تاملات محمد سروش محلاتی در واقعه عاشورا منتشر شد

چارچوب گرته‌برداری از قیام حسینی چگونه است؟

 

تاریخ انتشار : چهارشنبه ۲۸ شهريور ۱۳۹۷ ساعت ۰۹:۰۰

 

 

«فقاهت در عاشورا» جدیدترین کتاب حجت‌الاسلام‌ والمسلمین محمد سروش محلاتی از سوی انتشارات میراث اهل قلم منتشر شد. محلاتی در این کتاب به بحث و حل ابهامات فقهی جریان عاشورا مانند عدول امام از حج به عمره و… پرداخته است.

محمد سروش محلاتی

 

محمد سروش محلاتی

به گزارش خبرگزاری کتاب ایران (آتی بوک)، قیام حضرت سیدالشهدا امام حسین(ع) و واقعه عاشورا یکی از عظیم‌ترین رخدادهای تاریخ بشری است که در طول تاریخ مورد بحث و بررسی اندیشمندان، مورخان، ادیبان و دیگر چهره‌ها بوده است.

واقعه کربلا هرچند برای عامه شیعیان قابل فهم و درک است و ارزش‌های آن همیشه مورد ترویج قرار گرفته، اما برای فقها ابهاماتی در مسائل فقهی آن وجود داشته و بنابراین سعی کرده‌اند که با ارائه تحلیل‌های مختلف آن ابهامات را در قالب قواعد فقهی درآورده و در جنبه‌های استثنایی آن را توجیه کنند.

فقها در فقه به احکامی ملتزم هستند که واقعه عاشورا در ظاهر با برخی از آن احکام ناسازگار است. به همین دلیل باید توضیح دهند که آیا فعل امام (ع) مطابق با همان قواعد است و یا مطابق با قواعد دیگری است؟ به عنوان مثال اگر وظیفه امر به معروف و نهی از منکر با احتمال خطر و ضرر ساقط می‌شود، چرا امام(ع) بدان اقدام کرد؟ و اگر اقدام به قتل نفس، حرام بوده چگونه امام با علم به شهادت به این امر مبادرت ورزید؟ و اگر در آن شرایط مقاومت و ایستادگی واجب بود، چرا حضرت سیدالشهدا(ع) در شب عاشورا اصحاب خود را برای بازگشت از کربلا آزاد گذاشت؟

سوالات و ابهامات بسیاری از این دست در واقعه عاشورا دیده می‌شود که پژوهشگران تاریخ و مورخان از پاسخ به آن‌ها در می‌مانند و تلاش آنها صرفا برای روشن شدن اصل واقعه است، اما فقها که به استنباط احکام شرعی می‌پردازند تا تکلیف مکلفان را معلوم کنند و از سوی دیگر آنها عمل امام معصوم را نیز حجت می‌دانند، نمی‌توانند این پرسش‌ها را نادیده گرفته و درباره آن بحث نکنند. بنابراین به قول نویسنده کتاب از زمان شیخ مفید تا زمان صاحب جواهر و پس از آن همواره فقها درباره این پرسش‌ها بحث کرده و درباره آن تحقیق کرده‌اند. در قرن حاضر نیز طیف مهمی از فقها به این امر مهم پرداخته‌اند و پرونده این پروژه تحقیق باز است.

حجت‌الاسلام والمسلمین محمد سروش محلاتی، استاد دروس خارج فقه حوزه علمیه قم یکی از مهم‌ترین اندیشمندانی است که در گفتارها و نوشتارهای خود به بررسی ابعاد مختلف فقهی واقعه عاشورا پرداخته است.

«فقاهت در عاشورا» در اصل متن پیراسته و تحقیق شده چند سخنرانی استاد سروش محلاتی در این موضوع است که ۱۰ فصل دارد. عناوین این فصول دهگانه کتاب به ترتیب عبارتند از: «فقه عاشورا(۱)»، «فقه عاشورا(۲)»، «شهادت، حق یا تکلیف»، «فاجعه عطش در عاشورا»، «انقلاب، ارزش یا روش؟»، «چارچوب گرته‌برداری از قیام حسینی»، «تعمیم‌پذیری واقعا عاشورا»، «کناره گیری از قدرت»، «نسبت جهاد بیرون و جهاد درونی» و «مواجهه پذیری با دشمن یا مواجهه گریزی».

یکی از مهم‌ترین دغدغه‌های سروش محلاتی فقه تمدن‌ساز و نسبت اسلام با مقتضیات زمان است. به همین دلیل نگاه او به واقعه عاشورا نیز یک «نگاه عصری» مساله محور است. بر این اساس مهم‌ترین مباحث این کتاب درباره چگونگی بهره‌برداری از قیام و مفاهیم آن برای جامعه امروز است. ما چگونه می‌توانیم از قیام حضرت سیدالشهدا در جامعه امروز بهره ببریم و اصولا نسبت تعمیم‌پذیری این قیام چگونه است؟

به باور نویسنده رخداد عاشورا در جزئیات مسائل و پرسش‌های زیادی را برای مخاطبان به همراه دارند که برخی از آنها مربوط به گذشته است. به عنوان مثال آیا در اربعین یعنی پس از گذشت چهل روز از واقعه آیا کاروان اسرای اهل بیت از شام به کربلا رسیدند یا خیر؟ درباره این ابهامات کتاب‌ها و پژوهش‌های مهمی انجام شده و اصولا این قبیل مسائل جنبه تاریخی دارند و تاثیری بر زندگی و عمل و تکلیف امروز ما ندارند.

اما در این میان پرسش جدی این است که آیا قیام حضرت سیدالشهدا(ع) و روش ایشان در مواجهه با حکومت اموی یزیدی، امروزه واقعا برای ما نیز الزام آور است یا خیر؟ آیا ما هم باید با همان شعارها و همان حرکات را تکرار کنیم؟ سروش محلاتی در این کتاب به بررسی و تحلیل این مسائل پرداخته و راه‌های برداشت امروزیان از واقعه عاشورا را ارائه کرده است.

انتشارات میراث اهل قلم «فقاهت در عاشورا» اثر محمد سروش محلاتی را با شمارگان ۵۰۰ نسخه، ۲۰۰ صفحه و بهای ۲۰ هزار تومان روانه بازار اندیشه کرده است.

 

 

[تعداد: ۰    میانگین: ۰/۵]

۵ مانع روان شناختی که افراد بسیار موفق با آن ها مبارزه می کنند.

حتماً تا به حال افرادی را دیده اید که به رغم برخورداری از توانایی ذهنی و هوشی معمولی و حتی عالی و درخشان، نتوانسته اند به موفقیت چشمگیر و قابل اعتنایی دست یابند. همواره افرادی هستند که عدم موفقیت آن ها نشانه ای از کمبود توانایی و مهارت هایشان نیست و اتفاقا اگر با دقت نگاه کنیم، می بینیم این افراد بسیار توانمند و با صلاحیت هستند. اما معمولا این ناکامی ها و شکست ها می تواند نشانه ای از وجود موانع روان شناختی در ذهن و سبک زندگی و نظام تفکر این افراد باشد. موانعی که متاسفانه این افراد آمادگی های لازم برای مقابله با آن ها را ندارند و موجب شکست های پی در پی ایشان می شود. در حقیقت این موانع روان شناختی عامل اصلی درجا زدن افراد در زندگی هستند و همچون طنابی پای افراد را به بند می کشند و نمی گذارند رو به جلو گام بردارند.
واقعیت این است که همه انسان ها حتی افراد بسیار موفق و شاخص نیز دچار موانع روان شناختی هستند و از وجود این موانع در زندگی خود رنج می برند. اما تمایز افراد موفق این است که راهبرد های مقابله با این موانع را یادگرفته اند و در زندگی خود به کار می برند.

۵ مانع روان شناختی رایج و فراگیر عبارتند از:

  • سندرم ایمپاستر یا اختلال بی ارزش انگاری خویش
  • تفکر منفی گرایانه
  • ترس از درخواست کمک
  • کمبود اعتماد به توانایی ها
  • ترس از شکست خوردن

 

با ما همراه باشید تا این موانع روان شناختی دستیابی به موفقیت را بیشتر مورد بررسی قرار دهیم تا با آگاهی از این موانع بتوانیم را های مقابله با آن ها را کشف کنیم.

۱٫سندرم ایمپاستر یا اختلال بی ارزش انگاری خویش

سندم ایمپاستر یا اختلال بی ارزش انگاری موفقیت ها و جایگاه خویش، یکی از مخرب ترین موانع روان شناختی است که موفقیت شما را نابود می کند. این سندرم به احساسی اشاره دارد که انگار فردی از درونتان می خواهد به شما بفهماند که شما واقعا به اندازه ای که خودتان می پندارید، فرد مناسب و شایسته ای نیستید. گویی شما فرد متقلب و کلاهبرداری هستید که دیگران را فریب می دهد. به بیان دیگر خودتان را دست کم می گیرید. این اتفاق تنها به کاری که می کنید یا موقعیتی که در آن هستید محدود نمی شود و می تواند با هر موفقیتی که کسب می کنید اتفاق بیافتد و شما را به دام خود بیاندازد.
بعضی از افراد این احساس را هنگام حضور در یک قرار ملاقات مهم کاری یا وقتی که جایزه ای برنده می شوند تجربه می کنند. این اتفاق اغلب زمانی رخ می دهد که شما خود را با دیگران مقایسه می کنید. شما افراد دیگری را می بینید که موفقیت را بیشتر از شما تجربه می کنند یا از شما موفق تر هستند.

سندرم ایمپاستر

افراد بسیار موفق و شاخص تلاش می کنند راه هایی بیابند تا با این مانع روان شناختی موفقیت مبارزه کنند. آن ها می دانند افرادی که آن ها را تحسین کرده اند و به موقعیت قابل توجهی رسانده اند به توانایی هایشان اعتماد دارند. این اشخاص به خوبی می توانند شخصیت و صلاحیت افراد را تشخیص دهند. بنابراین به خود می گویند: من می توانم به ارزیابی دیگران اعتماد کنم و به احتمال زیاد استحقاق جایگاهی را دارم که هم اکنون در آن هستم. زمانی که سندرم امپاستر یا همان اختلال بی ارزش انگاری خویش به ذهنیت و طرز تفکر افراد موفق نفوذ می کند، آن ها با قدرت تمام جلوی نیروی ویرانگر این سندرم را می گیرند، به صحبت های دیگران درمورد خودشان اعتماد می کنند و مقابل این مانع روان شناختی می ایستند.
با این حال این غیر عادی نیست که در مواجهه با موقعیت های استرس زا این افکار و احساسات را به دیده تردید بنگریم. اما افراد بسیار موفق حتی برای این مواقع نیز برنامه ای دارند و از افراد برجسته و متخصص کمک می گیرند. افراد برجسته ای که همچون یک مربی معنوی در مقابله و مبارزه با عقاید و باور های تخریب گر به دیگران کمک می کنند. این افراد با قاب بندی مجدد باور های محدود کننده و روشن کردن تفکر، به جنگ با موانع روان شناختی موفقیت می روند.
افراد فوق العاده موفق همچنین پیشنهادات و نصحیت های سایر افراد موفق را نیز از یاد نمی برند تا در مواقع لزوم از آن ها کمک و در زندگی خود به کار گیرند. این پیشنهادات نمایشی برای لاف زدن در مقابل دیگران نیست بلکه راهی است برای اینکه مسیر موفقیت در زندگی شان را به سادگی به یادشان بیاورد.

۲٫تفکر منفی گرایانه

هر کدام از ما یک صدای درونی داریم که ما را مورد انتقاد و قضاوت خود قرار می دهد. صدایی که ما را در مورد اشتباهات و نقص هایمان به شک می اندازد و سرزنش می کند. صدایی که همچنین می تواند از طریق مورد انتقاد و قضاوت قرار دادن دیگران به عنوان راهی برای حمایت از خود استفاده کند. این صدا که خود را در افکار منفی بافانه نمایان می سازد، یکی از جدی ترین موانع روان شناختی دستیابی به موفقیت است.
گوش دادن به این صدا و ارزشمند شمردن کلمات آن می تواند ما را به مسیر نادرستی بکشاند. مسیری که در آن به طور مداوم در حال مقایسه کردن خود با دیگران هستیم و در نهایت به جایی ختم می شود که به خودمان با دیده تردید و شک می نگریم.
افراد بسیار موفق می دانند که این صدا تنها به یک هدف خدمت می کند و آن چیزی نیست جز حمایت از خود. آن ها می توانند به منتقد درون خود گوش فرا دهند، اما تحت تاثیر واژگان منفی آن قرار نگیرند و به خودتخریبی دست نزنند و به راحتی از سد این مانع روان شناختی عبور کنند. این صدا مانند موسیقی پس زمینه فیلم های سینمایی است، شما از وجود آن آگاه هستید اما توجه ویژه ای به آن نمی کنید.
افراد فوق العاده موفق می توانند افکار خود را تغییر دهند و مجددا به سمت مثبتی هدایت کنند و بر روی مسائل و افکار سازنده تر متمرکز شوند. اینکه ما ذهنمان را با چه چیزهایی تغذیه می کنیم یک انتخاب است و افراد شاخص و سرآمد معمولا محیط و رفتارهایی را انتخاب می کنند که ذهنشان را با موضوعات و محتوای سازنده و رو به رشد تغذیه می کند. افراد موفق از موانع روان شناختی پلی برای دستیابی به موفقیت می سازند.

 

گوش دادن به این صدا و ارزشمند شمردن کلمات آن می تواند ما را به مسیر نادرستی بکشاند.

 

۳٫ترس از درخواست کمک

افراد موفق می دانند که لازم نیست پاسخ تمام سوالات را در جیب خود داشته باشند، اتفاقا بر خلاف باور رایج ما، طلب کمک از دیگران چندان کار بدی نیست و ترس از درخواست کمک از دیگران یکی از موانع روان شناختی دستیابی به موفقیت شناخته می شود. هیچکدام از ما نمی خواهیم به تنهایی زندگی کنیم. افراد موفق خود را به محاصره افرادی در می آورند که بتوانند به راحتی در مواقع لزوم از آن ها کمک بخواهند و البته در مقابل هنگامی که آن ها به یاری نیاز داشتند به کمک شان بروند.
به این ترتیب شما به الگویی برای دیگران تبدیل می شوید که طلب کمکاز دیگران راه و رسم سالم و درستی است. طلب کمک از دیگران شما را به دیگر افراد پیوند می زند و ظرایف شخصیت شما را برای دیگران نمایان می سازد. پس افراد تحسین برانگیز و شاخص حوزه فعالیت تحصیلی یا شغلی خود را شناسایی کنید و از آن ها در مواقع لزوم کمک بخواهید. افراد مورد تحسین تان را در فضای مجازی دنبال کنید. از همتایان خود راهنمایی کسب کنید و به راهنمایی کردن دیگران تمایل نشان دهید.

۴٫کمبود اعتماد به توانایی ها

افراد بسیار موفق توانایی های خود را باور دارند. آن ها می دانند که چیزی برای ارائه دادن و اضافه کردن به محیط اطراف خود دارند و می خواهند کاری کنند تا آن را به منصه ظهور برسانند. آن ها تشخیص می دهند چه چیزی می دانند و کجا می توانند رشد کنند.
افراد موفق از آموختن مطالب جدید نمی ترسند و در فعالیت های ضروری کار خود ثابت قدم هستند. آن ها معتقدند که یک پشتوانه مستحکم دارند و آن چیزی جز اعتماد به نفس شان نیست. آن ها می دانند که از پس کارهایشان بر می آیند و هر مشکلی را پشت سر می گذارند.
افراد موفق محدودیت های دانش خود می شناسند. آن ها همچنین می توانند به راحتی در مورد بعضی از مسائل اظهار به ندانستن کنند. معمولا شما هرچقدر بیشتر در یک حوزه متخصص شوید، متوجه می شوید بیشتر به آموختن نیاز دارید.
شما مجبور نیستید همه چیز را بدانید تا در جهان تاثیر گذار باشید. افراد موفق همواره خود را در این موضوع متعهد می دانند که یک یادگیرنده مادام العمر در حوزه های مربوط به دانش و کار تخصصی خود باقی بمانند.

۵٫ترس از شکست خوردن

ترس از شکست خوردن باعث می شود افراد از شروع کارهای جدید فرار کنند. اینطور به نظر می رسد که شکست خوردن با موفقیت تناقض دارد اما در حقیقت باختن قسمت مهمی از فرایند موفق شدن است. ما نمی توانیم راه رفتن را بیاموزیم بدون اینکه بارها و بارها زمین بخوریم. این یک واقعیت تردید ناپذیر است. ما نباید انتظار داشته باشیم با اولین تلاش برای رسیدن به اهدافمان به موفقیت دست یابیم.
سقوط کردن و شکست خوردن بخشی از فرایند موفق شدن است. افراد بسیار موفق از شکست ها و اشتباهاتشان قدردانی می کنند و از بازنده بودن نمی هراسند. تبدیل احساس ترس به احساس قدردانی، افراد بسیار موفق را کمک می کند تا با شانس های بیشتری در زندگی روبرو شوند و موفقیت های بیشتری را تجربه کنند. در واقع می توان اینطور بیان کرد که موفقیت آنسوی ترس است.

 

افراد موفق می توانند به راحتی در مورد بعضی از مسائل اظهار به ندانستن کنند.آن‌ها هرگز ابراز بی اطلاعی خود نسبت به موضوعی را به معنی کمبود، شکست و نادانی برداشت نمی‌کنند.

 

همه ما به نوعی با موانع روان شناختی که در بالا بیان شد درگیر هستیم و با آن ها دست و پنجه نرم می کنیم. آن ها موانع روان شناختی رایج و شناخته شده ای هستند. تشخیص دادن آن ها و برخورداری از راهبردهایی برای مقابله با آن ها می تواند به ما کمک کند تا به مدارج بالاتری از موفقیت دست یابیم.

 

ترس از شکست
در پایان لازم است بگوییم، زمانی که موانع روان شناختی از راه می رسند، شما تنها نیستید و دیگرانی هستند که به کمک تان بیایند، اما آگاه باشید، راهبرد های شخصی و منحصر به فردی را پیدا کنید که کارگشای مسیر موفقیت تان است و به شما کمک می کند تا به شکل معنی دار و ارزشمندی گام برداشتن به جلو را ادامه دهید.

گزارش چهارمین شب شیدایی در خانه شاعران

 

به گزارش خبرگزاری کتاب ایران(آتی بوک) به نقل از روابط عمومی انجمن شاعران این برنامه همچون شب‌های گذشته با قرائت آیاتی از قرآن کریم توسط سیدحسین موسوی‌بلده آغاز شد. سهیل محمودی، شاعر و مجری ویژه‌برنامه شب‌های شیدایی با تمجید از قرائت این قاری بین‌المللی، از بزرگان موسیقی، خاطراتی درباره چگونگی ساخت آواهای ماندگار عاشورایی نقل کرد.

سپس مصطفی شبرنگ، قطعه‌ای آواز خواند و در ادامه شاعران مهمان این برنامه، اشعار خود را قرائت کردند که در ادامه می‌خوانیم.

اصغر معاذی:

زمان خلقت تو اول جهان بوده‌ست

شروع نور تو آغاز آسمان بوده‌ست

خدا شبی که تو را آفرید عاشق شد

طلوع نام تو و عشق هم‌زمان بوده‌ست

 دل غروب، به دنیا که آمدی خون بود

زمان گریه‌ تو لحظه‌ اذان بوده‌ست

شب تولد تو جبرئیل، تلخ گریست

گلی که روی سرت ریخت خیزران بوده‌ست

جهان به داغ تو آبی نریخت غیر از اشک

همان که گفت و فدایت نکرد جان بوده‌ست

کدام بوده!؟شکوه تو یا حقارت ما

که هرچه ساخت بشر از تو نردبان بوده‌ست

 به قدر جرعه‌ی آبی که خورد یاد کرد

غمی به نامت اگر خورده قدر نان بوده‌ست

اگر به بام بلند تو بال ما نرسید

فقط به خاطر یک مشت آب و دان بوده‌‎ست

گرسنه‌ایم و نمک‌ناشناس سفره‌ تو

تویی که دست تو تا بوده مهربان بوده‌ست…!

بهمن بنی‌هاشمی:

ناگهان ولوله شد صف‌شکنی پیدا شد

شاه با هیبت بی‌خویشتنی پیدا شد

«آسمان بار امانت نتوانست کشید»

ناگهان از وسط خیمه زنی پیدا شد

(«آسمان بار امانت نتوانست کشید»

از دل آتش و خون شیرزنی پیدا شد)

هر طرف رفت از آن چشمه‌ خونی جوشید

هر کجا روی نمود اهرمنی پیدا شد

کودکی بر سر خود دست نوازش می‌خواست

دستی افتاده جدا از بدنی پیدا شد

و شهادت که سراغ از ملک‌الموت گرفت

ملک مویه‌کن موی‌کنی پیدا شد

خون هفتاد و دو ملت به زمین ریخته بود

آسمان پل زد و بیت‌الحزنی پیدا شد

این چه بیت‌الحزنی بود که یعقوب نداشت

این که از هر طرفش پیرهنی پیدا شد

اشک را طاقت این قصه‌ی جانسوز نبود

چلچراغی، علمی، سینه‌زنی پیدا شد

شرح این واقعه را محتشمی لازم بود

هر طرف کنگره‌ای، انجمنی پیدا شد

ساعد باقری، شاعر و پژوهشگر در بخش مقتل‌خوانی از متون کهن به بیان مطالبی در این زمینه پرداخت. باقری همچون شب‌هاى ديگر به روايت مقتل «اللهوف» اثر ارزشمند سيد بن طاووس پرداخت.

در شب چهارم شیدایی، نوبت به ذكر وقايع روز عاشورا و چگونگى شهادت اصحاب و آنگاه خاندان سيدالشهدا(ع) رسيده بود. در سرانجام این بخش، ساعد باقری به توصیف جانگداز شهادت مولى الكونين حضرت اباعبدالله الحسين(ع) پرداخت.

روايت فارسى ساعد باقرى از كتاب «اللهوف على قتل الطفوف» حاصل بازنويسى خود او از ترجمه‌هاى موجود فارسى این كتاب است. او پيش از مقتل‌خوانى بر لزوم كار جمعى اديبان و مترجمان در ترجمه برخى متن‌هاى خاص، از جمله مقتل‌ها تاكيد كرده بود.

پس از مقتل‌خوانی، رضا موسوی‌طبری به بیان مقدمه‌ای درخصوص تلمیحات عاشورایی در شعر شاعران متقدم پرداخت. در ادامه عمده سخنان او تکیه بر نقد روایت ادوارد براون از تاریخ تشیع در دوره صفوی و تقسیم‌بندی انواع ادبی در این عهد داشت، خصوصا مرثیه‌های عاشورایی و ترکیب‌بند محتشم که براون به تفصیل بدان پرداخته است.

موسیقی و سوز و ساز و آواز در شب چهارم در دو بخش اجرا شد. ابتدا زهرا عنابستانی به دکلمه شعری از ساعد باقری با همراهی نوای کلارینت صابر موسوی پرداخت. سپس احسان لیوانی و حسام‌الدین صحرایی با آواز و نوای نی، بخش دوم موسیقی را اجرا کردند.

در پایان برنامه و در بخش بررسی سنت نغمه‌های عاشورایی، ساعد باقری با ذکر چند نمونه به نوحه‌هایی اشاره کرد که گاه مورد اعتراض قرار می‌گیرند که از ترانه‌های روز گرفته شده‌اند در حالی که اگر توجه کنیم، بسیاری از این نواها در واقع از نوحه‌های بسیار قدیمی‌تر وارد ترانه و مجددا وارد نوحه‌ها شده‌اند.

او در بخش دیگری از سخنان خود به اعتراض دیگری اشاره کرد: برخی وجود جنبه‌های عاطفی در نوحه‌ها را غیرضروری و حتی غیرشرعی و خلاف شأن امام حسین(ع) می‌دانند در حالی که باید در نظر داشته باشیم، کسانی که قابلیت امام بودن را دارند از شئون والای انسانی نیز برخوردارند.

او با تاکید بر اینکه افراط و تفریط در این زمینه بسیار زیاد شده است، به‌گونه‌ای که برخی برای برانگیختن احساسات حتی به دروغ متوسل می‌شوند، گفت: همواره بیشترین افراط و تفریط از سوی برنامه‌ریزان بوده است در حالی که در این بین یک نقطه تعادل وجود دارد که توسط «مردم» حفظ شده است.

ساعد باقری سخنان خود را با ذکر مصیبت شهدای دشت کربلا و دعا به پایان برد.

مصطفی رحماندوست، حسن خلیل‌آبادی، عضو کمیسیون فرهنگی- اجتماعی شورای شهر تهران و هنرمندان و شاعران در چهارمین شب شیدایی حضور داشتند.

آخرین شب از «شب‌های شیدایی» دوشنبه‌شب بیست و ششم شهریور در محل خانه شاعران ایران به نشانی خیابان دکترشریعتی، خیابان کلاهدوز (دولت)، نبش کوچه نعمتی برگزار می‌شود.

دانلود کتاب چهل طوطی

دانلود کتاب چهل طوطی

کتاب چهل طوطی که مشتمل است بر حکایات مفیده و تصاویر عدیده .
در بخشی از کتاب آمده :
… اما چند کلمه از سعید بشنو که به منزل و شهر به شهر راه طی می کرد و هرشب صد تومان را زیر سر داشت به اندک زمانی صاحب دولت شد .

روزی به شهری رسید که آن را حلب می نامیدند . در شهر گردش می کرد رفت پای قصری دید جمعی خاکستر نشینند . پرسید چه خبر است گفتند : این قصر دلارام چینی است و ما هریک از ولایتی آمده و سرمایه خود را باخته ایم روی وطن نداریم که برگردیم این دلارام هم شبی صد تومان می گیرد . سعید گفت : من که شبی صد تومان را دارم اینجا جای منست رفت داخل قصر شد . دلارام هم چهل کنیز داشت همه مانند خودش بودند هر شبی یکی را در بغل آن دلباختگان می فرستاد . سعید چهل شب به خوش گذرانی مشغول شد . دلارام دید این پسر صد تومان را هر شب از زیر سر بیرون می آورد . فهمید که جگر مرغ سعادت خورده تدبیری بخاطرش آمد چون می دانست آن هیچ وقت آب نمی شود گفت باید کاری کرد …

برای دانلود کتاب چهل طوطی ، به لینک زیر بروید .

دانلود کتاب

نويسنده / مترجم : نامشخص
زبان کتاب : فارسی
حجم کتاب : ۲۷ مگابایت

منبع : www.takbook.com

رمز فایل : www.takbook.com




 

 

تاریخ انتشار : دوشنبه ۲۶ شهريور ۱۳۹۷ ساعت ۱۵:۳۰

 

 

محسن فرجی، نویسنده و پژوهشگر در یادداشتی که در اختیار آتی بوک قرار داده، کتاب‏های مقتل را مانند جواهری درخشان دانسته که در میان کوهی از ترجمه‏‌های قدیمی و سخت‏‌خوان، چا‎پ‎های ناویراسته با صفحه‏‏‌آرایی‏‌ها و فونت‏‌های چشم‌‏آزار، طرح جلدهای نازیبا و قطع‏‌های نامناسب مغفول مانده‌‏اند و امروزی و خواندنی شدن این‌گونه آثار نیاز به همت افرادی همچون جعفر مدرس صادقی دارد.

کتاب‏‌های مقتل مغفول مانده‌‏اند و مدفون شده‌‏اند

 

خبرگزاری کتاب ایران‌(آتی بوک)- محسن فرجی، داستان‌نویس و پژوهشگر: می‏خواهم نوشته‌‏ام را با حرفی بدیهی شروع کنم و برسم به موضوعی که قرار است درباره‏اش سخن گفته شود؛ اینکه داستان کوتاه و رمان، گونه‌‏هایی ادبی هستند که از غرب وارد سرزمین ما و هر سرزمینی شده‌‏اند و حالا شکل و تعریفی تثبیت‎شده یافته‌‏اند، اما این تنها یک سوی ماجراست و در سوی دیگر ماجرا، ما با پدیده‌‏ای به اسم ادبیات مواجه هستیم که اتفاقا عرصه آزادی بی‏‌حد و مرز و تخیل و خلاقیت ناب است و می‏‌تواند اشکال و جلوه‌‏های بسیار متنوع و متعددی به خود بگیرد. اما برای رسیدن به این رهایش و فرا رفتن از تعاریف تثبیت‎شده ادبیات، هر سرزمینی امکاناتی روایی دارد که می‏‌تواند به کارش بیاید. برای ما این امکانات در قالب قصه‏‌های عامیانه، افسانه‏‌ها، مثل‎ها، متل‎ها، لالایی‏‌ها و … نمود یافته که کمابیش هم مورد استفاده نویسندگان امروز قرار گرفته است. اما یکی از این امکانات- که اتفاقا عرصه‏‌ای فراخ و گنجینه‏‌ای عظیم است- کمتر مورد توجه واقع شده است. از «مقتل»ها  سخن می‏‌گویم که واقعه عاشورا را در قالبی بدیع بیان کرده‌‏اند.
 
اما چرا این اتفاق افتاده و داستان‏‌نویسان ما برای کشف و خلق شیوه‏‌های تازه نوشتن، کمتر به سراغ مقتل رفته‌‏اند تا از نوع روایت‏‌پردازی آن بهره بگیرند؟ به‌نظرم یک دلیل اصلی را باید در شکل و شمایل مقاتل موجود در بازار نشر جستجو کرد. در واقع کتاب‏‌های مقتل مانند جواهری درخشان هستند که در میان کوهی از ترجمه‌‏های  قدیمی و سخت‏‌خوان، چا‎پ‎های ناویراسته با  صفحه‌‏‏آرایی‏‌ها و فونت‏‌های چشم‏‌آزار، طرح جلدهای نازیبا، قطع‏‌های نامناسب و … مغفول مانده‌‏اند و مدفون شده‌‏اند.  به همین خاطر هم  چندان به چشم نیامده‌‏اند؛ در صورتی‌که ارائه چاپی امروزی و شکیل از این متون، همراه با یک بازخوانی دقیق و جدی که شامل ویرایش حرفه‌‏ای، فصل‌بندی جدید و پاراگراف‎بندی  تازه و اعراب‏‌گذاری باشد، قطعاً می‏‌تواند این جواهر را پیش چشم نویسندگان بگذارد؛ مثل همان کاری که جعفر مدرس صادقی با برخی از متون کهن فارسی انجام داد و با مجاهدتی ستودنی، آنها را برای مخاطب امروز، خواندنی و در دسترس کرد. 
 
اما  در مورد مقاتل فقط یک اتفاق از این جنس افتاده است- امیدوارم بیشتر باشد و من خبر نداشته باشم- آن هم بازخوانی مقتل «نفس المهموم» تالیف شیخ عباس قمی  است. این بازخوانی توسط یاسین حجازی انجام شده و تحت عنوان «کتاب آه» منتشر شده است. اما نکته اینجاست که اگر یاسین حجازی، همتایانی هم داشته باشد که در این عرصه کاری درخور کرده باشند، تعدادشان قطعاً به تعداد انگشتان یک دست هم نمی‏‌رسد و این عرصه  بکر و گسترده همچنان چشم‌‏انتظار پژوهشگران و ادیبانی است که با شناخت از واقعه عاشورا و ادبیات، به سراغ بازخوانی‏ مقاتل بروند.
 
نباید فراموش کرد که چه جعفر مدرس صادقی و چه یاسین حجازی با عشق و همتی فردی و بدون پشتوانه به سراغ چنین کاری رفته‌‏اند. حال آنکه در اینجا به گمان من، از معدود جاهایی است که کار سفارشی نه تنها مذموم نیست، بلکه پسندیده و روا هم هست. در واقع، این برعهده متولیان فرهنگی است که با حمایت‏‌های خود راه را برای مولفان و ویراستاران و عاشوراپژوهان باز کنند تا آنها بتوانند مقاتل را به شکل و شمایلی تازه برای مخاطبان به‌طور عام و  داستان‏‌نویسان به‌طور خاص، خواندنی و در دسترس کنند. اگر این اتفاق بیفتد- که چندان هم غریب و دشوار نیست- خواهیم دید که چگونه کتاب‏‌های مقتل، علاوه بر بار معنایی زیبا و سترگ‏شان، می‏‌توانند  شیوه‏‌های روایی بدیعی را پیش‌روی قصه‏‌نویسان ما بگذارند و امکانی تازه  و جذاب برای خلق ادبیات باشند.

 

 

اهمیت لحظات اول آشنایی/

اهمیت لحظات اول آشنایی

آیا می‌دانید که وقتی برای اولین بار با کسی آشنا می‌شوید، فقط ۳ ثانیه طول می‌کشد که توسط وی قضاوت شوید؟ همین مدت کوتاه کافی است تا این فرد عقیده‌ای در مورد شما پیدا کند که ظاهر شما، طرز لباس پوشیدن، زبان بدن، رفتار و سبک مخصوص‌تان آن را شکل داده‌اند. این را گفتم تا بدانید، لحظات اول آشنایی چقدر اهمیت دارد.

در حقیقت در هربار مواجهه با افراد جدید، شما مورد قضاوت قرار می‌گیرید و هر بار عقیده‌ای در مورد شما شکل می‌گیرد. تغییر یا از بین بردن تاثیر اولین برخورد تقریبا غیر ممکن بوده و برای همین است که اولین ملاقات اینقدر مهم می‌شود؛ چرا که در نوع رابطه‌ای که پس از آن شکل خواهد گرفت تعیین‌کننده است. فرقی نمی‌کند ملاقات کاری با کسی داشته باشید یا در زندگی اجتماعی‌تان با شخص جدیدی آشنا شوید. هرکدام که باشد، خیلی مهم است که بدانید چطور می‌شود در نگاه اول تاثیر خوبی در ذهن افراد به جا گذاشت. در این مقاله شما با چند نکته کلیدی آشنا می‌شوید که با رعایت آنها می‌توانید تصویر درخشانی از خود در ذهن طرف مقابل‌تان بر جای گذارید.

۱. به موقع سر قرار بروید

کسی که اولین بار است شما را می‌بیند زیاد علاقه‌ای به شنیدن توجیه‌ها و بهانه‌هایی که برای دیر رسیدن می‌آورید ندارد؛ حتی اگر توجیه‌هایتان کاملا معقول و به‌جا باشند. طوری برنامه ریزی کنید که چند دقیقه زودتر از زمان مقرر به مقصد برسید. برنامه‌تان را حساب شده بچینید و زمانی را برای تاخیرهای احتمالی مثل ترافیک یا رفتن از مسیر اشتباهی، در نظر بگیرید. فراموش نکنید زود رسیدن بهتر از دیر رسیدن است، و اولین قدم در ساختن ذهنیت خوب در نگاه اول هم، همین زود رسیدن است.

۲. خودتان باشید، راحت باشید

اگر بی‌قرار و مضطرب باشید، طرف مقابل‌تان هم ممکن است احساس ناراحتی کند و این طوری بی‌برو برگرد ذهنیت اشتباهی از خودتان در ذهن او خلق می‌کنید. اما اگر اعتماد به نفس داشته باشید و آرام بمانید، مخاطب‌تان هم بیشتر احساس راحتی می‌کند. به این ترتیب هردو بنیان محکمی پیدا خواهید کرد تا یک تصویر خوب در برخورد اول بسازید. یکی از تکنیک‌های ریلکسیشن که می‌تواند در این راه کمک‌تان کند، تکنیک تمرکز است. این تکنیک برای غلبه بر استرس سخنرانی در جمع بسیار کاربردی است و کمک می‌کند تا توجه‌تان را از وقایع محیط اطراف به مرکز بدن خودتان معطوف کنید و از شر اضطراب خلاص شوید. برای اطلاعات بیشتر در مورد این تکنیک به این مقاله مراجعه کنید تا بفهمید چطور می‌شود آن ادرنالین را فرو نشاند!

۳. متناسب جلوه کنید

این که ظاهر فیزیکی اهمیت دارد، یک چیز بدیهی است. کسی که برای اولین بار شما را ملاقات می‌کند هیچ چیز در مورد شما نمی‌داند و اولین سرنخی که از شخصیت شما بدست می‌آورد، از همین ظاهر شماست. اما این به معنی نیست که باید خودتان را شبیه مدل‌های شیک و پیک کنید تا ذهنیت خوب و ماندگاری در ذهن‌ها خلق شود؛ البته مگر اینکه برای مدل شدن مصاحبه کاری داشته باشید! نکته‌ی مهم این است که معقول و مرتب لباس بپوشید و متناسب جلوه کنید.

از قدیم گفته‌اند شنیدن کی بود مانند دیدن؛ بنابراین در اولین چیزی که مخاطب‌تان در شما می‌بیند، هزار نکته نهفته است. پس به این نکته توجه داشته باشید که آیا ظاهرتان اطلاعات درستی در مورد شما منتقل می‌کند؟ آیا این نکته‌های نهان تصویر اولیه‌ی خوبی از شما ارائه می‌دهند؟ دقت کنید که کجا قرار است بروید و لباس مناسب برای آن ملاقات یا موقعیت به‌خصوص چیست؟ برای محیط کاری‌ای که قرار است برای بار اول بروید، کدام پوشش مناسب‌تر است؟ کت و شلوار؟ یک کت اسپرت؟ و یا یک تیپ غیر رسمی؟ برای این‌کار می‌توانید از خودتان بپرسید که طرف مقابل‌تان احتمالا چه چیزی خواهد پوشید. اگر کار او در حوزه‌ی تبلیغات یا موسیقی است، شاید پوشیدن یک دست کت و شلوار کلاسیک چندان به‌جا نباشد!

توجه داشته باشید که لباس مخصوص محیط کسب‌و‌کار و یا ملاقات‌های اجتماعی، در کشورها و فرهنگ‌های مختلف فرق دارد. بنابراین اگر در محیط یا کشوری ناآشنا هستید، حواس‌تان باشد که از سنت‌ها و هنجارهای آنجا مطلع شوید. در کل باید گفت که لباس‌های تمیز و مرتب، مدل موی خوب، اصلاح کامل، آرایش باوقار، برای بیشتر موقعیت‌های کاری و اجتماعی مناسب است. توجه داشته باشید که آرایش، پیرایش و نظافت‌تان برازنده‌ی شما باشد. با لباس پوشیدن صحیح و رسیدن به سر و وضع‌تان، نه تنها می‌توانید در برخورد اول تاثیر خوبی بگذارید، بلکه می‌توانید برای قرار گرفتن در یک موقعیت حساس کاملا آماده بوده و اعتماد‌به‌نفس و آرامش بیشتری پیدا کنید.

۴. چند کلمه در باب شخصیت منحصر‌به‌فرد

خبر خوبی که برای‌تان داریم این است که نیاز نیست برای تاثیرگذاری روی دیگران، هم‌رنگ جماعت بشوید یا ویژگی‌های منحصربه‌فرد خودتان را کتمان کنید. درست است که در برخورد اول تا حدودی باید در هنجارهای جامعه بگنجید. اما همه اینها به این برمی‌گردد به مقوله سر و وضع‌تان که متناسب با موقعیت باشد. مثلا اگر فضا کاری است، پوشش اداری متناسب داشته باشید. اگر در برنامه عصرگاهی کاملا رسمی شرکت دارید، لباس شب مناسب با آن را انتخاب کنید. ولی همراه با همه اینها، فردیت و شخصیت منحصربه‌فرد خودتان را هم داخل همین چارچوب نشان دهید.

۵. یک لبخند قهرمانانه!

خوب گفته‌اند که «بخند تا دنیا به رویت بخندد.» در اولین برخورد، هیچ کاری به اندازه لبخند زدن، ذهنیت مثبت از شما نمی‌سازد. لبخندی گرم و همراه با اعتماد‌به‌نفس باعث می‌شود هم شما احساس راحتی کنید و هم طرف مقابل‌تان. پس وقتی حرف از برخورد اول است، لبخند زدن برگ برنده شماست. اما حواس‌تان باشد که شورش را درنیاورید، کسانی که زیادی لبخند می‌زنند ممکن است ریاکار و گول‌زنک به نظر بیایند و یا حتی سطحی و ظاهربین جلوه کنند.

۶. اعتماد‌به‌نفس داشته باشید

در خلق ذهنیت مثبت در اولین نگاه، زبان بدن هم به اندازه‌ی لباس و ظاهر موثر است. هردوی اینها برای مخاطب‌تان، هزار حرف از شما دارد. از زبان بدن‌تان استفاده کنید تا اعتماد‌به‌نفس‌تان را در ذهن مخاطب برجسته سازید (زبان بدن افراد با اعتماد به نفس را یاد بگیرید). راست بایستید، لبخند بزنید، ارتباط چشمی برقرار کنید و محکم دست بدهید. همه‌ی اینها کمک می‌کنند تا در نظر بقیه به عنوان فردی جلوه کنید که از خودش مطمئن است. به این ترتیب هم خودتان و هم طرف مقابل‌تان تشویق می‌شوید که احساس راحتی بیشتری داشته باشید.

تقریبا همه‌ی آدم‌ها وقتی برای اولین بار کسی را ملاقات می‌کنند کمی مضطرب می‌شوند. این دلشوره ممکن است باعث شود تیک عصبی شما رو شود و عرق کردن کف دست هایتان شروع شود. اگر از عادت‌های عصبی‌تان باخبر باشید می‌توانید آنها را تحت اختیار بگیرید. با کنترل خنده‌های عصبی و دستپاچگی‌تان هم خود را آرام کرده‌اید، هم طرف مقابل‌تان را. فراگیری روش‌های مختلف ریلکسیشن می‌تواند در کنترل کردن عادت‌های عصبی به شما کمک کند.

۷. باز کردن سر صحبت را فراموش نکنید

مکالمه‌ها بر پایه‌ی بده‌بستان‌های زبانی بنا شده‌اند. برای اینکه بتوانید گفتگوی دوستانه‌تری داشته باشید، قبل از ملاقات، اطلاعاتی در مورد علایق طرف‌مقابل‌تان به‌دست بیاورید. مثلا آیا فوتبال بازی می‌کند؟ آیا در موسسه خیریه خاصی فعالیت دارد؟ ببینید چه چیزی هست که شما با این فرد به صورت مشترک داشته باشید؟ اگر هست، همان می‌تواند موضوع خیلی خوبی برای باز کردن سر صحبت باشد. با خوب شروع کردن گفتگو، ادامه‌ی مکالمه هم راحت‌تر پیش می‌رود.

۸. مثبت فکر کنید

طرز فکر شما در همه کارهایی که انجام می‌دهید خودش را نشان می‌دهد. پس سعی کنید نگرش مثبت داشته باشید، حتی در مقابل انتقادها و یا زمانی که دارید از اضطراب دق می‌کنید. همه‌ی سعی‌تان را بکنید تا از اولین دیدارتان چیزی یاد بگیرید، بشاش و پرانرژی بمانید و لبخند روی لب‌تان را حفظ کنید.

۹. مودب و باملاحظه باشید

لازم به گفتن نیست که رفتار مودبانه، اخلاق خوب و برخورد محترمانه و باملاحظه رفتار کردن چقدر در ساختن ذهنیت مثبت در اولین برخورد موثر است. در واقع این حداقلی است که باید رعایت کنید! پس بهترین رفتار را داشته باشید!

یکی از قابل‌توجه ترین کارهایی که می‌توانید انجام دهید، خاموش کردن موبایل است. تصور کنید که چه تاثیری بر طرف مقابل‌تان خواهید گذاشت اگر با کسی غیر از وی، صحبت کنید؟ آشنای جدیدتان سزاوار توجه صد درصدی شماست. هرچقدر توجه‌تان به او کمتر باشد، تاثیر بدتری بر او گذاشته‌اید.

آنچه خواندید، می‌تواند برگ برنده‌ی شما برای یک شروع خوب باشد و شانس بیشتری در رسیدن به موفقیت برای‌تان ایجاد کند.

برگرفته از : چطور

دانلود کتاب


 

​آخرین جلسه یک‌شنبه‌های کتاب برگزار شد؛

مخالف پایین آمدن سطح عمومی مطالعه در کشور هستم

 

تاریخ انتشار : دوشنبه ۲۶ شهريور ۱۳۹۷ ساعت ۱۶:۳۸

 

 

سیامک گلشیری در نشست «یک‌شنبه‌های کتاب» فرهنگسرای گلستان گفت: امروزه، گفته می‌شود که ما کتاب‌خوان کم داریم اما من این‌گونه فکر نمی‌کنم، به نظر من اگر مردم متوجه شوند که کتابی خوب است و کتابفروشی در دسترس آنان قرار داشته باشد، آن کتاب خوانده می‌شود و تیراژ بالا می‌رود.

سیامک گلشیری: کتاب خوب، بدون مخاطب نمی‌ماند

 

به گزارش خبرگزاری کتاب ایران (آتی بوک) نشست یک‌شنبه‌های کتاب با هدف آشنایی بیشتر مخاطبان با آثار فاخر ادبی و نویسندگان آن، با حضور نویسندگان مطرح کشور، هر هفته در کتاب‌خانه‌های منطقه ۸ برگزار می‌شود. آخرین جلسه از این نشست در فصل تابستان به میزبانی فرهنگسرای گلستان و با حضور سیامک گلشیری برگزار شد.

سیامک گلشیری در ابتدای سخنان خود ضمن اشاره به اثار خود گفت: در سال ۱۳۷۳، اولین داستان کوتاه من به چاپ رسید. آن موقع مجله‌هایی بود که برد بسیاری داشت و افراد زیادی آن را می‌خواندند. یکی از آن‌ها مجله آدینه بود که اکنون به نظرم جایش خالی است. اولین داستان من در آدینه به چاپ رسید. بعد از آن تا سال ۱۳۷۷، داستان‌های زیادی را چاپ کردم و سپس در همان سال، اولین مجموعه داستان من توسط انتشارات مرکز منتشر شد و پس از آن، تقریبا هر سال یک کتاب را داشتم. اولین رمان من در سال ۱۳۸۷ منتشر شد. خاطرم هست که نشر مروارید در مورد اولین رمان من گفت که بهتر است آن را در بخش کودک و نوجوان منتشر کنیم و همین اتفاق هم رخ داد. پس از این اتفاق، دیگر وارد بخش کودک و نوجوان شدم و آثار خود را در این حوزه نوشتم.

وی درباره اولین اثر خود که توسط انتشارات مرکز نیز به چاپ رسیده است، گفت: اسم ناشرهای بزرگ باعث می‌شود که کار نویسنده بهتر پخش شده و موثرتر دیده شود. اگر بخواهم چند نشر بزرگ را نام ببرم، باید به نشر مرکز، چشمه، مروارید، نگاه، ققنوس و … اشاره کنم. علاوه بر این، مجلات نیز از اهمیت بسیار زیادی برخوردار بودند که اکنون کم‌رنگ شده‌اند. خاطرم هست که یک زمانی رئیس انتشارات نگاه به من می‌گفت که وقتی یک کتاب را در روزنامه تبلیغ می‌کنم، فردای همان روز، حداقل ۷۰۰ نسخه از آن کتاب به فروش می‌رسید. در همان سال‌ها، مجله آدینه و دنیای سخن، نقش بسیار زیادی بر بیش‌تر دیده شدن یک کتاب داشتند. اکنون فکر می‌کنم که بار تمام آن مجلات و روزنامه‌ها را فضای مجازی بر دوش کشیده است و از این نظر بسیار هم خوب است. امروزه، گفته می‌شود که ما کتاب‌خوان کم داریم اما من این‌گونه فکر نمی‌کنم. به نظرم اگر مردم متوجه بشوند که یک کتابی خوب است و کتابفروشی به راحتی در دسترس آنان قرار بگیرد، تیراژ بسیار بالا می‌رود و آن کتاب خوانده می‌شود.

نویسنده کتاب «مهمانی تلخ» در بخش دیگری از سخنان خود ضمن اشاره به نقش منتقدین حوزه ادبیات در بهتر دیده شدن یک کتاب گفت: به نظرم، منتقدین نقش بسیار پررنگی دارند اما فکر می‌کنم که عصر منتقدین جدی در کشور ما فرا نرسیده است. دلیل آن هم این است که تیراژ کتاب‌ها خیلی پایین است. وقتی یک کتاب، هزار نسخه چاپ می‌شود، منتقد از کجا باید بفهمد که چنین کتابی وجود دارد؟ بالاخره او هم باید زندگی کند و شرایط زندگی را بگذراند.

او درباره‌ راز موفقیت خود گفت: به نظرم اهتمام به نوشتن بسیار مهم است. من هر روز ساعت ۸ صبح پشت میز کار خود هستم و تا ۱۱ ظهر می‌نویسم. خاطرم هست که به یکی از شاگردانم گفتم که برای موفقیت، کافی است تا هر روز یک ساعت بنویسید تا در پایان سال بتوانید یک رمان را به چاپ برسانید. البته باید بگویم که بسیاری از نوشته‌ها، نیاز به چندین بار بازنویسی دارد. برای مثال، یک رمان ۱۵۰ صفحه‌‌ای حداقل ۶-۷ ماه کار نیاز دارد. البته باید بگویم که از کار نویسندگی به صورت صرف، نمی‌توان گذران زندگی کرد و باید کارهای دیگری از جمله تدریس داستان‌نویسی و … را انجام داد.

سیامک گلشیری در پاسخ به سوالی مبنی بر توصیه خود به نویسندگان جوان، بیان کرد: به نظرمن، این نویسندگان که علاقه‌مند به نوشتن هستند، باید در ابتدا کلاس‌های داستان‌نویسی را بگذرانند و یا حداقل داستان‌های خود را برای کسانی که تخصص این کار را دارند، بخوانند تا اشکالات کارشان مشخص شود. علاوه بر این، معلمین کلاس‌های داستان‌نویسی، تمرین‌هایی را به دانش‌آموزان خود می‌دهند تا انجام دهند. آنان باید این تمرین‌ها را به خوبی انجام دهند.

وی افزود: در حقیقت، استعداد و علاقه به تنهایی کمک‌کننده نیست و باید اصول داستان‌نویسی به خوبی فراگرفته شود. یکی از کارهای بسیار خوبی که بسیار کمک‌کننده است، خواندن رمان‌های کلاسیک و خوب ادبیات گذشته است. دلیل این موضوع این است که علاوه بر یادگری نکات آکادمیک داستان‌نویسی، خواندن این کتاب‌ها شهرزاد داستان‌نویسی را در کسی که می‌خواهد داستان بنویسد، به وجود می‌آورد. این رمان‌ها، ماهیت داستان‌نویسی دارد و کسی که آن‌ها را بخواند، خیلی خوب می‌تواند داستان بنویسد.

 

این نویسنده و منتقد ادبی به تعریف خود از مخاطب‌شناسی اشاره کرد و گفت: اول از همه باید بدانیم که مخاطب رمان نوجوان با رمان بزرگسال فرق دارد. اگر بخواهم ساده بگویم، ویژگی اصلی رمان نوجوان این است که حداقل یکی از شخصیت‌های اصلی داستان باید نوجوان باشد تا خواننده با او هم‌زادپنداری کند. علاوه بر این، نویسنده باید داستان خود را به‌گونه‌ای بنویسد که خواننده بتواند آن را بخواند. قصه نقش عمده‌ای در رمان دارد و نویسنده بیش از هر چیز باید به آن توجه کند. خیلی از رمان‌های خارجی به این دلیل مورد اقبال مخاطب قرار می‌گیرد که داستان آن ویژه است و مخاطب به خوبی می‌تواند با آن هم‌زادپنداری کند و شاید بتوان گفت که مخاطب بعضا با او زندگی می‌کند.

براساس خبر روابط عمومی مراکز فرهنگی هنری منطقه ۸ و فرهنگسرای گلستان، نویسنده مجموعه داستان «خون‌آشام‌ها» گفت: هر داستان، با یک جدل و کشمکش شکل می‌گیرد. در حقیقت، دو عنصر در تقابل با هم قرار می‌گیرند و این کشمکش بیرونی، منجر به ایجاد داستان می‌شود. جالب است که این کشمکش حتی می‌تواند بین انسان و طبیعت نیز باشد. برای مثال رمان «پیرمرد و دریا» نمونه‌ای از همین موضوع است. هر چه قدر این کشمکش قوی‌تر باشد، داستان نوشته شده قوی‌تر خواهد بود. بسیاری از داستان‌هایی که مورد توجه قرار نمی‌گیرد به دلیل همین موضوع است چرا که کشمکش واقعی در آنان شکل نگرفته است. باید به این موضوع اشاره کنم که نویسندگان مدرن، اکنون داستان خود را در قالب تصویر ارائه می‌دهند و ما می‌توانیم بسیاری از کنش‌ها و واکنش‌های آنان را ببینیم. این موضوع باعث کشش مخاطب به داستان می‌شود و تا آخرین لحظه نمی‌تواند آن را رها کند.

 

 

 

 

 

تاریخ انتشار : دوشنبه ۲۶ شهريور ۱۳۹۷ ساعت ۱۷:۳۵

 

 

کتاب «چگونه سر پدر و مادر خود را گول بمالیم» نوشته پیت جانسون با ترجمه هدا توکلی از سوی نشر هوپا منتشر شد.

چگونه سر پدر و مادر خود را گول بمالیم؟

 

به گزارش خبرگزاری کتاب ایران (آتی بوک) کتاب «چگونه سر پدر و مادر خود را گول بمالیم» نوشته پیت جانسون است که به تازگی با تصویرگری نیکالاس کتلو و ترجمه هدا توکلی از سوی انتشارات هوپا منتشر شده است. این کتاب پنجمین جلد از مجموعه «قصه‌های با پدر و مادر» است که با زبان طنز و به شکل یادداشت‌های روزانه، از زبان پسری به نام لویی روایت شده است.
 
کتاب «چگونه سر پدر و مادر خود را گول بمالیم» داستان پسری است به نام لویی که از دست پدر و مادرش که با دیگران رقابت و چشم و هم‌چشمی می‌کنند به ستوه آمده است. نقل مکان به محل جدید و مدرسه تازه، پدر و مادر لویی را به والدینی رقابتی تبدیل کرده است. آن‌ها از لویی و برادرش الیوت می‌خواهند که بعد از مدرسه با شرکت در کلاس‌ها و فعالیت‌های فوق‌برنامه رفتاری مشابه کودکان همسایه داشته باشند تا از قافله پیشرفت عقب نمانند.
 
در این کتاب چشمان لویی سر کلاس فیزیک که برایش کسالت‌بار است گرم می‌شوند و چرت عمیقی می‌زند اما معلمش متوجه شده و از دست او عصبانی می‌شود. پدر و مادرش هم برای این کار او حسابی از کوره در می‌روند و نمی‌گذارند در برنامه‌ اینترنتی‌ای که حرف اول را در کل دنیا می‌زند، شرکت کند. لویی هرکاری می‌کند تا رضایت پدر و مادرش را کسب کند اما فایده‌ای ندارد تا اینکه بهترین دوستش، مدی، روشی سری به او یاد می‌دهدکه چگونه پدر و مادرش را گول بزند تا هر کاری دلش می‌خواهد انجام دهد.
 
کتاب نگاهی نقادانه به رفتار تربیتی خانواده‌ها دارد، رفتار پدر و مادرهای این کتاب برای خواننده ملموس و باورپذیر است و نویسنده به صورتی غیرمستقیم شیوه‌های تربیتی جاه‌طلبانه و توام با فشار والدین را زیر سؤال می‌برد.
 
از دیگر عنوان‌های این مجموعه می‌توان به «چگونه پدر و مادر خود را تربیت کنیم»، «پدر و مادرم دیوانه‌ام کرده‌اند»، «پدر و مادرم زده‌اند به سیم آخر»، «چگونه پدر و مادر خود را به روزرسانی کنیم» اشاره کرد.
 
پیت جانسون نویسنده کودک و نوجوان انگلیسی، متولد ۱۹۶۵ میلادی است. او تاکنون بیش از ۴۰ کتاب نوشته است و در سنت‌آلبانس، واقع در جنوب انگلستان، زندگی می‌کند. کتاب‌های این نویسنده طرفداران زیادی دارد و کتاب «چگونه پدر و مادر خود را تربیت کنیم» یعنی نخستین جلد مجموعه «قصه‌های با پدر و مادر» علاوه بر دریافت جایزه کتاب شفیلد در فهرست نهایی دو جایزه مهم بوک باسترز و کتاب کودک انفیلد تاکنون به بیش از بیست زبان ازجمله چینی، ژاپنی و آلمانی ترجمه شده است؛ کتابی که خواننده را به قاه‌قاه خندیدن وامی‌دارد. «صد و یک سگ خال‌دار» اثر دودی اسمیت رمان مورد علاقه‌ پیت جانسون است. او می‌گوید نوشتن را نخستین بار با نامه‌هایی به دودی اسمیت شروع کرده است و خانم اسمیت با پاسخ به نامه‌اش اولین کسی بوده که ایده نویسنده شدن را در ذهن پیت جانسون پرورانده است.

 

«عقرب»، «پرونده‌ سری کارآگاه‌هنری و دستیارش تاشا»، «خیالت تخت» و «من بچه شرم» کتاب‌های دیگری هستند که از همین نویسنده منتشر شده است.
 
نیکالاس کتلو، متولد ۱۹۷۵ است و در استاکپورت منچستر دنیا آمده، تصویرگر کتاب کودکان است و بیشتر از ۲۰ جلد کتاب برای کودکان تصویرگری کرده است.
 
انتشارات هوپا، کتاب «چگونه سر پدر و مادر خود را گول بمالیم» را در قالب ۲۸۶ با شمارگان دو هزار نسخه و قیمت ۲۱۰ هزار ریال منتشر کرده است.
 

 

 

Hiweb
بوکیار - دانلود کتاب های انگلیسی دانشگاهی و علمی


One False Move
نمایش در اندازه اصلی

It’s no secret that Harlan Coben’s name is synonymous with unrelenting suspense. In this compelling fifth novel in his acclaimed Myron Bolitar series, the unforgettable sports agent agrees to protect basketball star Brenda Slaughter while trying to unravel the tragic riddle of her life.

As a big-time New York sports agent, Myron has a professional interest in Brenda. Then a personal one. But between them isn’t just the difference in their backgrounds or the color of their skin. Between them is a chasm of corruption and lies, a vicious young mafioso on the make, and one secret that some people are dying to keep–and others are killing to protect.

● برای آگاهی یافتن از چگونگی مطالعه این کتاب، ویکی کتابناک را ببینید.

» کتابناکهای مرتبط:
Seven From The Stars
سه داستان
Deadly Housewives

نسخه ها

حجم: ۱ مگابایت

دریافت ها: ۱۸۵

تعداد صفحات: ۲۵۸



درج دیدگاه مختص اعضا است! برای ورود به حساب خود اینجا و برای عضویت اینجا کلیک کنید.



برچسب ها

تمامی حقوق مطالب برای آتی بوک محفوظ است و هرگونه کپی برداری بدون ذکر منبع ممنوع می باشد.