخه ها

حجم: ۲۰ مگابایت

دریافت ها: ۶۰۴۳

تعداد صفحات: ۳۳۲




درج دیدگاه مختص اعضا است! برای ورود به حساب خود اینجا و برای عضویت اینجا کلیک کنید.



 

 

تاریخ انتشار : پنجشنبه ۷ تير ۱۳۹۷ ساعت ۱۵:۵۰

, مترجم : مریم سیفی‌پور

 

 

خلیل نعیمی‌، نویسنده سوری و برنده جایزه محمود درویش در سال ۲۰۱۸، جوایز ادبی کشورهای حاشیه خلیج فارس را باعث عقیم شدن اندیشه جهان عرب و ابتذال ادبیات عرب دانسته است.


انتقاد شدید برنده جایزه محمود درویش از جوایز ادبی اعراب

 

به گزارش خبرگزاری کتاب ایران(آتی بوک) به نقل از الاهرام- خلیل نعیمی‌، نویسنده سوری و برنده جایزه محمود درویش در سال ۲۰۱۸، در گفت‌و‌گوی اخیر خود با رادیوی مونت کارلو درباره مسیر ادبی خود و نقش و جایگاه جوایز ادبی در جهان عرب صحبت کرده است.

نعیمی درباره مهاجرتش از سوریه به فرانسه گفته است «مجبور به ترک سرزمینی شدم که دوستش می‌داشتم و در آن بزرگ شده بودم. نوشتن را در دمشق شروع کردم و رمان‌نویس شدم و در پاریس «مرگ شعر» را نوشتم. در این کتاب از مهاجرت انسان به عنوان یکی از دلایل اصلی پیشرفت در زندگی نوشته‌ام و هم‌چنین از اشتیاقم به مکان‌ها.»

او می‌گوید «مکان‌ها مانند انسان‌ها قابل جایگزینی نیستند؛ همان‌طور که نمی‌توانیم وجودی را جانشین وجود دیگری کنیم. هر انسانی عطر و بوی خود، تاریخ شخصی خود و آداب و سلوک مخصوص به خودش را دارد. در سفر است که می‌توانیم به معنای انسان بودنمان پی ببریم.»

خلیل نعیمی، نویسنده سوری، در شام متولد شد و دوران کودکی و نوجوانی را همراه خانوده‌‌اش در دشت‌های صحرای سوریه سپری کرد. او در دمشق طب و فلسفه خواند و تخصص خود را در پاریس در رشته جراحی اخذ کرد و هم‌زمان به تحصیل در رشته فلسفه نیز ادامه داد.

نعیمی اکنون در پاریس اقامت دارد و عضو انجمن جراحان فرانسوی است و به عنوان پزشک جراح در پاریس مشغول به کار است. او توانست در ماه مارس سال جاری میلادی جایزه ادبی محمود درویش را از سوی موسسه محمود درویش برای مجموعه رمان‌هایش به دست آورد که درباره اهمیت سرزمین مادری، دگرگونی‌های اجتماعی و تاثیر سیاست بر انسان است. از مهم‌ترین آثار ادبی او می‌توان به رمان‌هایی چون «خالی کردن موجود»، « مردی که خودش را می‌خورد»، «دمشق ۷۶»، «گسیختگی»، «در ستایش فرار» و «عزل‌شدگان» اشاره کرد.

 

برنده جایزه محمود درویش در گفت‌وگوی خود درباره تأثیر این جایزه بر زندگی شخصی‌اش گفته است «برنده شدن این جایزه اتفاق مهمی در زندگی و به طور خاص در مسیر ادبی من بود. همیشه علیه جوایز عربی نوشته‌ام و می‌نویسم؛ اما این جایزه به سبب جایگاه محمود درویش و مقام رفیعش در ادبیات و شعر تاثیر خاص و ویژه‌ای دارد. من او را شاعری می‌دانم که با شعر و نثر خود و سلوک خود توانسته نقش مهمی در مقاومت فلسطین در راه رسیدن به آزادی و برخورداری‌شان از حقوق ملی و میهنی ایفا کند. محمود درویش یکی از مهم‌ترین شعرای عرب در عصر جدید است و همواره خواهد بود.»

او درباره دیدارش از فلسطین نیز گفته است «زیبایی‌های طبیعت در دره‌های فلسطین مرا به حیرت واداشت و به خصوص آن‌که ادیان سه‌گانه در خاورمیانه نشو و نما یافته‌اند و می‌توان بُعد اسطوره‌ای را به وضوح در این سرزمین دید.»

نعیمی در ادامه گفته است «این جزئی از میراث شخصی من و در واقع میراث انسانی است. چیزی که بیش از همه باعث شگفتی من هنگام دیدارم از فلسطین شد استقبال شدید مردم بود، خصوصا زمانی که فهمیدند سوری هستم.»

 او گفته است «به اعتقاد من همه ادبای عرب باید بدون ترس از این‌که انگی به آن‌ها زده شود به سوریه بروند چرا که همه حاکمان عرب اغلبشان به شمایل اسرائیل درآمده‌اند.»

او درباره جوایزه ادبی که این‌روزها در جهان عرب اهدا می‌شوند نیز گفته است: «هنرمند زمانی هنرمند است که بتواند اعتراض کند و دیدگاه و عقیده خود را به صراحت و آزادی و بدون واهمه بیان کند. سیطره سیاست‌های حاکمان حاشیه خلیج (فارس) بر این جوایز و هجوم نویسندگان عرب به آن به خصوص به خاطر جایزه‌های نقدی گران به عقیم شدن اندیشه عرب و ابتذال محتوا و شکل ادبیات عرب منجر شده است.»

 

نعیمی گفته است «من به عنوان یک روشنفکر خودم را مسئول فکر و کلامم می‌دانم و زمانی که با شرایطی مواجه می‌شوم که به نظرم مناسب و مطلوب نیست انتقاد می‌کنم. حتی اگر شرایط دشواری برایم پیش بیاید. آزادی در جهان عرب تقریبا وجود ندارد. وظیفه ادبیات این است که به طرح سوال‌هایی بپردازد که مشکلات اخلاقی، اجتماعی و دینی در آن مطرح شود. برای آفرینش ادبی نباید هیچ چارچوب یا معیاری تعیین کرد.»

پزشک و رمان‌نویس سوری درباره وطن خود می‌گوید: «سوریه همه چیزِ من، تاریخ شخصی، ملی و خانوادگی من است. به دلیل مسائل سیاسی مجبور شدم از سوریه بیرون بیایم. اما هرگز از آن رها نمی‌شوم و همه رمان‌های که تا به امروز نوشته‌ام به نوعی از سوریه حرف می‌زنند. خیلی متاسف و غمگینم که این کشور زیبا فنا شد اما همیشه این آرزو را دارم که در آینده به سوریه برگردم و این رویای بزرگی است.»

 

 

این مطلب از وب سایت دانلود آهنگ جدید • آپ موزیک به صورت رپ انتشار گردید است.

دانلود آهنگ جدید بابک جهانبخش حوای من

تراته‌ای بسیار شینیدنی از خواننده خوب کشور بابک جهانبخش با نام حوای من همراه با متن و دو کیفیت عالی از آپ موزیک

شعر : مهدی ایوبی / آهنگسازی : بابک جهانبخش / تنظیم کننده : آرش پاکزاد

Exclusive Song: Babak Jahanbakhsh – “Havvaye Man” With Text And Direct Links In UpMusic

photo 2017 12 06 20 00 16 دانلود آهنگ جدید بابک جهانبخش حوای من

متن آهنگ حوای من بابک جهانبخش

♪♪♫♫♪♪♯

از عطر تو حوای من تموم زندگیم پره حسم بهت فراتر از تصوره تصوره
جنگیدم با دنیا جنگیدم سر کسی که حقمه که حقمه♪♪♫♫♪♪♯
حقمه به عشق تو به عشق تو بریدم از بریدم از همه
دنیا عوض شده برام از اون شبی که دیدمت بی خستگی یه عمره که دارم با عشق ادامه میدمت
تنها برای تو بسم با عشق شدی همه کسم خوبم با تو خوبم به خنده های تو قسم♪♪♫♫♪♪♯
برای هم شدیم دنیا چیکاره بوده که دلش نخواد خدا کنه تا جون دارم اون روزی که تو نیستی نیاد
چه حال خوبیه حال هردومون فقط تا آخرش همینجوری بمون
چه حال خوبیه این که کنارمی دار و ندارتم دار و ندارمی
دنیا عوض شده برام از اون شبی که دیدمت بی خستگی یه عمره که دارم با عشق ادامه میدمت♪♪♫♫♪♪♯
تنها برای تو بسم با عشق شدی همه کسم خوبم با تو خوبم به خنده های تو قسم

♪♪♫♫♪♪♯

بابک جهانبخش حوای من

دانلود آهنگ جدید بابک جهانبخش حوای من

برچسب ها

تمامی حقوق مطالب برای آتی بوک محفوظ است و هرگونه کپی برداری بدون ذکر منبع ممنوع می باشد.